رجوی با یک سال تاخیر پاسخ نامه اش به مجلس خبرگان را گرفت

رفسنجانی: رجوی ها به همان حیات در دریوزگی خودشان ادامه دهند

... منافقین که در زمان مبارزه با عنوان مجاهدین، مشغول مقابله با رژیم پهلوی بودند، ابتد وجدان نیمه بیدار آنان کم کم در بستر القائات بعثی‌ها به خواب رفت وچنان از عواطف و احساسات ملی و دینی تهی شدند که کشتن هموطنان و جاسوسی برای دشمنان در طول دفاع مقدس را افتخار خویش می‌دانستند. دین خویش را به کمونیست و سپس میهن خویش را نیز به حزب بعث فروختند و هر بار که عملیاتی در جبهه‌ها از سوی رزمندگان صورت می‌گرفت، اینان با اقدامات تروریستی، شیرینی پیروزی را در کام مردم تلخ می‌کردند ...

ایران اینترلینک در توضیحی بر خبرگزاری مهر، بیست و پنجم ژوئیه 2010
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1123177

رجوی پارسال در تاریخ سیزدهم ژوئیه 2009 نامه سرگشاده ای به "مجلس خبرگان" جمهوری اسلامی نوشت

لینک به متن کامل نامه رجوی
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6654

و گفت: ... اما اگر آقايان درباره جايگزينى موقت منتظرى، از اين نظر مشكل داشته باشند كه با حرف صريح خمينى مبنى بر فقدان طاقت و لياقت و سادهلوحى منتظرى، چه بايد كرد؟ و به‌خصوص اگر نامه خمينى به منتظرى در ششم فروردين 1368 را راهبند مى‌دانيد كه نوشته بود منتظرى در ”هيچ كار سياسى“ نبايد دخالت كند؛ توجه شما را به نامه 8فروردين1368 خود خمينى جلب مى‌كنم كه نوشته است: «در اسلام، مصلحت نظام، مقدم بر هرچيز است» ! ...

دلقک رجوی چند روز بعد نامه ای هم نوشت و در آن نگرانی خود از برخورد با "میرحسین موسوی" را ابراز نمود

لینک به متن این نامه کمدی تراژیک
http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=6759

... ایرانا در این رابطه نوشت:...سرکرده گروهک تروريستي منافقين نسبت به هرگونه تعرض،محاکمه و مجازات ميرحسين موسوي هشدار داد. گفتني است مسعود رجوي در شرايطي نسبت به سلامت ميرحسين موسوي و محاکمه و مجازات وي ابراز نگراني مي کند که دست وي تا مرفق به خون شهيدان انقلاب اسلامي از بهشتي و 72 تن و رجايي و باهنر تا صياد شيرازي و لاجوردي و صدها زن و مرد و کودک ايراني مظلوم آغشته است...

و همزمان زنش شرایط قبول بازگشتش به "جمهوری اسلامی" را در نامه ای اعلام نمود

لینک به متن نامه زن رجوی
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6716

و گفت: ... رژیم ایران در یك نامه رسمى خطاب به ملل متحد، صلیب سرخ بینالمللى و دولتهاى آمریكا و عراق،كه مفاد آن توسط آنها تائید و تضمین شود، اعلام و تعهد كند در صورتیكه ساكنان اشرف، طبق لیستى كه مقامهاى آمریكایى و عراقى در اختیار دارند، به ایران بازگردند، از دستگیرى و تعقیب و شكنجه و اعدام و هرگونه پیگرد و پرونده سازى قضایى مصون هستند و از آزادى بیان برخوردارند...

و سایت ایران دیدبان در این رابطه گفت: ... اگر مجاهدین خواهان دریافت امتیاز منع تعقیب می‌باشند، چرا ذكری از امتیازاتی كه خود در مقابل بنا است واگذار كنند به میان نمی‌آورند؟ نكند گمان می‌كنند همین كه تشریفشان را بیاورند ایران، یك امتیاز به حساب می‌آید؟ آیا مجاهدین نمی‌دانند كه آنها و در شرایط كنونی - به ویژه پس از حضور قدرتمندانه‌ی پلیس عراق در اردوگاه اشرف - به امنیت احتیاج دارند و این آنهایند كه بایستی امتیاز بدهند! ...

