سلسله ای از تحریف تاریخ و خدئه و دروغ براى فریب نسل جوان در داخل کشور

بهزاد علیشاهی، کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، چهارم مارس 2010
http://www.cibloggers.com/?p=4480

(استراتژى قدرت طلبی و تمامیت خواهی- اشرف آخرین دستاویز- نقدینه بزرگ از جیب خلق قهرمان برای عرض اندام)

شاید جملات بالا تیتر واقعی اطلاعیه “مسعود رجوی” باشد.

مطالبی را که مجاهدین خلق سلسله وار از قول “مسعود رجوی” بیان میکنند،بیشتر میتوان پاسخ آنها به موج نفرت و انزجارجوانان بخصوص جوانان داخل کشور دانست که مستقیم مورد خطاب قرار گرفته اند ، مجاهدین خلق سعی کرده اند که با تغییردر تاریخ عصر حاضر، تمامی اتهامات خود را ماستمالی کرده و لباس میش بپوشند تا شاید بتوانند از نمد جنبش سبز کلاهی تهیه کنند. این البته اولین قدم است که اگر محقق شود ،قدم دوم آنها ،تحریف تاریخ برای از بین بردن رقبا خواهد بود . من سعی دارم دراین مطلب ادامه دار، تناقضات و جعلیات این اطلاعیه “مسعود رجوی” را بازگو کنم ؛ قسمتهایی که با رنگ آبی است از متن اطلاعیه “مسعود رجوی” و توضیحات من نیز با رنگ مشکی درج شده .

“مسعود رجوی” صحبتهایش را با ترفندی برای دامن زدن به آشوب در ایران و شکست جنبش اجتماعی قانونگرا شروع میکند ؛او با شعار بجنگ تا بجنگیم و مخاطب قرار دادن هواداران و پشتیبانان لابد جنگو و مسلح اش در داخل ایران عملا به سرکوبگران جنبش مجوز داده و حقانیت گفته های آنها را در دخالت مجاهدین خلق و خشونتگرایی اثبات میکند .

سلام به زنان و مردان اشرفنشان که در اثناى قیام فریاد مىزنند «ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم»،
سلام به بچههاى بىترس و بیم که در قیام عاشورا فریاد مىزدند «ما بچههاى جنگیم، بجنگ تا بجنگیم»،
و سلام به هواداران و پشتیبانان مجاهدین خلق ایران و خواهران و برادران مجاهدم در داخل کشور،

“مسعود رجوی” با ترفندی تکراری علیرغم اینکه میگوید باید اشتباهات را بیان کرد ؛ از همان اول منکر همه اشتباهات شده و میگوید اگر سندی از نشریه مجاهدین یا اسناد سازمان به شما نشان دادند و مشکلی داشت بدانید جعلی است و ساخته اند و لابد فیلم ها و نامه ها و حتی دیده های و شنیده ها هم به زعم او جعلی خواهد بود ؛ در ادامه او این حقه بازی را تکمیل کرده و سه دلیل دیگر نیز می آورد که به زغم خودش اثبات بی گناهی است یکی اینکه به دلایل امنتی و ….. نمیشود همه چیز را الان گفت و دیگر اینکه اگر کسی سئوالی پرسید به من واگذار کنید و نگذارید زیاد حرف مفت بزند .بدون اینکه توضیح او با چه مکانیزمی به سئوالات پاسخ خواهد داد. و بدون اینکه بگوید این حرف صرفا پشت گوش انداختن و فرار موقت از پاسخگویی است . دلایل امنیتی هم همیشه بهانه خوبی برای سرکوب و نقض آزادی بیان است ؛ برای همین هم هست که فرقه ها بیشتر در شرایط پلیسی میتوانند رشد کنند و در دنیای آزاد اطلاعات، ذوب میشوند ؛ و دلیل سوم هم که در واقع شاه بیت دلایل اوست این است که اگر کسی انتقادی به مجاهدین داشت با این جمله سرکوبش کنید ، تو خودت چه کرده ای ؟سرکوب با این جمله که تو خودت چه کرده ای نیز یکی از شیوه های مورد استفاده همه دیکتاتورهاست متن را بخوانید :

نکته چهارم که باید با صراحت با شما درمیان بگذارم این است که به برخى سوالات هم، نمى‌توان و نباید به‌طور عام و علنى جواب داد. ملاحظات و محدودیتهاى اطلاعاتى و امنیتى و دستبستگیهاى سیاسى آن هم براى جنبش و سازمانى که از همه سو زیر ضرب است براى همه قابل فهم است. زیرا بر سر همه جادههاى تاریک ”شب پرستان همگى تیغ به کف“ در کمینند تا ”بکشانندش و در لجّه خون اندازند“ ………… برچسبهاى رژیم و مزدوران و متحدان و همسویان و پشتیبانان این رژیم ارزش پاسخگویى ندارد،…………. در مورد هر فرد یا جریان یا موضوع یا اتهام و ادعایى که خودتان نتوانید جوابگو باشید، تمامى این قبیل موارد را به من ارجاع بدهید. فقط نگذارید کسى که یک صدم یا یک هزارم یا یک دههزارم و یک صدهزارم مجاهدین، بها و خونبهاى آزادى و رنج و شکنجه دموکراسى را نپرداخته است، براى ما ابوعطا و لغز دموکراتیک بخواند و به جاى درس گرفتن، به ما درس آزادى عقیده و بیان یا حقوق زنان بدهد!

