نگاهی به دستگیری عبدالمالک ریگی

.

الهه قوام پور، کانون ایران قلم، پنجم مارس 2010
http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/
4263-ElaheGhavamzade28.02.10.HTM

چند روز است که که موضوع دستگیری آقای ریگی اخبار بخشی از رسانه ها را اشغال کرده است. وقتیکه آدم شرح حال این جوان خام و بی تجربه که نام رهبر جندالله را بر روی خودش گذاشته ، میخواند یاد ایام جوانی مسعود رجوی می افتد. همچنین در ظاهر اینگونه بنظر می رسد که دلیل ترورهای انجام شده که بااحساسات کور و بی منطق صورت گرفته بخاطر قدرت گرفتن برای خود نبوده، بلکه برای احقاق حقوق اولیه ظلم مضاعفی است که به مردمش مانند سایر اقوام و یا دولت های کوچک دیگر روا شده است. البته من نزدیکی فکری با این نوع مبارزه خشونت طلبانه مبتنی بر ترور را ندارم و از دید من کاملا منفور است و از سوی دیگر اعدام احتمالی عبدالمالک ریگی را هم محکوم میکنم . من فکر می کنم برای جلوگیری از این اتفاقات جمهوری اسلامی باید دنبال راه چاره درست و منطقی باشد با اعدام آقای ریگی طرفداران ایشان که از مرز و بوم خودش است عکس و العمل نشان خواهند داد، چیزیکه مجاهدین از این آب گل الود ماهی خواهند گرفت.

به نطر من جندالله نام دیگری از گروه مجاهدین است که از طریق مردم مظلوم این منطقه مسعود رجوی سو استفاده کرده است. آقای رجوی اگر بداند کسی بخواهد بنام رهبر ایران خودش را جا بزند سرو کله اش از تن جدا می شود و در اینجاست که می بینی یک رهبر خام از آستین اقای رجوی بیرون زده و در بستر بیگانه برای ریاست جمهوری خانم مریم و ادامه رهبری بی پایگاه ایشان تلاش می شود.

خطاب کردن این جوان بی تجربه بعنوان رهبر مقاومت ، توجیه و پوششی برای ترورهای کور آقای مسعود رجوی است یادمان نرود از همان ابتدا که گروه جندالله ظهور کرد ، عملیاتهای تروریستی و تبلیغات برای آنها در رسانه های اقای رجوی بیشتر از هر رسانه دیگری باز تاب پیدا کرد و الان هم شاهد سوز و گداز مجاهدین هستیم. البته اشک ریختن آنها برای دستگیری آقای ریگی نیست اگر قرار باشد فرضا فردا توسط اقای ریگی جمهوری اسلامی از بین برود اولین کسی که با جمهوری اسلامی میرود همین اقای ریگی و دارو دسته گول خورده آنها است . آقای مسعود رجوی برای بدست گرفتن قدرت دست به هر جنایتی میزند و به هر کسی که یک موقعیتی به ایشان بدهد برای بدست گرفتن قدرت دست دراز میکند البته به این معنی نیست که وفادار باقی بماند.

عجز و ناله و التماس وی به آقای رضا پهلوی در هفته های گذشته یادتان نیست . آیا همین چند وقت پیش نبود که در رابطه با جنبش سبز اعلامیه های پی در پی می داد و بالاخره میخواست شیرجه توی آب گل الود بره و ماهی بگیرد و به آقای موسوی التماس می کرد. بنظر می رسد از این به بعد باید شاهد گروهای جدید دیگری با نام و شکل و شمایل دیگری از آقای مسعود رجوی باشیم چون میداند برای پیشبرد کارش تاریخ مصرف نام سازمان مجاهدین گذشته است.