تحریریه آریا ایران

2009/05/01

توطئه مجاهدین و نردبان شکسته  شیطان "پاک" !

 

بی دلیل نیست که جداشدگان از مجاهدین ،مجددا به مسئله اصلی خانم و آقای رجوی و خوره تمایت آنان در اروپا تبدیل شده اند!نمایشنامه مضحک منتشر شده در سایت " همبستگی ملی"و سایر سایت های وابسته به مجاهدین تحت عنوان"شبكة مزدوران اطلاعات آخوندها در كشورهاي اروپايي افشا شد"حاکی از به روی پرده در آمدن کمدی - تراژیک نردبان شکسته شیطان "پاک" و هلهله جیغ بنفش "آی دزد" است.

تئوری ورشکسته و غیر مقبول کارخانه "مزدور"بافی و "جاسوس"سازی مجاهدین در اروپا سابقه دیرینه ای دارد.هر بار که ناله الرحمن مجاهدین از گوشه و کنار پادگان اشرف به گوش رسیده ، آقای رجوی و اسب کهر ایشان را به جفتک پرانی به سمت جدا شدگان فعال در اروپا وادار کرده است.و این البته نه از روی لاعلاجی ، بلکه طبیعت ذاتی و نا"پاک" این شئ حرام است!

این کمدی که در 10 سکانس تکراری و یک پیش درآمد بی نام و نشان تهیه شده ،نمایش دهنده زبان عجز رهبری و تمامیت مجاهدین در قبال جداشدگان است.صحنه هایی که رویارویی جانانه قهرمانان واقعی مردم ایران در برابر کوتوله های نا"پاک" و شوالیه های شیطانی جز شعف و پایداری و تداوم و گسترش و پیروزی برای جداشدگان چیز دیگری به یادگار نخواهد گذارد.

ترس و دلهره رجوی ها از جدا شد گان فعال در اروپا و چوب حراج زدن به یک "نردبان شکسته" تحت عنوان "افشاگر یک شبکه آنچنانی..."تکرار سناریوهای نه چندان دوری است که البته مجاهدین از سر خیر رهبری گم و گور شده شان به تبحر  "آنچنانی" رسیده اند.اما دور نیست روزی که خانم و آقای رجوی و همه ساغران سرمست! و پیاله کشان دربار مجاهدین پاسخ نهایی هذیان گویی های دیوانه وار خود را از همین جداشدگان و مردم قهرمان ایران دریافت کنند.

"رژیم بافی" و "رژیم سازی" عناصر آگاه و آزاد_ جدا شده از مجاهدین و سایر هموطنان آزاده خارج از ایران که به دلیل پناهندگی سیاسی و سایر محدودیت ها و ...، مدت هاست امکان زندگی در ایران برایشان مقدور نیست ،مختص اعضاء جدا شده از مجاهدین نمی باشد.و ای بسا شخصیت های سیاسی و اجتماعی بیشماری که در طی 30 سال گذشته به رجوی "نه"گفتند بر لبه تیغ از نیام برکشیده و بی فرهنگی رهبری مجاهدین قرار گرفتند؛"هر که با ما نیست،بر ماست و هر که بر ماست با رژیم است!"

1*(به فرهنگ فحاشی مجاهدین و رهبری آن که به پیوست آمده است مراجعه شود.)

اما جست و خیز لاعلاجی و بند بازی همراه با سقوط مجاهدین از روی یک "نردبان شکسته" به همراه شیطان "پاک" در فرافکنی بر علیه جداشدگان و جاسوس و مزدور جلوه دادن افرادی که بعضا بیش از 25 سال زندگی خود را در مجاهدین و رویاهای رهبری آن تباه کرده اند،دور از پیش بینی و انتظار نبوده و نیست.و البته که این آخرین توطئه نبوده و دور جدیدی از شیطان سازی مجاهدین بر علیه مخالفان شان است.دوری که قطعا آخرین رمق های بازمانده آنان را به هرز برده و برنده نهایی، مردم ایران خواهند بود.

علی پاک ،مجاهدین و شیطان سازی!

تناقض های معرفی علی پاک توسط مجاهدین به فاصله تقریبا یک سال.

اطلاعیه سازمان مجاهدین 23 فروردین 1387 (باز مصرف مزدوران مستعمل عليه مقاومت، منتهاي درماندگي رژيم آخوندي)2* اطلاعیه کامل را در پیوست ملاحظه نمایید.

محور شماره 10:" - يكي از مزدوراني كه توسط وزارت اطلاعات به خارج فرستاده شده، علي پاك نام دارد كه خود را عباد معرفي مي كند. وي 9ماه بعد از شروع جنگ در عراق براي نفوذ به صفوف مجاهدين به ‏اشرف رفت اما هيچ گاه به داخل مناسبات مجاهدين راه نيافت و تا بهمن84 كه به تيف رفت تماماً در قسمت پذيرش بسر برد. زيرا برخلاف اظهاراتش كه خود را هوادار به زندان رفته مجاهدين جلوه مي داد، معلوم شد كه سه بار بخاطر خريد و فروش مواد مخدر به زندان افتاده و به طرز مشكوكي قبل از اتمام دوره محكوميت آزاد شده و به عراق آمده است".

از نامه علی پاک به خانم" ایرن خان" مندرج در همبستگی ملی(شبكة مزدوران اطلاعات آخوندها در كشورهاي اروپايي افشا شد10. اردیبهشت 1388 ):

اينجانب علي پاك، فرزند حيدر، متولد 1353 در روستاي هفت چشمه از توابع استان ايلام در آذرماه سال1382 به اشرف پيوستم ولي به دليل مشكلات فردي و سخت تر شدن شرايط مبارزه قادر به ادامه راه نبودم. بنابراين در بهمن ماه 1384 از اشرف به تيف (خروجي تحت كنترل نيروهاي آمريكايي ) رفتم و نزديك به دو سال در بدترين شرايط در آن جا به سر بردم.

