تاورنی استیصال ازعدم مشروعیت

بهزاد علیشاهی، یازدهم ژوئیه 2010
http://hasanzebel.blogfa.com/post-770.aspx

میخواهم از دو زاویه و دو نظر به تجمع و گردهمآیی مجاهدین خلق در تاورنی پاریس بپردازم ؛ یک زاویه مربوط میشود به خبرهای داخلی از این گروه وحواشی و اخبار منتشر نشده مربوط به گردهمآیی و زوایه دیگر که در قسمت دوم این مبحث خواهید خواند مصاحبه ای است با کسی که در این گردهمآیی حضور داشته که او هم ناگفته هایی را از این طرف سکه بازگو کرده است که خواهید خواند. اما خبرها و بحث های داخلی مجاهدین فرانسه نشین قبل و بعد از این گردهمآیی : مسئولین مجاهدین از چهار پنج ماه پیش در نشست های داخلی اور سورواز با عنوان کردن اینکه باید برای کاری بزرگ آماده شد و یا کار نهایی در پیش است و حتی در یک مورد بهشته شادرو که مسئول نشستی در باره اوضاع اشرف بوده به حاضرین نشست از قول مریم رجوی میگوید : شما به اشرفی ها فکر نکنید ؛ شما مصمم شوید برای کاری که سازمان در پیش دارد ؛ بعد از آن همه دنیا خودشان دنبال ما خواهند آمد و ایرانی و غیر ایرانی همه پشت ما خواهند بود . تا اینکه بطور رسمی از طرف مهدی ابریشمچی مراسم بیست و شش ژوئن اعلام میشود ؛ او در نشست اولیه اعلام برنامه بدون ذکر تاریخ میگوید که این برنامه مثل عملیات فرماندهی کل است و ما بجای خط شکنی دنبال رفتن به مرکز لشکر هستیم ( برای توضیح به کسانی که با این مفاهیم آشنایی ندارند باید بگویم که مجاهدین در عملیات نظامی و کمک به صدام در مرزها در زمان جنگ دو دوره را از هم متمایز میکنند: یکی عملیات قرارگاهی که قرارگاههای مختلف در عراق به خط مرزی حمله کرده و عقب نشینی میکردند و اگر امکانش بود اسیری و غنیمتی میآوردند و همین و دیگر عملیات فرماندهی کل که به اختصار آن را عملیات " اف کل " میگفتند که در آن نیروهای صدام خط را میشکستند و اعضای مجاهدین به اصطلاح نفوذ کرده و به مرکز لشکرمیرفتند و عمق عملیات مهم بود منجمله عملیات آفتاب و چلچراغ و فروغ) بله مهدی ابریشمچی این گردهمآیی را بلحاظ اهمیت در ردیف عملیات "اف کل " قرار داده بود و دلیل آن هم اینطور ذکر کرده بود که ما دیگر مجاهدین و هواداران را جمع نمیکنیم اینبار همه ایرانیان از سبز و سرخ و سفید به حرفهای خواهر مریم گوش خواهند داد و با تحقیر از بقیه اپوزسیون نام برده که بعداز این باید بروند غاز بچرانند همچنین در این نشست مهدی ابریشمچی گفته بود که همزمان در اشرف برنامه پخش شده و نیز در ایران هم تیم های ما خبر و اهمیتش را پخش میکنند ؛مهدی ابریشمچی گردهمآیی را خمیرمایه خیزش نهایی سرنگونی برای مردم ایران خوانده بود.خلاصه اینقدر از اهمیت و بزرگی جلسه گفته شده بود که همه اعضا فکر میکردند کاری متفاوت در پیش خواهد بود . مهدی ابریشمچی مسئول کل گردهمآیی و محسن عباسی مسئول امنیت و مهران کاکاوند مسئول امنیت صحنه و همچنین محمد محدثین مسئول دعوت از مهمانان خارجی و محمد علی توحیدی مسئول هدایت پارلمانترها و بالاخره بهشته شادرو مسئول تدارکات اعلام شدند که هرکدام با تیم های گسترده کار خود را شروع کردند .سازمان میخواست که استادیوم تاورنی را پرکند و اعضای ساده تر سازمان مسئول دعوت از همه ایرانیان و هرشخصی از هر ملیتی شدند ؛ طبق توجیهات جداگانه تیم ها قرار شد از هرکس و هر ملیت و هر قومی دعوت شود و دعوت ها به هر اسمی باشد مهم نیست ؛ در نشست های هفتگی وقتی در پرده اعضا از عدم استقبال مردم با شنیدن کلمه مجاهدین و دفاع از اشرف میگفتند توپ و تشرها شروع شد که هرکس تعهد دارد تعداد گفته شده را به جلسه بیاورد.مهدی ابریشمچی درآن جلسه میگوید که مگرما برای کار مالی نمیگفتیم که برای بچه های زلزله زده یا یتیم و یا بچه هایی که خانواده هایشان اعدام شده اند پول جمع میکنیم و حتی بعضی مواقع که طرف خارجی سگش را دوست داشت مگر نمیگفتیم که جمهوری اسلامی سگ ها را میکشد و ما برای نگهداری مخفی از سگ ها پول جمع میکنیم و با تشر به کادرها میگوید حالا چه شده که در مقابل دعوت از مردم که باید از خدایشان هم باشد که مفتی به پاریس میایند و مسافرت و هتل و غذای مفت به آنها میدهیم اینطور درمانده اید ؟ هرچه در صحنه لازم بود بگویید و با طنز میگوید اگرسبزی فروش بود بگویید بوستان داریم اگر کمونیست بود بگویید برای متحدشدن پرولتاریای جهان جمع میشویم،اگر سلطنت طلب بود بگویید مجلس شاهانه است و اگر هیچی نبود بگویید جشن تولد برادرم است و میخواهم خوشحالش کنم وبا این رویکرد بیش از دوماه همه افراد درگیر این مراسم بودند .نتایج گردهمآیی قرار بود این ها باشد ؛

