بنیاد گرائی واقعی چه کسی است :
قسمت چهارم



(Izzat Ebrahim and
Massoud Rajavi still at large)
محمد کرمی، وبلاگ عیاران،
ششم مارس 2010
http://mohamadkarami.wordpress.com/2010/03/05/504/
لینک به قسمت اول:
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7678
لینک به قسمت دوم:
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7698
لینک به قسمت سوم:
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7709
نشست های غسل ایدئولوژیک
هفتگی : نمی دانم که چقدر با این لغت آشنا هستید معنی و
مفهوم آن را می دانید . اما تا آنجا که من اطلاع دارم این
یک قانون من در آوردی فرقه رجوی است . کار کرد آن این است
که حتی ذهن نفرات را به لحاظ جنسی هم در کنترل و اختیار
خود در بیاورد . در این رابطه زن و مرد پیر وجوان همه باید
در هر سطحی هم که باشند وارد این مقوله بشوند . بجز خان
ابله ( مسعود رجوی ) و سلطانه خانم قجر عضدانلو ( مریم
رجوی ) چونکه این دو بنا بر ادعا خودشان بازبان بی زبانی
می گفتند که معصوم هستند و هیچ موقع خطا نمی کنند . – این
نشست ها باتوجه به رده تشکیلاتی دسته بندی می شود نه سن و
سال ، در خیلی مواقع دیده می شد که اختلاف سنی افراد 30
الی 35 سال است . که در جامعه عادی فرد نزد نوه خود نشسته
و دارد مسائل جنسی خود را بیان می کند . خان ابله می گفت :
این غسل ایدئولوژیک از نان و آب روز هم برشما ها واجب تر
است . چونکه جیم می دهد شیطان رجیم . سلطانه خانم می گفت :
این اصل طلائی هدیه خاص مسعود به شما است . اصل بر این است
که فرد هرچه بیشتر موارد و فاکت نوشته باشد . وی در غسل
ایدئولوژیک خوب شیرجه رفت است و تمامی فاکت های خود را
دستگیر کرده است . زیر آبی نرفته است یا به عبارتی مثل
چهارشنبه سوری از روی فاکت ها نپریده است . ( اینها
اصطلاحات فرقه است مثلا : شیرجه رفتن را به فردی می گفتند
که 50 الی 60 مورد فاکت می نوشتند . زیر آبی رفتن یا از
روی آتش چهار شنبه سوری پریدن به افرادی می گفتند که حوالی
15 مورد فاکت می نوشتند . افرادی که حوالی 10 فاکت می
نوشتند می گفتن که به جیم همان جنسیت دارد سواری می دهد ،
در ب انقلاب را تخته کرده است . معدود افرادی هم بودند که
فاکت های آنها سه رقمی می شد . )
- در اینجا یکی از جلسات
نشست غسل هفتگی را مختصر بیان می کنم . تعداد شرکت کننده
20 نفر از سن 30 ساله تا 57 ساله چند نفری متأهل بود ه اند
و بچه دارند و تعدادی هم مجرد هستند . مسئول نشست ایکس است
که خودش در توی بچه های محفل دار انگشت نما است . مورد ی
نبوده که زنی از حوالی او عبور کرده باشد و وی نظری به او
ننداخته باشد . نشست با حضور وغیاب شروع می شود کی می
خواهد اول بخواند همه سر ها به زیر است . بالاخره م – س –
دست با لا می کند و شروع به خواندن می کند : دوتا گربه
دیده که باهم بازی می کنند لحظه جنسیت داشته . دو تا کبوتر
را با هم دیده … گوینده اخبار را درموقع لبخند زدن دیده.