تناقضات و دروغ بافی مجاهدین در معرفی علی پاک:

1. در اطلاعیه سال 1387 مجاهدین تاکید کرده اند که علی پاک 9 ماه بعد از شروع جنگ عراق برای نفوذ به صفوف مجاهدین به اشرف رفت.اگر اطلاعاتی و نفوذی بودن علی پاک را از قول مجاهدین مفروض گرفته و تناقض آن را با اطلاعیه فعلی مجاهدین پذیرفته باشیم ، جنگ عراق درماه مارس 2003 شروع شد.9 ماه بعد می شود ، ژانویه سال 2004 میلادی .اما در اطلاعیه فعلی شورا قید شده است که این فرد در آذر ماه سال 1382 به اشرف پیوسته است(یعنی به مدت 2 سال در قرارگاه اشرف  و بهمراه سایر مجاهدین حضور فعال داشته است.)

2.در اطلاعیه سال 1387 قید شده که علی پاک هیچ گاه به داخل مناسبات مجاهدین راه نیافت و تا بهمن 84 که به تیف رفت تماما در قسمت پذیرش بسر برد.اما در اطلاعیه فعلی تاکید شده است که این فرد در پادگان اشرف بین مجاهدین بوده است.

3.در اطلاعیه سال 1387 تاکید شده است که این فرد برخلاف اظهاراتش كه خود را هوادار به زندان رفته مجاهدين جلوه مي داد، معلوم شد كه سه بار بخاطر خريد و فروش مواد مخدر به زندان افتاده و به طرز مشكوكي قبل از اتمام دوره محكوميت آزاد شده و به عراق آمده است.اما در اطلاعیه ای که جناب علی پاک برای دفاع از خود در برابر اطلاعیه مجاهدین به تاریخ 14/04/2008 در یکی از سایت ها تحت عنوان " جهت اطلاع هموطنان عزیز و پاسخ به اطلاعیه گشتاپوی اورسورواز" منتشر کرده تاکید میکند که ؛" با خواندن سایت های مختلف متوجه شدم سازمان مجاهدین بر علیه من اطلاعیه صادر کرده و از من بعنوان مزدور و مامور وزارت اطلاعات رژیم نام برده است. در این جا حرف من با مسئولین سازمان علی الخصوص با بانوی اورسورواز این است که چه سند و اعتمادی بالاتر از این که خودم و خانواده ام پیش از بیست سال است که به خاطر هواداری و عضویت در سطوح مختلف تشکیلاتی سازمان با اتش جهل شما سوخته و سالیان متمادی است که در بیابانهای عراق آواره گردیده ایم و در این راه عزیزترین افراد خانواده ام را قربانی اهداف سلطه طلبانه شما نمودیم و بنابر چه سند و استدلالی فرافکنی کرده و مرا مزدور رژیم آخوندی خطاب میکنید. مزدور من هستم یا شمایید که در طول سالیان گذشته دست در دست رژیم صدام گذاشته اید و به روی مردم بی دفاع ایرانی آتش گشودید و حالا هم بعد از صدام نوکر و پسر خوانده آمریکایی ها شدید و هر روز دارید اطلاعات ملت ایران را به آآمریکایی ها می فروشید."3*-مقاله منتشره ازعلی پاک تحت عنوان ؛ جهت اطلاع هموطنان عزیز و پاسخ به اطلاعیه گشتاپوی اورسورواز در تاریخ 14/04/2008 (در پیوست ملاحظه نمایید)

 ادامه :

علی پاک پس از خروج از کمپ تیپف ، به منطقه کردی عراق رفته و از آنجا توسط قاچاقچی به ترکیه اعزام می شود.مدتی در ترکیه بوده  و پس از فراهم کردن قاچاقچی به یونان می رود.چند ماهی در یونان به همراه تعدادی از دوستان اش زندگی میکند.در طی این مدت بعنوان رابط و سرشاخه دوستانش، به سفارت جمهوری اسلامی ایران رفته و شخصا درخواست کمک مالی میکند.دوستان سابق علی پاک تاکید میکنند که او رابطه اش را برای گرفتن کمک های بیشتر، گرم تر کرده و مراجعات مکرر به سفارت داشته و کمک هزینه زیادی را از سفارت دریافت میکند تا بقول خودش به افراد جدا شده ی نیازمندی  که در ترکیه و یونان آواره شده اند کمک رسانی کرده و در ارتباط با قاچاقچی های منطقه اقدام به جابجایی افراد از ترکیه به یونان و از یونان به کشورهای اروپایی میکند.و دست آخر نیز پول قاچاق خودش را بالا کشیده و از دست قاچاقچی فرار کرده و خودش را در یکی از خانه های اکراد یونان پنهان میکند.پس از آن با پول های بالا کشیده ، توسط یکی از دوستانش به قاچاقچی بین المللی وصل شده و خود را به ایتالیا می رساند.در اواخر ماه مارس سال 2008 میلادی با ترن از میلان به فرانسه وارد می شود .اما در ورودی خاک فرانسه توسط پلیس فرانسه دستگیر شده و پس از انگشت نگاری دستور بازگشت می گیرد.اما او به تذکر کتبی پلیس فرانسه توجه نکرده و شبانه توسط یک خودرو  خود را به پاریس می رساند و صبح روز بعد با انجمن آریا تماس گرفته و درخواست کمک میکند.انجمن آریا که پیش از این نیز بعنوان یک وظیفه انسانی و حقوق بشری  از جداشدگان در خاک فرانسه حمایت کرده همزمان با تشکیل جلسه تعداد دیگری از جدا شدگان در 5 آوریل 2008 به او تاکید میکند که خودش را به پلیس فرانسه معرفی کرده و برای ثبت نام پناهندگی اعلام موجودیت کند.اما او نپذیرفته و تاکید میکند که اقوام اش در آلمان بوده و میخواهد به آلمان برود.و به این شکل پس از اتمام جلسه 5 آوریل خود را مخفیانه به آلمان رسانده و از انجمن ایران سبز برای ارائه تقاضای پناهندگی درخواست کمک میکند.این انجمن نیز تا گرفتن پناهندگی و پاسپورت به این فرد کمک کرده و او را به زندگی آزاد اجتماعی باز می گرداند.

در نامه علی پاک تاکید شده است که انجمن آریا با اعمال فشار، خواستار فعالیت او در تشکیلات فرانسه بوده است.در صورتیکه تاکید انجمن آریا برای معرفی علی پاک به پلیس فرانسه یک وظیفه قانونی و فرانسوی بوده و این انجمن هیچگونه تشکیلات شیطانی نقاشی شده توسط مجاهدین در فرانسه نداشته و ندارد و این موضوع همیشه در دید و دسترس مراجع قانونی فرانسه بوده است.انجمن آریا یک انجمن فرهنگی و اجتماعی است و هیچوقت در چنین یارگیری هایی که مجاهدین روی آن انگشت گذاشته اند شرکت نداشته است و به گواهی شاهدان دیگر علی پاک نیز آن را مشاهده نمود.