در اشرف : بالا بردن روحیه استقامت بچه ها

در ایران: خیزش مردم تحت تأثیر عظمت مراسم وگردهمآیی عظیم جهانی و نیز تحرکهای به موقع تیمهای داخل ایران

در بین ایرانیان اروپا: گرویدن همه به سازمان مجاهدین با مقهور شدن در مقابل عظمت سازمان . بازهم مهدی ابریشمچی گفته بود که این گردهمآیی برای ایرانی ها مثل صدای دوشکا است ( دوشکا نوعی تیربارسنگین روسی با صدای زیاد است) و تعریف کرده بود که در عملیات فروغ تعدادی از اهالی که تحت تاثیرجمهور اسلامی به مجاهدین بد میگفتند وقتی یکی از بچه ها از روی جیب اقدام به شلیک هوایی دوشکا کرد همه آن اهالی از ترس صدا بی اختیار شروع کردند شعار رجوی ایران ایران رجوی را سر دادند و این گردهمآیی هم مثل دوشکا همه ایرانیان خارجه نشین را وادار خواهد کردشعار ایران رجوی رجوی ایران بدهند .

در بین پارلمانترها و طرف حسابهای خارجی: این جلسه قرار بود نشاندهنده اقبال مجاهدین در بین مردم و توان تشکیلاتی و سازماندهی مجاهدین باشد تا به اصطلاح هر حرفی برای مردم ایران دارند به مجاهدین بگویند و بلعکس حرف مردم ایران را هم از مجاهدین بشنوند .

اما بعد از گردهمآیی مشکلات سرباز کرد مشکلاتی که اینبار شخص مریم رجوی را وادار کرد که برای کادرها نشست بگذارد ؛ خلاصه این مشکلات از این قرار است : 1- اعضای متناقض و مسئله دار بخاطر دروغهای سازمان و ترکیب شرکت کنندگان و... 2- عدم استقبال ایرانیان و مردم سایر ملل و حتی پارلمانترهای همیشگی که در هرجلسه ای حاضر بودند. 3- هزینه سنگین جلسه 4- نرسیدن به نتایجی که سازمان در نشست های داخلی از آن حرف میزد 5- همراه نشدن تیم های داخله واینکه هیچ اتفاقی درداخل ایران روی نداد 6- مواجه شدن مستقیم کادرها با نظرات مردم در باره مجاهدین در حین خانه گردی برای دعوت و ......

بله این مشکلات و دهها مشکل دیگر مریم رجوی را وادارکرد که برای اعضا نشست بگذارد ؛ نشست هایی که مریم رجوی با عصبانیت درحال برگزاری آن است واکنون همه کادرها درگیر آن هستند و باید در باره اش گزارش بنویسند ، سئوالی که مریم رجوی مطرح کرده این است که آیا ما توانش را نداشتیم یا نکردیم ؟ انتظارزیاد بود یا کم کاری داشتیم و اگر کم کاری داشتیم چرا ؟ و همه باید بگویند که کم کاریشان کجا بوده و چرا باور نداشته اند . دعوا با محمد محدثین و مهدی ابریشمچی و محمد عل توحیدی شروع شد که بقیه حساب دستشان بیاید ؛ آنها باید جواب میدادند که چرا همه پارلمانترها نیامدند و چرا فلان پارلمانتربا وجود فاصله کم بجای حضور نامه داده است و شرکت نکرده؟ و چطور است که ملیونها ایرانی هست وشما نتوانستید آنها را بیاورید واینکه نه تنها باید استادیوم پر میشد بلکه خیابانهای اطراف هم ازدحام میشد و بهشته شادرو هم گفته که ما برای شنیدن صدا و دیدن تصاویر درخیابانها هم تدارک دیده بودیم ؛ بله در این نشست مسئولین داخله درگیر این توضیح هستند که چرا همزمان در ایران تظاهرات و درگیری رخ نداده است , سیستم داخله چه کار میکند و حالا نوبت رسیده است به تک تک افراد که پاسخگو باشند . در این نشست ها تک و توکی از کادرها لابلای بحث ها به فضای نامناسب حضار و مشروب خوری ها و وضعیت اخلاقی نامناسب و... اشاره کردند اما این انتقاد آنها به مسئول صحنه و دعوت کننده ؛ هر بار با این استدلال قطع شد که: الان ما باید برای کار نکرده خودمان پاسخگو باشیم وایکاش صد برابر این جمع میشدند و کارهای بدتر از این را هم میکردند , گویا مجاهدین علیرغم تبلیغات و بزرگنمایی هایشان از این گردهمآیی خود بهتر از همه بر شکست این تحرک واقف هستند والان بعد از این گردهمآیی بجز تعدادی کادر مسئله دار و مسئولین عصبانی ،گویا نتیجه دیگری برایشان در برنداشته است , در قسمت بعد طی مصاحبه ای با فرد حاضر در صحنه بیشتر در باره این گردهمآیی خواهید شنید.