تااینجا هنوز “مسعود رجوی” وارد بحث اصلی نشده اما میخواهد قسم بخورد که راست میگوید کاری همه دروغگویان بی اعتقاد به مبنای قسم در ابتدا و به تاکید انجام میدهند او میگوید

۷سال پیش، در آخرین اجتماع مجاهدین در اشرف قبل از شروع جنگى که از قبل مشخص بود که رژیم چه بهرهبرداریهایى از آن به‌عمل خواهد آورد، و در شرایطى که از چپ و راست، بسیارى ما را به خالى کردن میدان فرا مى‌خواندند، گفتم: «وقتى دیو تنوره مىکشد، وقتى که دژخیم سر از پا نمىشناسد، رمز ماندگارى و اعتلا، کلمه فداست»

“مسعود رجوی” جمله امروزه خودش را با شعاری که در آن نشست داده ،زیرکانه ترکیب میکند که بگوید روی صدام سرمایه گذاری نکرده بوده و تحلیل غلطش از مقابله صدام با آمریکا را ماستمالی کند ؛ جمله اول یعنی جنگی که از قبل مشخص بود که رژیم چه بهره برداریهایی از آن به عمل خواهد آورد مربوط به حال است و جمله وقتی دژخیم سر از پا نمی شناسدتا آخر ،مربوط به آن نشست و در ادامه تحلیل آبکی رجوی در آن زمان است که گفت صدام با اینهمه هوادار و فدائی در مقابل آمریکا بازنده نخواهد بود و اگر هم آمریکا وارد عراق شود ما به ایران حمله خواهیم کرد و در بحبوبه حمله نظامی آمریکا، ما تهران را فتح خواهیم کرد …..( نقل به مضمون) “مسعود رجوی” اوضاع آشفته آن زمان را پلی برای عبور مجاهدین و رسیدن به قدرت میدانست و صدامی را تصور میکرد که بعد از ظفر بر آمریکا حامی و تکیه گاه قدرتمندی خواهدشد.

اما در این اطلاعیه و آموزش در مقدمه مطلب “مسعود رجوی” میگوید:
۳۱سال پیش در ۴بهمن ۱۳۵۷ که سه روز بود از زندان شاه، در بحبوحه قیام مردم، آزاد شده بودیم، من در اولین سخنرانى در دانشگاه تهران حرفم و شعارم از جانب مجاهدین این بود که «پیروز باد انقلاب دموکراتیک ایران». در آن ایام جماعت خمینى به‌تازگى شعار «انقلاب اسلامى» مى‌دادند. یکى از حاضران سؤال کرد «انقلاب دموکراتیک یعنى چه؟» جواب دادم «یعنى انقلابى با شرکت مردم یعنى با شرکت و حاکمیت تمام طبقات و اقشار خلق که یک نظام مردمى شورایى را تداعى مىکند».

مجاهدین همین الان هم شعار انقلاب دمکراتیک نمیدهند و جمهوری مورد نظرشان در صورت کسب قدرت را هم نوعی جمهوری اسلامی معرفی و اعلام کرده اند و آن زمان نیز بابت جمهوری اسلامی به رهبر انقلاب که منظورشان در آن زمان نه “مسعود رجوی” که آیت الله خمینی بود تبریک گفته اند . این هم کلیشه نشریه

حقیقت این است که مجاهدین خلق فقط و فقط در پی کسب قدرت بود ،آنهم همه قدرت و برای کسب تدریجی آن دست به هرکاری میزدند ، از ستایش آیت الله خمینی تا ساختن ترانه و سرود برای او و نوشتن سلسله مطالبی به اسم " به نام خمینی علیه خمینی" این اقدامات ،در فضای شور و شوق سالهای بعد از انقلاب نشان میداد که آنها نه در پی خدمت به خلق که به دنبال کسب قدرت به میدان آمده اند ؛ اقداماتی نظیر مصادره اموال بنیادها و سازمانهای وابسته به سیستم شاهنشاهی و نیز جمع کردن سلاح و مهمات ،آنهم بعد از سقوط رژیم شاه گواهی بر این امر بود .اما شعارهای آنان دقیقا طوری طراحی میشد که برای همه اقشار و گروهها خوش آیند باشد ، حتی برای آیت الله خمینی که آنروزها مجاهدین مفتخر بودند که اولین کسانی هستند که او را امام نامیده اند ، چیزی که در این بیانیه رجوی با وقاحت میگوید : از اول با لقب امام برای خمینی مخالف بودیم حرفی که در این کلیشه نشریه مجاهدن عکس آن را میخوانیم و در آن مجاهدین مفتخرند که اولین کسانی هستند که لقب امام را برای آیت الله خمینی کشف و پیشنهاد کرده اند .

“مسعود رجوی” با لفاظی های روشنفکرنمایانه دهه شصت میخواهد خود را دانشمندتمام عیار جلوه داده که در قسمت بعدی حرفهایش را به کرسی بنشاند او ازتعریف کالر ی و انسان و ارتباطات و سیبرنتیک شروع میکند و به آنتروپی و قرآن ختم میکند ، فقط جایی ذوق زده ماهیت بروز داده و از زبان چه گوارا میگوید که اکنون وقت آن رسیده که قلم ها را زمین گذاشته و برای تغییر جهان تفنگ برداریم.او البته توضیح نمیدهد با آنهمه سلاح و توپ و تانک اهدایی صدام تا امروز چه چیزی را تغییر داده است . “مسعود رجوی” میگوید؛ اگر امامت خمینی را پذیرفته بودیم او ،ما را در قدرت سهیم میکرد و باز میگوید که :

حرف خمینى هم روشن بود که کسى که امامت و ولایت او را نپذیرد و در عین حال ادعاى اسلام داشته باشد منافق است.

که کافی است برای نشان دادن بطلان این حرف به همان سند بالا نگاهی بیندازید ؛ البته اسناد دیگری هم هست که در ادامه این مطلب خواهد آمد ، این بخش اول پیام رجوی بود و به همین منوال بخشهای بعدی را از نظر شما خواهم گذراند.

ادامه دارد