چند ماهی گذشت و از جمهوری اسلامی جوابی نیامد. پس رجوی در فوریه 2010 شروع کرد این بار نامه نگاری به رضا پهلوی

لینک به متن نامه رجوی به رضا پهلوی
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7701

و انجمن پیام رهایی در مورد این نامه فضاحت بار چنین نوشت: ... ...  رجوی در این نامه بگونه ای سخن می گوید که انگار رهبر حنبش سیز است و همه مردم او را به رهبری پذیرفته و در موقعیت حاکمیت است که اجازه می دهد رضا پهلوی در انتخابات شرکت کند او در نامه چنین وانمود می کند که می خواهد رضا پهلوی را نصیحت کند اما در واقع کاسه گدائی را برداشته و از وی استمداد می طلبد تا هواداری طرفداران رضا پهلوی و خود وی را جلب کند ...

و چند ماهی گذشت و از هیچ منبع نزدیک به رضا پهلوی هم جوابی نیامد

رجوی دوباره برگشت سراغ ولینعمت اولیه اش "لابی اسرائیل" و البته آنجا بعنوان دستمال مصرف شده صدام حسین دستی برش کشیدند

لینک به اظهار نظر های "دوستان اسرائیل" خوزه ازنار و جان بولتون
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8357

والتر نت در گزارش از شوی صهیونیستی مجاهدینی نوشت:...  به سخنرانی نخست وزیر سابق اسپانیا، خوزه ماریا اسنار و نماینده سابق امریکا در سازمان ملل، جان بولتون گوش کردند. این دو اخیرا با همکاری یکدیگر "بنیاد دوستان اسرائیل" را بنیان گذاری کرده اند و از وزارت خارجه امریکا می خواهند تا از یک طرف از ادامه تروریست دانستن این سازمان صرف نظر کرده و از طرف دیگر بر اتحادیه اروپا فشار بیاورد تا به تحریم های یک جانبه اضافی بر علیه ایران تن در دهند ...

به هر حال آنقدر اسرائیلی ها، رابطین دختر صدام با لابی اسرائیل و رجوی و همپالگی هایش در واشنگتن و لندن مزخرف سر هم کردند تا صدای سفیر عراق در بلژیک (پارلمان اروپا) را هم در آوردند

لینک به سخنان سفیر عراق در اعتراض حمایت پارلمانتر های اروپایی از تروریسم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8080

سایت پارلمان اروپا نوشت: ... عالیجناب محمد جواد الدورکی سفیر جمهوری عراق وی خاطر نشان ساخت که قبول اتهامات از طرف افرادی غیر واقعی و نوشتن مقالاتی با تکیه به این اتهامات بدون مرجع صدمه زیادی به روابط عراق و اتحادیه اروپا وارد می سازد. وی در همین رابطه مشخصا تاکید نمود که افراد باید در نظر داشته باشند که سازمان مجاهدین خلق در کشور عراق بعنوان یک گروه تروریستی شناخته می گردد. وی از اعضای هیئت روابط پارلمان اروپا با کشور عراق درخواست نمود تا موضع خود را بصورت مشخص در این رابطه اعلام نمایند ...

اما بنظر می رسد که بعد از یک سال جوابی از طرف مجلس خبرگان بصورت عمومی در پاسخ به نامه رجوی در خبرگزاری مهر منتشر شده است. البته حسرت خطاب مستقیم را به دل رجوی گذاشته ولی به هر حال بنظر می رسد جواب قانع کننده ای باشد

هاشمی رفسنجانی: عملیات مرصاد مصداقی از"ختامه المسک" است/ توصیه به جوانان درباره سیاست

خبرگزاری مهر، بیست و پنجم ژوئیه 2010
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1123177

دیدگاه آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری درباره عملیات مرصاد در آستانه سالگرد این عملیات غرور آفرین رزمندگان اسلام منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، متن کامل دیدگاه آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی به مناسبت فرا رسیدن ۵ مرداد ماه بیست و دومین سالروز عملیات غرورآفرین مرصاد بدین شرح است :
 

بسم الله الرحمن الرحیم

الذین طغوا فی البلاد فاکثروا فیها الفساد فصبّ علیهم ربک سوط عذاب ان ربّک لبالمرصاد
سوره مبارکه فجر، آیات ۱۱ تا ۱۴

روزگاری که همه گروههای مبارز برای مقابله با رژیم پهلوی پرچم مبارزه برافراشته و عده‌ای گرفتار حبس شده بودند، در زندان با جوانان متصلّبی آشنا شده بودیم که در بسیاری از موارد طریق افراط و تفریط می‌پیمودند.

