رجوی دستور داد اگر کسی زیر بار خودکشی نرفت، او را اعدام
انقلابی کنید
قسمت دهم مصاحبه خانم بتول سلطانی
در خصوص عملیات انتحاری در سازمان مجاهدین خلق
بنیاد خانواده سحر، بغداد، دهم
اوت 2009
http://saharngo.com/
batul_soltani_sahar@yahoo.com
لینک به
قسمت اول
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6526
لینک به قسمت دوم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6543
لینک به قسمت سوم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6596
لینک به قسمت چهارم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6606
لینک به قسمت پنجم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6608
لینک به قسمت ششم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6625
لینک به قسمت هفتم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6661
لینک به قسمت هشتم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6677
لینک به قسمت نهم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6762

بنیاد خانواده سحر: خانم
سلطانی به نظر می رسد از زمان ورود امریکایی ها به منطقه و
حتی مدتها قبل از آن مهمترین مسئله ای که روی میز سازمان
است استقرار و ماندگاری قرارگاه اشرف است. اینکه چرا این
قرارگاه برای مسعود اینقدر اهمیت دارد یک بحث کاملا
استراتژیک و مهم است که در جای خودش باید به آن پرداخت.
ولی چگونه و با چه مکانیزم هایی باید از این قرارگاه
محافظت کرد یک بحث دیگری است که اهمیت اش بیشتر به همین
موضوع بحثی که در پیش داریم یعنی عملیات انتحاری مربوط می
شود. برای همین هم در جای جای این مباحث چند محور مشترک
مدام تکرار می شوند، یکی قرارگاه اشرف و دیگر روش های
محافظت از آن. بحث مقاومت تا پای جان از اشرف در همین
رابطه مطرح می شود. مثلا بحث سپر انسانی در همین رابطه
مطرح می شود. بحث فاجعه انسانی در این راستا مطرح می شود.
یا مثلا این شعار رجوی که اگر اشرف بایستد جهانی می ایستد
و کلا تمام شعارها و جهت گیری ها از سوی رهبری و سران
سازمان در تاکید همین موقعیت ویژه ای است که قرارگاه اشرف
برای سازمان دارد. من می خواهم اگر نکاتی بصورت ولو
پراکنده از این اتفاقات و اظهار نظرها درباره این موضوعات
باقی مانده درباره اش صحبت کنید و حتی روی این احتمال پاسخ
بدهید که رجوی برای تمرد از این خودکشی ها و مقاومت ها در
قبال اشرف چه راهکارهایی را مد نظر قرار داده است.
خانم بتول سلطانی: خوب بطور مشخص می شود همه این مسائل را
حول چند موضوع تقسیم بندی کرد. یکی نفس دفاع از قرارگاه
اشرف و مقاومت برای حفظ آن است که تاکید می شد با هر امکان
و ابزار ممکن و از هر طریق این کار انجام بگیرد. اول یک
کلی گویی شد به این ترتیب که باید با چنگ و دندان از اشرف
محافظت کنیم. بعد که قضایا کم کم جدی شد و ناچار شدند روی
یک روش و تاکتیک خاص برای دفاع از اشرف متمرکز بشوند،
آمدند روی موضوع سپر انسانی متمرکز شدند. در یک مقطع آمدند
بحث خروج اضطراری اعضای شورای رهبری از عراق به فرانسه را
مطرح کردند. در همین رابطه روی این ریل رفتند که برای
کسانی که رده بالا داشتند پاسپورت تهیه کنند و آنها را از
عراق خارج کنند. در سال 1382 (بعد از اشغال عراق) مسعود
تماس تلفنی گرفت و تاکید کرد اگر اورسورواز که محل استقرار
مریم است مغز سازمان است، بطور طبیعی قرارگاه اشرف قلب
سازمان است و این قلب اگر کار نکند آن مغز هم نمی تواند
کار خودش را انجام بدهد. در واقع رفتند روی این موضوع که
قرارگاه مریم (پاریس) و قرارگاه اشرف هر یک بدون دیگری
معنی ندارد. برای این رابطه چند منظور را دنبال می کردند.
بعد از سقوط صدام می دانید سازمان همه توان تبلیغاتی خودش
را روی پاریس و معرفی مریم رجوی به عنوان جایگزین رهبری
سیاسی سازمان در غرب برد و روی این موضوع که مریم را به
خاطر زن بودن و اینکه می توانند روی او مانور سیاسی بدهند
و بزرگ کنند متمرکز شد.