.. شب خواب همسر سابق را دیده … یاد دوست دختر دوران جوانی
اش افتاده … به یاد زن همسایه شان در ایران افتاده …فلان
خواهرکه داشته کار می کرده و در حین کار تونیک او به بدنش
چسبیده بوده…در دوران نوجوانی به یاد بازی با دختر خاله اش
افتاده …در حمام موقع نظافت فردی دو مورد آگاهانه و سه
مورد نا آگاهانه …داشته است به یاد روز های اول زندگی اش
افتاده که… داشته است وقتی که اولین فرزندش متولد شده … به
یاد اولین بار هدیه که به همسرش داده بود افتاده حسرت به
دلی گذشته را داشته است . به یاد دختر همسایه شان در جوانی
افتاده که … پشت سر خواهر ن – ص که می رفته نظر بدی…شب که
می خواسته استراحت کند به یاد زندگی گذشته اش افتاده که زن
و بچه ها نزد وی بودند … دوتا سگ که سوار هم بودند دیده …داشته
است . در موقع فیلم سینمائی نسبت به هنرپیشه زن … داشته
است . وقتی که آهنگ حمیرا پخش می شد با یاد دوران جوانی با
دوستش افتاد … وقتی که صدای خواننده زن را شنید یک لحظه…
داشته است . موقعی که داشته خمیر درست می کرده در موقع مشت
کردن آن لحظه دوران ( جنسیت ) داشته . در موقع نوشتن فاکت
ها بعضی از فاکت ها مجدد در ذهنش مرور شده بوده که… داشته
است . خواندن او که تمام شد چند نفر با دهان کف کرده هرچه
به دهانشان آمد به وی گفتند ، بعد از اظهار نظر بقیه مسئول
نشست نظرش را می دهد . که موارد خود را خوب دستگیر کردی
باید این ذهن بی در و پیکر را آنقدر بمباران کنی که دیگر
این موارد به ذهنت نزند . به خصوص آنهایی که تکرار ی بودند
و تو مشگل جنسیت داری و دنبال می کردی ، طلاق که دادی
ظاهری بوده که اینها از عفریته سابق به ذهنت می زند . برو
این ذهنت را گل بگیر این خودش خیانت به انقلاب است . به
این شکل است که شخصیت فرد را به لحاظ اخلاقی خورد می کنند
و شخص را درجمعی که هست بی هویت می کنند . این داستان هر
هفته تکرار می شود و فرد را بی هویت و پوچ می کنند . که در
مقابل هیچ چیزی قدرت تصمیم گیری ندارد و تبدیل به آدم های
کوکی می شوند .
– گزارش غسل هفتگی زنان :
ترکیب نشست آنان هم مانند مردان است سن و سال مطرح نیست .
بر اساس رده تشکیلاتی است فقط تعداد افراد آن در ستاد ها
کمتر از ترکیب مردان است . فاکت ها اکثرا از همان نوع فکت
های مردان است با این تفا وت که زنان افرادی عاطفی هستند .
فاکت های عاطفی هم به آنها اضافه می شد که چندین مورد آن
اشاره می کنم . خانم م – ن در دفتر یاداش خود این طور
نوشته بود . وقتیکه گل های راهرو ستاد را پاک می کردم لحظه
زندگی طلبی داشتم که زندگی چقدر لطیف است . در فیلم سینمای
وقتی که خانمی را دیدم که فرزندش در بغلش خوابیده حسرت به
دلی داشتم که من فرزندی ندارم . وقتی خانم های عراقی با
فرزندانشان به قرارگاه آمده بودند لحظه ای حسرت به دلی
مادر بودن به ذهنم زد . در پیاده رو که تردد می کردم برادر
ف راکه دیدم یک لحظه به یاد دوست دوران دبیرستانی ام
افتادم . در آشپز خانه مشغول پوست کندن بادمجان بودم …. در
خیابان 100 در حال تردد بودم که یک لحظه چشمم به ملعون
خبیث ( زنان به همسران سابق خود ملعون خبیث می گفتند و
مردان به همسران سابق خود عفریته می گفتند این دستور خان
ابله بود ) افتاد . وقتی با تحت مسولم نشست داشتم وی ادکلن
خوش بوئی استفاده کرده بوداز اداب و معاشرت وی خوشم آمد .
وقتی برادر- م – را دیدم با خودش می رسد و خوش تیپ است
لحظاتی به وی فکر کردم . وقتی خانم جوان عراقی را بهمراه
فرزندش دیدم دلم یکباره گر گرفت . وقتی خانم های عراقی
آرایش کرده در برنامه کریسمس شرکت کرده بودند لحظه ای حسرت
زندگی داشتم . خانم س – ع نوشته بود وقتیکه بالای کمدم
رفتم چشمم به هدیه فرزندم افتاد که سالهای قبل داده بود .
لحظه ای به یاد زندگی گذشته افتادم به خاطر اینکه دوباره
دچار آن مشگل نشوم آن را ازکمد بیرون انداختم . وقتیکه با
پیک از جلو باغ وحش عبور می کردم لحظه ای فرزندم در جلو
چشمم نمایان شد ، که با پدرش هر هفته به آنجا می رفت .
وقتیکه خانواده عراقی به همراه چهار دخترش به مراسم آمده
بودند دو باره آرزوها گذشته در دلم زنده شد . در اتاق کار
تلفن زنگ زد و می خواستند کاری را پی گیری کنند . که یک
باره متوجه شدم آنطرف خط آن ملعون خبیث است که تلفن را قطع
کردم . دو بار که زنگ زد به خواهر ح گفتم او جواب داد ،
اما ذهنم در گیر شد که آیا او هم مرا شناخت یا نه .
موارد دیگر :
- ج – م که خودش از
مسئولین برگزاری نشست لایه ها ی پا ئین بود ، در گزارش خود
می خواند که از فاکت و گزارشات دیگران خود ارضائی می کرده
است .
- افسر مخابرات عراقی یکی
از قرار گاه ها زنگ می زند به نفر روابط گزارش می دهد .