به یاد دارم در مقطعی، در کنار سلول انفرادی من جوانی محبوس بود که وقتی پیشنهاد روزنامه‌ای را به او دادم تا مطالعه کند، گفت: قرآن دارم ونمی‌خواهم خود را با مجموعه‌ای دیگر مشغول کنم. آن جوانان به تدریج ازمسیر درستی که می‌پیمودند، منحرف شدند و علناً خود را التقاطی، یعنی ترکیبی از اسلام و مارکسیسم معرفی ‌کردند.

انحرافات فکری، افکار التقاطی و زیاده‌خواهی سیاسی رهبران این گروه در نخستین سالهای پس از پیروزی انقلاب، آنان را در مقابل مردم قرار داد و برای انتقام، تمام تلاش‌های خویش را معطوف به حذف شخصیتی و فیزیکی بسیج کنندگان مردم کردند و کارشان به آنجا رسید که میهن پهناوری به نام ایران را برای اقدامات تروریستی خویش محدود دیدند و سر از عراقی درآوردند که آن روزها در حال تجاوز به جمهوری اسلامی ایران و کشتار مردم بیگناه در شهرها و روستاها بود.

منافقین که در زمان مبارزه با عنوان مجاهدین، مشغول مقابله با رژیم پهلوی بودند، ابتد وجدان نیمه بیدار آنان کم کم در بستر القائات بعثی‌ها به خواب رفت وچنان از عواطف و احساسات ملی و دینی تهی شدند که کشتن هموطنان و جاسوسی برای دشمنان در طول دفاع مقدس را افتخار خویش می‌دانستند. دین خویش را به کمونیست و سپس میهن خویش را نیز به حزب بعث فروختند و هر بار که عملیاتی در جبهه‌ها از سوی رزمندگان صورت می‌گرفت، اینان با اقدامات تروریستی، شیرینی پیروزی را در کام مردم تلخ می‌کردند.

پس از قبول آتش بس توسط ایران، ارتش عراق با برداشت نادرست سردمداران خویش، پذیرش قطعنامه را حاکی از ضعف ایران دانست و دوباره از همان قسمت‌هایی که در آغاز جنگ وارد شده بود، شروع به پیشروی و اشغال سرزمین‌های ایران کرد، با این تفاوت که این بار جلودار این تجاوز، وطن‌فروشان منافقی بودند که جبهه میانی را برای اشغال میهن خویش و تقدیم آن به دشمن برعهده گرفتند.

در آن شرایط حساس به همراه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در یکی از قرارگاه‌های جنوب بودیم و قرار بر این شد که ایشان برای تمشیت امور در خوزستان بمانند و من برای سرکشی از وضعیت نیروها به جبهه غرب بروم. در مسیر خبر هجوم منافقین را در عملیاتی به نام فروغ جاویدان که عملاً ظلمت جاویدان شد، دریافت کردم.

از سفر به قلاّجه منصرف شدم و به کرمانشاه رفتم. در گوشه‌ای از شهر مستقر شدم و در این استقرار، صحنه‌هایی دیدم که از یک سوی نشان از عشق مردم به دفاع از وطن و از سوی دیگر نشان از خیانت گروهی خودفروخته به میهن خویش داشت که از سر پل ذهاب، کرند و اسلام‌آباد با پشتیبانی ارتش عراق گذشته و در مسیر اسلام‌آباد به کرمانشاه با نیروهای ما درگیر شدند.

به قول جهانگشای جوینی که حمله مغولان را توصیف می‌کرد، «آمدند، سوختند و کشتند»، اما حضور برق‌آسای مردم رزمنده و نیروهای نظامی، به خصوص قبایل ساکن و نظامیان مستقر در منطقه نگذاشتند دو فعل آخر تاریخ جهانگشا، یعنی «بردند و رفتند » به فعلیت برسد و اینجانب به خاطر مسئولیت فرماندهی جنگ تا پایان رفع آن فتنه در کرمانشاه ماندم تا شاهد آخرین برخورد زمینی جنگ‌های هشت سال دفاع مقدس به اسم «مرصاد» باشم که مصداقی از «ختامه المسک» است.

مسیر بین تنگه چهار زبر و گردنه حسن‌آباد، به همت و دلاوری‌های مردم منطقه، سیل عظیم و خروشان نیروهای مردمی و به ویژه سلحشورهای مثال زدنی هوانیروز گورستانشان شد و آرزوی حاکمیت بر مردم را با خویش به گور بردند و بقایای آنان که روی برگشت به دامان وطن و خانواده‌های خویش را نداشتند، آرزوهای بر باد رفته خویش را در قتل و غارت مردم عراق دیدند تا خوش خدمتی خویش به یک دیکتاتور سفاک را به کمال برسانند. جنایاتی که پس از سقوط صدام، پرونده‌های هولناک آن افشا شد و مردم عراق با دلایل منطقی خواستار محاکمه آنان و اخراج از سرزمین خویش می‌باشند.