اما از آنجا که مجاهدین در پی تکرار یاوه های گذشته خود از زبان این فرد ضعیف النفس هستند آنچنان سناریوی ثقل و سنگینی را برای این آقا معلم ناشی ترتیب داده اند که در اجرای نقشه و نقش شوم مزدور سازی سفارش شده گیر کرده است.آنچنان که تناقضات بسیار زیادی در بافته هایش می توان یافت؛

با توجه به ارتباطات علی پاک و درخواست کمک مالی او از سفارت جمهوری اسلامی ایران در آتن، سناریو مجاهدین دچار مغلطه شده و او که تاکید داشته با هیچ عنصری از جمهوری اسلامی تا آنموقع در ارتباط نبوده و "پاک" بوده است پس از چند جلسه دیدار و گفتگو به سور و کافه نشینی با مامور برجسته  وزارت اطلاعات سفارت ایران در فرانسه دعوت شده و به یکباره با مشاهده پاکت های مملو از 500 یورویی تقدیمی شوکه شده و با وجدان درد ناشی از پیشنهاد استخدام رسمی پای بر رکاب زده و خود را سرگشته و حیران از یک سال گرد پشیمانی و خیانت  به آلمان میرساند.این حقه بازی نا"پاک" الگوی همان سناریو انشاء شده در دوران ابراهیم ذاکری بر مسند "کمیسیون امنیت و ضد تروریزم" وابسته به شورای رجوی است.همان کمیسیونی که خط به خط و واژه به واژه اطلاعیه هایش دست پروده شخص مسعود رجوی بوده است.

حال اینکه این جناب شیر "پاک" خورده ، دوره آموزشی سفارت دیده یا در مراحل امتحان و تست وزارت اطلاعات برای استخدام بوده خود می داند با حکومت جمهوری اسلامی و مجاهدین و مراجع قانونی آلمان و فرانسه!اما تکرار اتهام های واهی مجاهدین برعلیه جداشدگان با زبان این یاوه گوی چندرقازی که در عمر خود رنگ اسکناس 500 یورویی به چشم ندیده چیزی بالاتر از قد و قواره اش است که با چنین نردبان ورشکسته ای توان رسیدن و خودنمایی نمی تواند داشته باشد.

این تئوریسین اطلاعاتی ناکام که با شرکت در 2 برنامه افشاگرانه جداشدگان، اینچنین به وجد آمده و به طراحی و افشای سازمانکار و شبکه ماموران مخفی جمهوری اسلامی در بین انجمن های جداشدگان نائل شده ، هوش و ذکاوت عاریتی جناب رجوی را نیز بکار ببندد نمی تواند تناقضات نامه نگاری به خانم" ایرن خان" را پاسخ دهد چه رسد به انشاء آن!چرا که لاحق را حقی نیست و درشکه در هم شکسته  این اسب کهر را جایی برای نشستن و مهمیز زدن نمی توان یافت.چه رسد به اینکه این کهر سومری  به ایشان سواری دهد!

این مرغ تطهیر نشده برای ذبح ، که بقول خودش و دوستانش چند ماه مستمرا در  سفارت جمهوری اسلامی در آتن به آه و فغان و گدایی مال و منال جمهوری اسلامی ایستاده بود و در این راه نیز بقول خودش شجاعتی به خرج می داده که بقیه دوستانش از آن شرم و واهمه داشتند، پس از فهم یک سال خیانت به "مردم قهرمان ایران"و طلب بخشش از درگاه مجاهدین و رهبری آن یکباره به هوش آمده و در تناقضی دیگرراجع به عنصر وزارت اطلاعات عنوان میکند که ؛"من تا چند ماه پيش پي به ماهيت اين فرد نبرده بودم"و  45 روز پیش در صحبت با یکی دیگر از دوستانش با اشک و آه و ناله و زاری تاکید میکند که وضع اقتصادی اش خوب نیست و "حاجی"جیب اش را به میزانی که میخواهد پر نمیکند!

پس معلوم میشود که اگر داستان و اختلافی در مورد این فرد با وزارت اطلاعات مزبور و مورده اشاره اش وجود داشته سر پول بیشتر و بیشترتر بوده است و نه تطهیر و تقدس کاذبی که از سر غیرت انقلابی بر آشفته و پاکت های مملو از 500 یورویی را نپذیرفته باشد.

این حقه باز تازه به دوران رسیده که درمجاهدین نوشته خود تحت عنوان،( "جهت اطلاع هموطنان عزیز و پاسخ به اطلاعیه گشتاپوی اورسورواز منتشره 26 فروردن 1387 سایت انجمن نجات-  "("چه سند و اعتمادی بالاتر از این که خودم و خانواده ام پیش از بیست سال است که به خاطر هواداری و عضویت در سطوح مختلف تشکیلاتی سازمان با اتش جهل شما سوخته و سالیان متمادی است که در بیابانهای عراق آواره گردیده ایم"))

 20 سال سابقه عضویت و هواداری ازمجاهدین برای خود تراشیده و احتمالا در سفارت جمهوری اسلامی –آتن آن را خرج کرده ، با استناد به اطلاعیه مجاهدین، تخم گندیده مرغ دم و بازدم جامعه ای است که بقول مجاهدین نه تنها هیچ سابقه ای در سازمان مجاهدین  نداشته بلکه 3 بار زندان ای هم که داشته به خاطر کار خلاف ،قاچاق و مواد مخدر بوده است.الاحق و الانصاف که زادگان انقلاب مریم چنین اعجوبه های سرشار از علم و دانش شیادی هستند.آنان که پس از خارج شدن مجاهدین از لیست تروریستی فرصت را غنیمت شمرده و نان را به نرخ اربابان خود می خورند و مزبله عیش و نوش و عیاشی خویش با دشمنان را به صورت ایرانیان آزاده و میهن پرست می پاشند!