یعنی همان پروژه ای که بعد از "بند ر" یعنی ریاست جمهوری
براه انداختند اما موفق نشدند. در همان زمان هم مریم را به
فرانسه فرستادند. اما خط پیش نرفت و وقتی دیدند موفق نمی
شوند دوباره مریم را به قرارگاه اشرف برگرداندند و تا
آستانه سقوط صدام حسین نگاه داشتند. در این مقطع دوباره
روی همان خط قبلی رفتند. به این دلیل که احساس می کردند با
تحولات منطقه دیدگاه غربی ها بطرز قابل ملاحظه ای درباره
سازمان تغییر کرده است. در اینجا دو هدف را بطور موازی
دنبال کردند. اول همان برد سیاسی اورسورواز و حضور مریم در
فرانسه و پیش بردن خط جلب توجه غرب و دوم روی قرارگاه اشرف
از دو جهت متمرکز شدند. یکی اینکه به هر حال ظرف
ایدئولوژیکی شان بود. یعنی این ظرف می توانست مناسبات
سازمان را حفظ کند و نیروها را در همان حالت آمادگی
ایدئولوژیکی نگه دارد. دوم اینکه بتوانند از این قابلیت
یعنی نیروهای اشرف به عنوان یک امکان نزدیکی به نیروهای
ائتلاف و برای تعیین تکلیف فرضی ایران از آن استفاده کنند.
سازمان بر اساس خطی که پیش گرفته بود و تحلیل هایی که از
اوضاع و آینده منطقه برای خودش ترسیم کرده بود به این
نتیجه رسیده بود که دخالت نظامی امریکا در ایران قطعی است
منتهی باید این اتفاق را تسریع کند و برای این کار همه هوش
و حواس و توان خودش را معطوف به این کرده بود که این راه
را کوتاه کند. بنابراین شرط رسیدن و محقق شدن این مهم حفظ
اشرف در تمامیت خودش بود. ضمن اینکه در هر صورت باید این
مقر با هر فرض و آینده ای حفظ می کرد.
می خواهم تاکید کنم آن همه اصراری که سازمان برای حفظ
قرارگاه اشرف می کند یک بخش مهم و کلیدی اش برای این است
که فرصت اهرم کردن امریکا برای رسیدن به قدرت را از دست
ندهد. حتی اگر قرار باشد تا آن زمان هم خلع سلاح بماند و
هم خودش را در مقابل خواست های دولت عراق قرار بدهد. یکی
از جهات اهمیت قرارگاه اشرف را باید از این منظر و چشم
انداز دید. برای همین هم روی هر امکانی که به حفظ قرارگاه
اشرف منجر شود سرمایه گذاری می کند. از جمله این که بعد از
جریانات 17 ژوئن و دستگیری مریم این بحث مطرح شد که شورای
رهبری باید نقش سپر انسانی برای حفاظت از قرارگاه اشرف را
بازی کند. این را باز مسعود تاکید کرده بود. این همزمان با
بحث اتمام حجت و گرفتن تعهد دو ساله برای ماندن در سازمان
تا آخر دوران بوش بود. اما مسعود روی ریل ها و تحلیل های
دیگری هم سوار بود. این تحلیل ها در واقع همان حرف هایی
بود که در مناسبات روی آنها مانور می شد از جمله اینکه ما
هیچ راهی در تمامیت به خارج از عراق نداریم و به هر قیمت
باید در عراق بمانیم.
اگر یادتان باشد یک زمانی مسعود این را مطرح کرده بود که
اگر ما بخواهیم برای همیشه در عراق بمانیم بطور حتم خواهیم
سوخت و نابود خواهیم شد و گفته بود ما به عراق میرویم که
از آنجا به ایران برویم. در این مقطع اتفاقا حرف اش بر عکس
شد و این را مطرح کرد که اگر از عراق خارج شویم خواهیم
سوخت و منظورش این بود که راه نهایی ما بعد از ورود به
عراق همان رفتن به ایران است و بنابراین باید در راستای
این استراتژی به هر قیمت در عراق بمانیم. اما خودش هم می
دانست که دچار تناقض گویی شده و اگر اصرار به ماندن در
عراق دارد بخاطر این است که منتظر تحولات منطقه است تا از
آب گل آلود ماهی بگیرد. بنابرای روی این تحلیل که ما هیچ
راه خارج شدن از عراق نداریم نرفت. آخر تحلیل اش هم این
بود که نهایتا در اینجا یعنی قرارگاه اشرف می میریم و خاک
می شویم و این بهتر از این است که از آن خارج بشویم. این
را در واقع به عنوان سیاهترین شق ممکن مطرح می کرد. مردن
در قرارگاه اشرف را می گویم. حالا در راستای این شق آن روش
های انتحاری و دفاعی مطرح شد. روی اینکه چگونه و با چه
ابزاری می توانند این قلب تپنده یعنی اشرف را حفظ کنند
رفتند یا جان شان را بر سر دفاع از آن بدهند. از این به
بعد روی گمانه ها و فرض ها بحث کردند و برای هر کدام شان
راه حلی دادند. مثلا بحث استرداد را به عنوان اولین گزینه
مطرح کردند بعد نتیجه گیری کردند بخاطر بند 4 کنوانسیون
ژنو نمی توانند ما را استرداد کنند.