جنایات ضدبشری منافقین در ۳۰ سال مقابله با مردم و جمهوری اسلامی آن قدر مشهود بود که غرب با همه ملاحظات سیاسی خویش، آنان را جزو گروههای تروریستی قرار داد وعجب این است که اتحادیه اروپا درزمانی که شعار حقوق بشری آنان گوش فلک را کر کرده است، برای انتقام از مردم ایران که قله‌های توسعه وپیشرفت را در افق چشم‌انداز ۲۰ ساله خویش ترسیم و بدان سوی حرکت کرده‌اند، منافقین را که دستشان به خون زن و مرد و پیر و جوان ایرانی آلوده است، از لیست گروهها تروریستی حذف کرده‌اند. اما نمی‌دانند در هر شرایط سیاسی، این گروه کمترین جایگاهی نزد ایرانیان ندارد.

پرونده آنان نزد مردم ایران سرشار ازخیانت‌های پیدا وپنهان است و گروهها وجناح‌های سیاسی موجود درکشور با همه اختلاف سلیقه‌هایی که با هم دارند، مبارزه با این خودفروشان و طرد آنان، یکی از وجوه مشترک آنان برای حاکمیت است.

هم آنان وهم اربابانشان مطمئن باشند که نتیجه فشارهای سیاسی آمریکا بر مسئولان عراق برای تداوم حضورشان در آن کشور، استمرار همین حیات دریوزگی در جاهایی چون پادگان اشرف است و حتی اگر رأفت اسلامی، مردم ایران را به پذیرش آنان وا دارد، خودشان به واسطه خیانات و جنایاتی که در طول این ۳۰ سال علیه ایران و ایرانی روا داشته‌اند، روی برگشت به میهن را نخواهند داشت.

چگونه ممکن است به ایرانی برگردند که فقط به خاطر همت ایرانیان در قطع وابستگی‌ها و رهایی کشور از اختاپوس رژیم ظالم پهلوی و هزار فامیل، بزرگ مردانش را مظلومانه در محراب‌های نماز جمعه به شهادت رساندند، مسئولانش را در ۷ تیر و ۸ شهریور و دیگر برنامه‌های تروریستی به جرم خدمات صادقانه به خاک و خون کشیدند و عده ای از فرزندان و دانشجویان این مرز و بوم را با تبلیغات مسموم خویش گمراه کرده‌اند.

اگرچه درهمان سالها دریک سفر تاریخی به نجف اشرف و دیداربا امام(ره) انحراف آنان را به استحضار رساندم،اما بر درایت و دوراندیشی آن پیر فرزانه درود می‌فرستم که چگونه ذات آنان را از پس پرده‌های گمراه‌کننده چهره‌های ظاهرالصلاح شناختند.

به هرحال سالگرد عملیات پیروزمندانه مرصاد درسال۱۳۶۷فرصت مناسبی است تا به واکاوی تاریخ تأسیس، مبارزه، انحراف و مقابله آنان با مردم ایران بپردازیم و بر مدافعان جان بر کف آن عملیات سلام و درود بفرستم که با اهدای خون خویش نگذاشتند لکه ننگ اشغال خاک وطن توسط وطن‌فروشان در تاریخ این میهن ثبت و ضبط شود.

به جوانان عزیزهم توصیه می‌کنم در بازار پر رنگ و لعاب سیاست که این روزها با ورود و خروج‌های مشکوک عده ای آلوده شده است، مواظب باشند که مبادا بازیچه نیات پلیدی شوند که پشت سخنان گمراه کننده پنهان شده‌اند. گروهی روحانیت اصیل، مبارزین استخوان خرد کرده، یادگاران جبهه و جنگ، مدیران ارزشمند سابق، مردم هوشمند و مهمتر از همه اندیشه‌های تابناک و یادگاران امام را مانع زیاده‌خواهی سیاسی خویش می‌دانند و برای انزوا و طرد آنان از هیچ کوششی دریغ نمی‌کنند.

البته مردم ایران در طول تاریخ ثابت کرده‌اند که نمی‌گذارند گروهی با ایجاد جزر و مدهای سیاسی در اقیانوس اندیشه‌های آنان موج‌سواری کنند و انقلاب اسلامی را که حاصل خون صدها هزار شهید در سالهای مبارزه و دفاع مقدس است، از مسیر درست خویش منحرف نمایند.