شیطان "پاک" در سکانس آخر نمایش تدوین شده توسط مجاهدین5* با ندامت از درگاه مراجع قید شده ،عاجزانه تمنا دارد که " من براي اثبات گفته هايم حاضرم نزد هر دادگاه يا هر مرجع بيطرفي توطئه هاي وزارت اطلاعات درخارج كشوررا افشاكرده و شهادت بدهم." و در ادامه به جوامع و مراجع اروپایی هشدارمی دهد که"مراقب شبكه جهنمي وزارت اطلاعات آخوندي در كشورهاي خودشان باشند. چرا كه اين شبكه، علاوه بر لحن پراكني عليه مقاومت، به جاسوسي بر عليه پناهندگان ايراني و مجاهدين خلق ايران مشغول است، شبكه يي كه درگذشته هاي نه چندان دور نشان داده است كه به سرعت مي تواند پتانسيل كارهاي تروريستي را داشته باشد."

باید به این نردبان ور شکسته که جای پای مناسبی برای ایستادن اربابان خود ارائه نمی دهد گفت که این گوی و این میدان!

و به رجوی ها نیز باید تاکید مجدد کرد که این پیچ هرز و تمامی پیچ های هرزی که بر علیه جداشدگان و ایرانیان آزاده  در اروپا هرزه درایی کرده و در برابر مراجع قانونی و بین المللی سمپاشی و شیطان سازی پیشه کرده اند،هیچ یک از چرخ های ماشین به گل نشسته مجاهدین را از باطلاق فروپاشی نجات نخواهند داد.

و این همان میدان مبارزه ای است که با استواری و مقاومت در این جنگ نابرابر، حق را به حقیقت پیوند داده و ناحق را به دست فنا خواهد سپرد.

پیوست ها:

1*فرهنگ فحاشی مجاهدین و رهبری آن(برگرفته از سایت نگاه نو):

به دلیل حجم زیاد ،مطلب را در این لینک مشاهده نمایید:

http://www.iran-interlink.org/files/farsi%20pages%2013/negaheno041005.htm

 

 2* اطلاعیه سازمان مجاهدین در باره علی پاک و سایر افراد جدا شده حاضر در فرانسه

(باز مصرف مزدوران مستعمل عليه مقاومت، منتهاي درماندگي رژيم آخوندي)

 