برادر شما با سگ ها این کار را می کند ، نفر مربوطه انکار
می کند که نه برادر ما این کاره نیست . قبول نمی کند و می
گوید باشد این باردر موقع عمل اطلاع می دهم . چند روز بعد
زنگ می زند به نفر روابط اطلاع می دهد که الان برادر شما
در فلان جا با سگ مشغول است ، قبول ندارید بروید نگاه کنید
. آقایان می روند می بیندند که م – ع مثل گراز روی سگ ماده
ای افتاده است . – هم جنس بازی درفرقه از سال 1380 به بعد
رشد ضریبی داشته است به طوری که تبدیل به یکی از معزل های
جدی این دستگاه شده است . حتی این مسله به رابطه فرمانده
هان با نفرات جدید هم کشیده شده است و نمی توانستند آن
مسله را جمع جور کنند . – استفاده از هر گونه ادکلن و
عطرکه بوی معطر داشته باشد در فرقه رجوی ممنوع است . مردان
بعد از اصلاح صورت خود از الکل طبی استفاده می کنند .
– در نشست ها ی سر فصلی
1380 بتول رجائی ( معروف به بتول هرجائی نام برده مسئول
تشکیلات زندان فرقه است ودر جنایت و خباثت روی دست لاجوردی
بلند شده است . ) خودش نشست های را بر گذار می کرد . در آن
جمع که حدود 200 می شدند به اصرار از نفر می خواست که آن
لحظات را تشریح کند . فرد را ول نمی کرد تا تشریح نمی کرد
و در اینجا ها بود که افراد به خاطر اینکه زودتر نجات پیدا
کنند به دروغ متوصل می شدند .
- گروه محفلی ما در قرار
گاه هفت حسین مسئول نوشتن نوک مطالب بود چونکه او به
تلویزون زیاد نگاه می کرد . هر اتفاقی در طول هفته افتاده
بود وی ثبت کرده بود روز جمعه که می شود ، دفترچه یاداشت
را می آورد روی میز کارگاه قرار می داد . می گفت هر کی
بیاد سهم مریم را بردارد به این ترتیب ده – پانزده نفره
گزارش غسل هفتگی خود را می نوشتیم .
- در گزارشات فاکت های که
نوشته می شود باید اسم افرادی که به ذهن شما زده است را
بنویسی و ضمیمه گزارش کنی . در جمع بندی ماهانه فاکت های
دنباله دار و تکراری راکه دسته بندی می کردند . اگر با فرد
مشخصی رابطه داشتی اینطور در می آوردند و به سراغ هردو می
آمدند که ببیند موضوع چی است . داستان ریشه دار می شد که
به این زودی ها نمی شد آن را جمع کرد .
- گزارش افراد متأهل به
شدت زیر ذربین بود می خواستتند در بیاورند فرد چقدر به فکر
همسرسابق خود است . چقدر ادامه دار است که در صورت ادامه
دار بودن ، از خان ابله ویا از سلطانه خانم خط می گرفتند
چه برخوردی بکنند . در غیبت آنها هم مژگان پارسائی به
عنوان جانشین تصمیم می گرفت که چه برخوردی با فرد خاطی
بکنند .
- گزارشات غسل هفتگی پس از
جمعبندی برادر مسئول هر قسمت تمامی گزارشات با پیوست ها و
ضمیمه ها به زنان فرمانده داد می شد . هر فرمانده ای می
خواند و چیزی اضافه می کرد تا به دست خان ابله یا سلطانه
خانم می رسید ، در غیبت آنها به مژگان پارسائی می رسد .
- مشتی از خروارها نمونه
گزارش که خیلی چیز ها را رعایت کردم و اشاره نکردم . که
خود بخوانید که این کلاف سری دراز دارد . نردیک 10 سال است
که به این ترتیب ذهن افراد راهم در اختیار و کنترل خود
دارند . به طوری که فرد باید رویاء های ذهنی خودش راکه
برای چند ثانیه به ذهن او خطور کرده را روی کاغذ بیاورد .
بهای گزافی برای آن پرداخت کند و این شیوه ای است که با آن
فرد رابه لحاظ اخلاقی ، خورد ، بی شخصیت ، بی هویت می کنند
. به قول فرقه بمباران ایدئولوژی آنقدر باید ادامه پیدا
کند که دیگربه ذهن خطور نکند . هر هفته هم تکرار می شود در
هیچ شرایطی تعطیل بردار نیست .
- گزارشات غسل هفتگی از هر گزارشی دیگر در درون فرقه مهم
تر است ، چونکه تمام ساختار فرقه روی ان سوار است و این
لنگر و محور فرقه است
خان ابله در رویاء ها داشت که این فرهنگ را در ایران هم
اجرا کند ، بارها در نشست ها ی عمومی که برگذار می کرد .
می گفت که این نشست های غسل را باید بعد از سرنگونی در
جوادیه ، ناری آباد ، یاخچی آباد و ….. در انظار عمومی
مردم برگذار کنید این هب المتین شما است . ادامه دارد
محمد کرمی
oyanyldash@yahoo,com