بعد یک تابلو ترسیم کردند مبنی بر اینکه ممکن است بخواهند
ما را کوچ اجباری بدهند. راه حل این شد که ما با چنگ و
دندان ایستادگی می کنیم و بعد که مطرح شد آخر این مقاومت
کجا می تواند باشد بحث خودکشی های جمعی مطرح شد. خودکشی دو
نفر از اعضای شورای رهبری در وضعیت پراکندگی به همین خاطر
اتفاق افتاد. در حالی که شماری از افراد از پراکندگی دوران
حمله امریکا به مقرها بر می گشتند مطلع می شوند قرارگاه در
اختیار امریکایی ها قرار گرفته به همین دلیل خودشان را در
بین راه می کشند. این دو نفر مرضیه علی احمدی و نزهت
ارزییگی بودند. در واقع اینها کار سازمانی خودشان را کرده
بودند یعنی بر اساس همان تحلیلی که رجوی داده بود که اگر
اشرف به دست امریکایی ها بیفتد باید خودکشی کنیم همین کار
را انجام داده بودند. چون از قبل تعیین شده بود در دو
وضعیت مشخص افراد باید خودکشی جمعی کنند. یکی در صورت ورود
امریکایی ها به قرارگاه اشرف و وضعیت دیگر ورود شیعیان
عراقی به داخل قرارگاه. که اتفاقا در همین وضعیت اول یعنی
زمان حضور امریکایی ها در پشت قرارگاه اشرف بسیاری از
اعضای شورای رهبری برای آماده کردن خودشان برای خودکشی
رفتند و در همین اوضاع هم همانطور که گفتم دو تن از اعضای
شورای رهبری در وضعیت پراکندگی خودکشی کردند. همه این بحث
ها برای این بود که برسم به یک سری نقاط عطف این بحث. به
تعیین تکلیفی که مشخصا رجوی برای این مرحله می کند. تا
ببینید او تا کجا پیش رفته بود و همه چیز را به اصطلاح
خودش تابلو و ترسیم کرده بود.
برای اینکه اهمیت قرارگاه اشرف را بدانید که تا کجا است
باید دید که رجوی به چنین میزان از شفافیت و صراحت می رسد.
مسعود برای این مرحله یعنی اقدام به عملیات انتحاری جمعی
روی چند مورد و احتمال انگشت گذاشت و برای هر کدام شان هم
راه حل خاص خودش را داد. دستور داده بود اول اینکه اگر کسی
زیر بار فرمان خودکشی های جمعی نرفت، او را اعدام انقلابی
کنید. و طبعا وانمود می شد او در جریان خودکشی جمعی برای
حفاظت از اشرف خودش را کشته است. یعنی رجوی حتی فرض را بر
این می گذارد که اگر فرمان اش برای خودکشی افاقه نکرد کسی
نتواند از معرکه جان سالم به در ببرد. دوم اینکه اگر کسی
اقدام به فرار کرد بقیه حق دارند او را بزنند. سوم اگر کسی
را در حال خیانت دیدید بزنید و اعدام بکنید. چهارم اگر
دیدید کسی دارد به طرف جبهه مقابل می رود، او را بزنید. یک
موردش که خیلی جالب تر است اینکه اگر کسی توان و یارای این
را نداشت که خودش را بزند به او کمک کنید و او را بکشید.
اینها را رجوی بطور شفاف در سطوح شورای رهبری مطرح کرد اما
از اینکه در سطوح و لایه های پائین تر مطرح بشود، ابا داشت
و حتی تاکید داشت هیچکدام از این دستور العمل ها به پائین
درز پیدا نکند. یعنی بطور شفاف دستور می دهد راه دفاع از
اشرف خودکشی و یا کشته شدن است. برای همین من یقین دارم آن
فاجعه انسانی ولو حتی با تمرد افراد هم مواجه بشود مکانیزم
ها و شیوه های دیگری برای به نمایش گذاشتن آن وجود دارد.
----------
سری مصاحبه های بنیاد خانواده سحر با خانم سلطانی
لینک به قسمت های بیست
و یکم و بیست و دوم
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6493
لینک به قسمت بیستم
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=6399
لینک به قسمت نوزدهم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6382
لینک به قسمت هجدهم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6358
لینک به قسمت هفدهم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6343
لینک به قسمت شانزدهم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6332
لینک به قسمت پانزدهم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6321
لینک به قسمت چهاردهم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6292
لینک به قسمت سیزدهم
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=6276
لینک به قسمت دوازدهم
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6258
لینک به قسمت یازدهم
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=6183
لینک به قسمت دهم
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=5960
لینک به قسمت
نهم
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=5768
لینک به قسمت هشتم
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=5693
لینک به قسمت
هفتم
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=5523
لینک به قست
ششم
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=5475
لینک به قسمت
پنجم
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=5405
لینک به قسمت
چهارم:
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=5370
لینک به قسمت
سوم:
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=5311
لینک به قسمت
دوم:
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=5285
لینک به قسمت
اول:
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=5262