در دوم اسفند ماه گذشته دادگاه پاريس به شكايت و شهادتهاي دروغين عوامل رژيم آخوندها عليه مديريت پايگاه خبررساني ايران فوكوس رسيدگي كرد و حكم خود را مبني بر بطلان اتهامات در روز 15فروردين1387 صادر نمود. دو روز بعد گشتاپوي فاشيسم ديني حاكم بر ايران كه شكست سنگين خود را از جلسه دادگاه دريافته بود، در منتهاي درماندگي به بازمصرف مزدوران مستعمل در كافه اي در پاريس روي آورد.
از اين پيشتر، دادگاه پاريس باتبرئه دوتن از مجاهدين در 29آبان1386، برغم تمامي تلاشها و دروغپردازيهاي پنج ساله رژيم آخوندي در باره خودسوزيهاي ژوئن2003، بر برچسبهاي آخوندپسند رسماً نقطه پايان گذاشته و مهر ابطال زده بود. ‏
منتهاي درماندگي اطلاعات بدنام آخوندها براي تخطئه مجاهدين و هم چنين ابعاد خصومت و جنون آن عليه ساكنان شهر اشرف را با توجه به اطلاعات و توضيحات زيرين بخوبي ميتوان دريافت:
1
ـ‏ درآذر ماه86 گروهي از مأموران اطلاعات و نيروي قدس از داخل و خارج ايران براي توطئه و شكايت و لجن پراكني عليه مجاهدان شهر اشرف به عراق فرستاده شدند و در هتل ‏منصور بغداد تحت امر سفارت رژيم قرار گرفتند. برخي از اين مزدوران، كه به مدت سه ماه ناگزير از اقامت و انجام مأموريت در عراق شدند ازجمله، عبارتند از: مسعود خدابنده، مصطفي محمدي، ‏رضا اكبري نسب، تيمور ختار و عليرضا بشيري.
مزدوران مزبور در طبقه سوم هتل منصور مستقرشدند و تحت سرپرستي مأموران قدس و اطلاعات آخوندي به اسامي طباطبايي، نوبخت و اسدي قرار گرفتند. همه صورتحسابهاي هتل توسط سفارت رژيم ايران پرداخت مي شد ومزدوران ابتدا در سمينار مضحكي تحت عنوان «مبارزه با تروريسم» شركت داده شدند كه با حضور 20نفر از عوامل و جيره خواران رژيم برگزار گرديد.
گردهمايي و تحركات مزدوران رژيم توجه نيروهاي عراقي را هم به خود جلب كرد و بسياري از آنان از جمله «انجمن دانشگاهيان و روشنفكران عراقي» و «تجمع حقوقدانان مستقل عراقي» با صدور اطلاعيه هايي به افشا و محكوم كردن اين خيمه شب بازي مبادرت كردند.
2
ـ سفارت رژيم يكي از عوامل عراقي خود در وزارت امنيت عراق بنام فاضل الشويلي را موظف به هماهنگ كردن مأموريتهاي اين مزدوران كرد. تشكيل انجمنهاي پوششي اطلاعات آخوندها با عنوانهاي ساختگي از قبيل خيريه يا حمايت از مهاجرين و ايرانيان يا بنياد حمايت از خانواده در بغداد و خالص و سعديه و كركوك، در شمار همين مأموريتها بود. تشكيل واحدهاي تبليغاتي، دستجات شناسايي و اطلاعات و سلولهاي تروريستي و آدمربايي و جوخه هاي مرگ در پوشش انواع و اقسام انجمنهاي خيريه و حمايت از رژيم آخوندي يك صنعت رايج و شناخته شده نيروي قدس و اطلاعات آخوندها در عراق است.
3-
مزدوران ياد شده بعضاً مانند مسعود خدابنده، جنايتكاراني هستند كه قبل از جنگ اخير در عراق، خواستار بمباران و كشتار مجاهدين بودند و مقالات و كتابهايي مبني بر شركت مجاهدين در عمليات كويت و درحمله شيميايي به حلبچه و مخفي كردن سلاحهاي كشتار جمعي عراق در قرارگاههايشان منتشر ميكردند.
‏4ـ ارائه شكايتهاي ساختگي به دستگاههاي قضاييه ‏عراق عليه مجاهدان اشرف و جذب افراد قابل خريدن از ميان نفرات تيف (خروجي تحت كنترل نيروهاي آمريكايي در جنب قرارگاه اشرف) به منظور بازمصرف آنان تحت عنوان «اعضاي سابق سازمان مجاهدين خلق ايران» بخش ديگري از مأموريت مزدوران مزبور بود.
‏5ـ‏ در همين راستا در بهمن ماه گذشته سفارت رژيم در بغداد به راه اندازي شعبه اطلاعات آخوندي با پوشش «يك سازمان ‏غيردولتي مدافع حقوق بشر» بنام «بنياد خانواده سحر» در شهر خالص در نزديكي اشرف مبادرت كرد. قبل از آن، مأموران سفارت رژيم با عبدالرسول ملاحميد السعدي (ملقب به ابوحيدر) مسئول دفتر 9بدر ‏ و دو نفر از سركردگان جوخه هاي مرگ بنامهاي ابوتبارك الساعدي و خضير محمد احمد (معروف به ابواسامه‏خالصي)، ديدار و گفتگو كرده بودند تا دكان جديد را تحت حمايت خود قرار دهند. ابو اسامه جنايتكاري است كه در خرداد85 دست اندركار انفجار اتوبوس كارگران اشرف بود كه 11كشته و 15مجروح برجاي گذاشت. در 19بهمن86 نيز تروريستهاي وابسته به نيروي قدس ايستگاه پمپاژ آب شهر اشرف را با 300كيلوگرم تي.ان.تي منفجر كردند و آب اشرف و 20هزار تن از اهالي منطقه قطع شد.‏
6ـ در همين اثنا وزارت اطلاعات آخوندي و نيروي تروريستي قدس مأموريت ‏يافتند در كردستان عراق بويژه در شهرهاي سليمانيه و اربيل نفوذيهاي رژيم را كه در سالهاي گذشته به تيف رفته بودند و همچنين خودفروختگاني را كه در تيف به خدمت ‏رژيم درآمده بودند به ايران ببرند و يا در سليمانيه و اربيل توجيه كنند و با ‏دستورالعملهاي جديد براي مصرف عليه مجاهدين و مقاومت ايران روانه كشورهاي اروپايي سازند. به همين منظور اطلاعات آخوندها سرپلهايي در استانبول و آنكارا ايجاد كرد تا تسهيلات لازم را براي اعزام مزدوران به اروپا فراهم نمايد.
‏7- برخي از اين افراد را در مقري در اربيل اسكان داده اند كه پاتوق سركنسولگري و عوامل رژيم شده است. دو مأمور وزارت اطلاعات به نامهاي امامي و اسماعيلي توجيه و بروز كردن و ‏فرستادن آنها به ايران يا كشورهاي اروپايي را به عهده گرفتند.
برخي افراد پس از رفتن به ايران و دريافت توجيهات در مراكز مافياي اطلاعات آخوندي دوباره به اربيل برگردانده ميشوند تا از اين سكوي پرتاب به كشورهاي اروپايي گسيل شوند.
‏8ـ چهار تن از كساني كه پس از خروج از تيف چندين هفته در پاتوق كنسولگري و عوامل رژيم در اربيل بسر بردند و اطلاعات آخوندي درصدد منتقل كردن آنها به كشورهاي اروپايي است، عبارتند از: ‏محمود خالقي، مجيد روحي، محمد رزاقي (معروف به محمد رذل) و نادر نادري (معروف به نادر پاسدار). اين افراد در تيف ‏به عنوان مأمور وزارت اطلاعات شناخته ميشدند و توسط بسياري از افراد تيف بايكوت شده بودند. محمود خالقي ‏كه در آبان1382 به تيف رفت در ارتباط روزانه با كنسول رژيم در اربيل قرار گرفت.
‏9 - محمد رزاقي كه از اين پيشتر دوبار از ارتش آزاديبخش اخراج شده بود در تيرماه سال1383 از اشرف به تيف رفت. او متعاقباً در ارتباط فعال با وزارت اطلاعات قرار گرفت و به همراه نادر نادري، مجيد روحي، محمود ‏خالقي، حسن پيرانسر و محمد كرمي، باند وابسته به وزارت اطلاعات را در تيف تشكيل دادند. آنها با يك تلفن موبايل مستقيماً با وزارت اطلاعات در تهران در تماس بودند و دستور مي گرفتند. توجيه يك اكيپ وزارت اطلاعات كه تحت عنوان اعضاي خانواده هاي مجاهدين به اشرف رفت توسط همين باند انجام شد تا گردانندگان اكيپ از وضعيت و نحوه برخورد در اشرف، پيشاپيش مطلع باشند و بتوانند خود را با آن تطبيق بدهند.
