آرزوی های بر باد رفته
... در واقع
سازمان بعد از آن کشتار خونین باید نتیجه می گرفت و کشتار
و مبارزه مسلحانه را کنار می گذاشت و استراتژی خود را
تغییر می داد، و به رویارویی و جنگ سیاسی فرهنگی روی می
آورد، ولی بار دیگر سازمان روی جنگ و حمله های مرزی و
اتحاد با عراق سرمایه گذاری کرد و تعداد زیادی از افراد
خودش و سربازان ایرانی را به قربانگاه برد ...
مجید روحی، .وبلاگ روحی،
بیست و هشتم می 2009
http://www.rohi13.blogfa.com/post-445.aspx
از ابتدای شروع تحرکات
نظامی سازمان همواره آرزوها و پیش بینی های سازمان به
نتیجه نرسیده و با وجود تحرکات فراوان به شکست انجامیده
است، سازمان مجاهدین در سال60 اقدامات فراوانی را وعملیات
های شهری گسترده و بمب گذاری های وسیعی را در ایران و ضد
رژیم و سران آن پایه ریزی کرد، ولی با وجود هجم گسترده
عملیات ها و در واقع کشتن افراد کلیدی رژیم آن هم در
بحبوحه جنگ موفق نشد به آرزوی خودش ( سرنگونی) برسد.
در واقع سازمان بعد از آن کشتار خونین باید نتیجه می گرفت
و کشتار و مبارزه مسلحانه را کنار می گذاشت و استراتژی خود
را تغییر می داد، و به رویارویی و جنگ سیاسی فرهنگی روی می
آورد، ولی بار دیگر سازمان روی جنگ و حمله های مرزی و
اتحاد با عراق سرمایه گذاری کرد و تعداد زیادی از افراد
خودش و سربازان ایرانی را به قربانگاه برد و چنین تحلیل
کرد و شعار داد" امروز مهران فردا تهران" ولی شکست خورد و
درعملیات و ماجراجویی سنگین و احمقانه تعداد زیادی را
قربانی کرد و شکست خورد و بعد ها هم تمام سلاحهای خود را
دو دستی تحویل ارباب امپریالیزم داد و او هم همه را نابود
کرد و باز هم آرزوهای سازمان بر باد رفت که به جنگ بمثابه،
سکوی سرنگونی رژیم امیدوار بود و چشم دوخته بود.
سپس روی جنگ های داخلی و تضاد جناح های مختلف سیاسی در
ایران سرمایه گذاری کردند و امیدوار بودند که این درگیری
ها که آن را تحت عنوان جنگ گرگ ها تعبیر می کردند آنها را
به آرزوی سرنگونی برساند و به آن امید بسته بودند که آن
آرزو هم بر باد رفت.
حال در باتلاق عراق و بن بست آمریکا و سراب اور در فرانسه
گرفتار شده اند، و شاید دیگر آرزو و امیدی برایشان نمانده
که روی آن سرمایه گذاری کنند و یا به آن دل ببندند. و این
در حالیست که در ایران هیچ نوع مشروعیتی در میان مردم
برایشان باقی نمانده و فقط تعداد معدودی آنها را می شناسند
و همه دستاورد های آنها مانند کف روی آب از بین رفته و
پراکنده شده است و در حال حاضر بعنوان فسیل های سیاسی و
محتضرهای ایدئولوژیک فقط اسمی از آنها در اپوزیسیون ضد
رژیم موجود است، و شاید دیگر رژیم ایران برخلاف گذشته حتی
از آنها استفاده می کند و در واقع سازمان مجاهدین مانند"
زن روسپی" که خود را در اختیار همه قرار می دهد و فقط به
دنبال کسب درآمد است، هرکس که قیمت بیشتری بدهد خود را به
او می فروشد، حال اگر امپریالیزم باشد یا صهیونیسم یا سران
مرتجع عرب و یا... .