‏10 - يكي از مزدوراني كه توسط وزارت اطلاعات به خارج فرستاده شده، علي پاك نام دارد كه خود را عباد معرفي مي كند. وي 9ماه بعد از شروع جنگ در عراق براي نفوذ به صفوف مجاهدين به ‏اشرف رفت اما هيچ گاه به داخل مناسبات مجاهدين راه نيافت و تا بهمن84 كه به تيف رفت تماماً در قسمت پذيرش بسر برد. زيرا برخلاف اظهاراتش كه خود را هوادار به زندان رفته مجاهدين جلوه مي داد، معلوم شد كه سه بار بخاطر خريد و فروش مواد مخدر به زندان افتاده و به طرز مشكوكي قبل از اتمام دوره محكوميت آزاد شده و به عراق آمده است.
‏11 - جمشيد چارلنگ، مزدور ديگري كه نزديك به 4 سال در تيف بسربرده است به همراه پاسداري بنام «چراغعلي ‏گوردي» به قرارگاههاي مجاهدين در عراق آمده بود. مجاهدين پاسدار مزبور را سريعاً اخراج كردند اما چارلنگ بنا به اصرار خودش باقي ماند. ‏وي نهايتاً در فروردين83 به تيف رفت.
‏12- بتول ابراهيمي، نفوذي لورفته ديگري است كه اكنون توسط وزارت اطلاعات به اروپا صادر شده است. شاهمراد زارعي مأمور اداره كل اطلاعات آخوندها در ايلام كه در اسفند1376 توسط ضداطلاعات ارتش آزاديبخش ملي ايران افشا شد(كتاب شكست يك توطئه- طرحهاي نفوذ وزارت اطلاعات رژيم) و باعث دستگيري و شهادت شماري از مجاهدين و نيروهاي هوادار شده بود، بتول ابراهيمي را به ارتش آزاديبخش فرستاد.
از بتول ابراهيمي چندين بار خواسته شده بود قرارگاه مجاهدين را ترك و به دنبال زندگي خود برود، اما او مي گفت كه سرپرست قابل اعتمادي در داخل ايران ندارد و مهمتر اينكه مأموران اطلاعات از او نوشته ها و عكسهايي دارند كه در صورت بازگشت به ايران او را ناگزير از همكاري مي كنند. او مصرانه بعنوان يك زن بي سرپرست خواهان ماندن در كنار مجاهدين بود.
پس از جنگ در عراق دو نفر كه خود را مادر و دايي بتول ابراهيمي معرفي ميكردند درسال83 از ايلام به ديدار او آمدند. اما بعداً معلوم شد كه بتول ابراهيمي هرگز چنين دايي نداشته و مرد مزبور مأمور اطلاعات ايلام و حامل پيام و عكسهاي جاسازي شده در پشت يك آئينه براي او بوده است. متعاقباً بتول ابراهيمي در دي ماه84 با سرقت يك خودرو از اشرف گريخت و به تيف رفت. وي پس از ترك تيف در دي ماه86 به ايران رفت و پس از يك توقف چند هفته اي، وزارت اطلاعات آخوندها او را به اروپا صادركرد.
‏13 ـ مزدور ديگر عليرضا نصراللهي است كه در دي79 به ‏قرارگاههاي مجاهدين در عراق پيوست. وي پس از جنگ در آذرماه82 به دليل برملاشدن سه بار دستگيريش در داخل ايران بخاطرجرايم عادي و آزادي با قول همكاري، اخراج شد و به تيف رفت و در تيف بفاصله كوتاهي در ارتباط با وزارت اطلاعات قرار گرفت. ‏
‏14 - عليرضا نصراللهي به همراه سه مزدور ديگر يعني بتول ابراهيمي و جمشيد چارلنگ و علي پاك، پس از ورود قاچاق به فرانسه روز 17فروردين در يك كافه در پاريس با چند مزدور پيشاني سياه وزارت اطلاعات مانند جواد فيروزمند، ‏محمد‌حسين سبحاني، جهانگير شادانلو، امير موثقي، بتول ملكي، علي قشقاوي و همچنين احسان نراقي و علي راست بين، ‏پادوهاي حقير شيخ و شاه، گرد آمدند تا «نقض حقوق بشر توسط مجاهدين» و «قتل اعضاي ناراضي» را افشا ‏كنند!‏
فقط معلوم نيست كه در هفت دور اسكرين و تحقيقات خصوصي توسط سرويسهاي مختلف آمريكايي و پس از چند سال اقامت در تيف تحت كنترل نيروهاي آمريكايي، چرا دم بر نياورده اند تا دعاوي آنها بطور زنده و حضوري مورد استماع و تحقيق قرار بگيرد، اما به يكباره پس از چفت و جور شدن با وزارت بدنام، دچار اين قبيل استفراغات زنجيره اي شده اند!
يك مقام مسئول فرانسوي پذيرش و پناهندگي اين افراد را در فرانسه تكذيب كرده و«مطلقاً عاري از صحت» خوانده ‏است. ‏اين در حالي است كه اطلاعات آخوندها هم چنان در صدد صدور و باز مصرف مزدوراني از همين قبيل به كشورهاي اروپايي است.
15
ـ سازمان مجاهدين خلق ايران در بهمن ماه ‏گذشته ضمن افشاي ترفندهاي اطلاعات آخوندي، درباره نفرات تيف اعلام كرد: «بنا به گفته فرماندهان ‏نيروي چندمليتي، هيچ كس جز به در خواست خودش، تيف را ترك نكرده است. به همه افراد موقعيت پناهندگي ‏و جواز عبور موقت براي 6ماه و هم چنين كارت شناسايي سازمان ملل داده شده تا در پستهاي بازرسي نشان بدهند
سخنگوي مجاهدين خاطر نشان ‏كردكه با اين همه، مسئوليت بر عهده نيروهاي چندمليتي و ارگانهاي ذيربط بين المللي است.
سخنگوي مجاهدين افزود: در عين حال، ‏همچنان كه مجاهدين پيش از اين نيز اعلام كرده اند درب اشرف به روي پناهجويان و هر كس كه خواهان كمك باشد باز است و از هر ‏رسيدگي و كمكي كه در توان و مقدوراتشان باشد دريغ نمي كنند».‏
‏ 16ـ ازآنجا كه گشتاپوي فاشيسم مذهبي اصرار دارد مزدوران لاحق خود را «اعضاي سابق مجاهدين» معرفي كند، يادآوري ميكنيم كه دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران چهار سال پيش در اطلاعيه سوم مرداد1383 در باره موقعيت حقوقي مجاهدين در عراق اعلام كرد:
همزمان با امضاي موافقتنامه موقعيت حقوقي ساكنان اشرف به عنوان افراد حفاظت شده تحت كنوانسيون چهارم ژنو «از سوي رهبري مقاومت و مسئولان سازمان مجاهدين تأكيدات مؤكد درباره ضرورت و اهميت انتخاب نهايي در اين سرفصل صورت گرفت و به‌يكايك افراد خاطرنشان گرديد كه قبل از امضاي موافقتنامه، يك بار ديگر به انتخاب نهايي بينديشند: اگر خواستند، بمانند و با مجاهدين و رزم‌آوران آزادي به‌پايداري پرشكوه براي پيروزي و سرنگوني رژيم آخوندي، با همه مخاطرات آن، ادامه بدهند. اگر هم انتخاب ديگري دارند، به‌دنبال زندگي مطلوب خود بروند و گزينه مورد نظر خود را از طريق مقامها و ارگانهاي رسمي پيگيري نمايند. سرانجام، كمتر از 200 نفر (كه دو سوم آنها نفرات جديدالورود و غيرعضو بودند) خروج از عراق را انتخاب كردند و به خروجي قرارگاه اشرف كه تحت كنترل نيروهاي آمريكايي است رفتند و بيش از 3400تن كماكان استقرار در اشرف را براي ادامه مبارزه خود برگزيدند»(نشريه مجاهد شماره675ـ 6مرداد1383).
سازمان مجاهدين خلق ايران با يادآوري مصوبه آوريل1997 شوراي وزيران اتحاديه اروپا كه ورود و حضور عوامل ‏اطلاعات رژيم ايران را در كشورهاي اروپايي ممنوع مي كند، خواستار دستگيري و محاكمه و اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها در كشورهاي عضو اتحاديه اروپاست. مأموران گشتاپوي آخوندها نه تنها عليه اپوزيسيون رژيم آخوندي و عليه پناهندگان و پناهجويان ايراني بلكه عليه امنيت و آرامش ‏كشورهاي اروپايي عمل مي كنند و فاشيسم ديني در شرايط نياز آنها را مورداستفاده تروريستي قرار مي دهد.

سازمان مجاهدين خلق ايران
23فروردين1387  

3*-مقاله منتشره ازعلی پاک در سایت انجمن نجات، تحت عنوان ؛ جهت اطلاع هموطنان عزیز و پاسخ به اطلاعیه گشتاپوی اورسورواز در تاریخ 14/04/2008

این جانب علی پاک از اعضای ناراضی و جداشده سازمان مجاهدین می باشم که در بهمن ماه 1384 تشکیلات آن سازمان را ترک کرده و توانستم با هر مشکلی که شده خودم را به کمپ تیف TIPF که در محافظت نیروهای بلغاری و آمریکایی قرار دارد، برسانم و بمدت 2 سال نیز در سخت ترین شرایط زندگی در آن کمپ ماندگار شده و در آنجا به اتفاق بقیه دوستانم که در کمپ حضور داشتند، توانستیم با سازمان ملل UNHCR مورد مصاحبه قرار بگیریم که در نهایت موفق شدیم از آنجا مدارک لازم پناهندگی را دریافت کنیم. ولی هر زمانی که شرایط برای ما فراهم میشد که عراق را ترک کنیم و بدنبال زندگی خودمان برویم مسئولین سازمان مجاهدین بر سر راه ما سنگ اندازی می کردند که مانع خروج ما از آنجا به دنیای آزاد گردند بطوری که چندین بار وارد معامله و زد و بند کثیف با نیروهای آمریکایی شدند تا به هر صورتی شده نگذارند پای یک نفر از ما به بیرون از قرارگاه باز شود و در این رویا بسر می بردند که به هر قیمتی شده ما را در آنجا سر به نیست کنند که خوشبختانه ما در مقابل این توطئه ضد انسانی سازمان مجاهدین ایستادگی کردیم و مانع از عملی شدن خواسته ننگین آنها شدیم و در نهایت با تحمل سختی های فراوان عده زیادی از ما توانستیم از آنجا خارج شده و راهی شهرهای کردنشین عراق شدیم تا بلکه از طریق آنجا بتوانیم یک راهی را به خارج از عراق پیدا کنیم و پس از سپری کردن روزها آوارگی در شمال عراق در نهایت با تحمل مصاعب و مشکلات فراوان من به همراه چند نفر دیگر از دوستان موفق شدیم که خود را به کشور ترکیه برسانیم و پس از سپری کردن مدتی زیادی در آنجا و تحمل زندگی سخت و طاقت فرسا برای جستن راهی به دنیای آزاد توانستم در از آنجا با حمایت خانواده ام که تنها حامی و پشتیبان من در این مسیر سخت بودند، خودم را با مشقات زیاد به اروپا برسانم که درآنجا با خواندن سایت های مختلف متوجه شدم سازمان مجاهدین بر علیه من اطلاعیه صادر کرده و از من بعنوان مزدور و مامور وزارت اطلاعات رژیم نام برده است. در این جا حرف من با مسئولین سازمان علی الخصوص با بانوی اورسورواز این است که چه سند و اعتمادی بالاتر از این که خودم و خانواده ام پیش از بیست سال است که به خاطر هواداری و عضویت در سطوح مختلف تشکیلاتی سازمان با اتش جهل شما سوخته و سالیان متمادی است که در بیابانهای عراق آواره گردیده ایم و در این راه عزیزترین افراد خانواده ام را قربانی اهداف سلطه طلبانه شما نمودیم و بنابر چه سند و استدلالی فرافکنی کرده و مرا مزدور رژیم آخوندی خطاب میکنید. مزدور من هستم یا شمایید که در طول سالیان گذشته دست در دست رژیم صدام گذاشته اید و به روی مردم بی دفاع ایرانی آتش گشودید و حالا هم بعد از صدام نوکر و پسر خوانده آمریکایی ها شدید و هر روز دارید اطلاعات ملت ایران را به آآمریکایی ها می فروشید. از چه چیزی ترس دارید. می ترسید که هر نفری از سازمان جدا شده و می خواهد به دنبال زندگی شخصی خودش برود اتفاقات و واقعیتهای مناسبات و تشکیلات پوسیده و قرون وسطایی شما را باز گو کند. این اعمال کثیف شما اصلا برای من چیز تازه و عجیبی نیست چون این عادت دیرینه فرقه ضد بشری شماست که هر کس به اشتباه کارش پی ببرد و از تشکیلات شما جدا شود و بخواهد به دنبال زندگی خودش برود به او مارک ها و نسبت هایی میزنید که در واقع شایسته و برازنده خودتان و رهبری فرقه ضد میهنی شماست. اینجانب در ایران به خاطر هواداری و عدم شناخت از ماهیت ضد مردمی شما چندین بار دستگیر و روانه زندان شدم و حالا که از مناسبات و تشکیلات شما جدا شدم از من بعنوان مزدور و قاچاقچی نام میبربد در صورتی که من در داخل کشور معلم بودم و یک معلم بنا بر موقعیت اجتماعی که دارد هرگز نمی تواند یک قاچاقچی باشد قاچاقچی شما هستید که در ترکیه و دیگر کشورهای مختلف باعث فریب دادن و بیچاره کردن بسیاری از جوانان ایران شدید و به بهانه کار و اشتغال آنها را به عراق برده و در نهایت سر از پایگاه جهنمی اشرف در آوردند و از آنجا با تهدید و زور و ارعاب باعث بیچارگی و ماندگاری انها در بیابانهای عراق شدید. اینجانب فرزند ملت ایران و متولد روستای هفت چشمه از از توابع استان ایلام هستم همانجایی که همیشه رهبری خائن فرقه سنگ آنجا را به سینه زده و از آنجا بعنوان محله مجاهد پرور یاد می کند و چه بسا در سالیان گذشته با حیله و نیرنگ و تبلیغات دورغین باعث و بانی بدبختی و آوارگی جوانان زیادی در آنجا از جمله خود من و اعضای خانواده ام گردیدید و دراین راه عزیرترین افراد خانوادام قربانی اهداف خائنانه رجوی شدند که با ادای احترام به خون همه جان باختگان آن مرز و بوم به شما یاداور می شوم که ماهیت پلید رجوی برای همه روشن گردیده و حنای شما دیگر در بین مردم رنگی ندارد و مطمئن باشید که از این به بعد کسی نه تنها در آنجا بلکه در همه جای ایران در رکاب شما نخواهد بود زیرا شما به اعتماد ملت ایران خیانت کردید و با اعمال جبر و خشونت دست سلطه طلبان و شکنجه گران تاریخ را از پشت بسته اید و خیانت شما رهبران فرقه در تاریخ مبارزات ملت ایران ثبت خواهد شد.

به امید فردایی آزاد و ایرانی آباد

 

14.04.2008

 

علی پاک

 

4*لازم به ذکر است که مصاحبه ها،صدای ضبط شده  و اسناد گوناگونی از علی پاک در دسترس است که در صورت لزوم ارائه خواهد شد.

 5*اطلاعیه شیطان سازی مجاهدین در سایت همبستگی ملی:

شبكة مزدوران اطلاعات آخوندها در كشورهاي اروپايي افشا شد

http://www.hambastegimeli.com/node/2266

توطئه کثیف مجاهدین بر علیه جداشدگان
 

تحریریه آریا ایران

30/04/2009

افتخار،غرور و شکوهمندی آرای جداشدگان از مجاهدین و ایرانیان آزاده  در برابر یک فرقه عقب مانده و افشای جنایات و عوامفریبی آنان در اروپا، مبارزه  و میدان جدیدی را می طلبد!

سختی های راه از دیرباز برای آنان که می دانستند ، روشن بوده و هست.کوه یخی کسانی که دنبال مال و منال و رسیدن به برج و باروی غیر شرافتمندانه از این راه بودند در حال ذوب شدن است.چهره کریه افرادی که اینچنین به معامله برخواسته، از آستین مجاهدین بیرون غلطیده و در حال رونمایی شدن هستند. آنان به نشخوار اراجیف و هذیان گویی های مجاهدین بر علیه جداشدگان می پردازند تا جنایات و خیانت های شیطانی رهبری مجاهدین بر علیه مردم ایران در محاق بماند .تا چند صباحی روزی بگیر عوامل مجاهدین شده و به این زبونی ره صد ساله را به یک شب بپیمایند.

سخن از شکل گیری یک توطئه بزرگ است.توطئه ای بر علیه تمامی جدایی خواهان و جداشدگان از مجاهدین!چنانکه سال هاست مجاهدین و رهبری آنان در تلاش هستند تا صدای جداشدگان را به هر شکل و وسیله ای که شده خاموش کنند.

پیش از این نیز رجوی گفته بود؛"هر که با ما نیست برماست و آنکه برماست با رژیم است"و با شروع دور جدیدی از فعالیت های جداشدگان در اروپا ،تاکید کرده بود؛"ما از تمامی راه های ممکن تلاش خواهیم کرد تا  تمامی جداشدگان را از اروپا جارو کنیم"و ماه گذشته نیز در پیامی بی مهابا ادعا کرده بود که جهانی را بر علیه آنان برخواهد آشفت"

مجاهدین ، سال 2009 را سال جنگ تمام عیار با جداشدگان در اروپا نامگذاری کرده اند و به همین دلیل عنصر ضعیف النفسی که سابقا  از مجاهدین بریده و متوهمانه در پی رسیدن به نام و نشان و مال و منال تجاری به جمع جداشدگان پیوسته بودند را به میدان آورده تا در این جنگ کثیف آنان را در مقابل هم قرار داده و با کمترین هزینه ممکن اهداف شوم خود را به اجرا در آورند.

قافل از اینکه عناصر نا"پاک"ای وجود داشته ، وجود دارند و وجود خواهند داشت  که با دیدن زرق و برق دلارها و یوروهای "بدون پاکت" می توانند مجددا فریب رهبری مجاهدین را خورده و در این بازی آنان را برای مدتی کوتاه یاری دهند.غافلانی، شریک دزد و رفیق قافله!

اهمیت میدان مبارزه جدید در این است که یک بار دیگر حقانیت جداشدگان و دگر اندیشان را در اروپا و سایر کشورها به ظهور و ثبت می رساند.و این نشان میدهد که نام جداشده فقط یک عنوان تبلیغاتی نیست.یک ایده و یک فکر ناب است.آنان افرادی فهمیده،روشنگر،مبارز و معتقد هستند.وگرنه نمی توان کسی را که با افکار ،شگردها و ایدئولوژی مجاهدین فاصله نگرفته و تغییر کیفی نکرده نام جداشده بر آن گذارد.

توطئه جدید مجاهدین بر علیه جداشدگان،اهمیت حضور ویژه آنان را در اروپا به اثبات می رساند.و بیش از پیش ،از هم گسستگی و تلاشی ی قریب الوقوع یک فرقه سراپا جنایت و خیانتکار به مردم ایران را نوید می دهد.و علاوه بر اهمیت کیفی جداشدگان، نشان میدهد که مسیر فروپاشی این فرقه از اروپا می گذرد!

تکرار جنگ کثیف روانی مجاهدین با جداشدگان محدود به امروز و امسال نیست.از سی و اندی سال پیش،هر کسی که به رجوی "نه"گفت،یا مزدور و جاسوس آریامهری بود یا رژیمی!*

خزئبلات یک یا چند عنصر خودفروخته برعلیه جداشدگان ،نه تنها آنان را ضعیف و از دور خارج نخواهد کرد،بلکه قوی تر از هر روز و روزگاری  آنان را برای افشای  جنایات و خیانت های مجاهدین مصمم تر خواهد کرد.و چه خوب و ارزشمند، که افتخار هر عنصر جدا شده واقعی از مجاهدین به عنوان یک ایرانی شرافتمند و آزاده، حضور در چنین میدانی از مبارزه  باشد!

 

* سایت همبستگی ملی- افشاي شبكه كثيف مزدوران وزارت اطلاعات در اروپا

http://www.hambastegimeli.com/node/2266