چرا دنیای مجازی (معرفی وبلاگی جدید)

فرزاد فرزین فر، استکهلم، بیست و دوم سپتامبر 2008
http://donyae-majazi.blogfa.com/

با سلام به شما عزیزانم !

در فرهنگ فارسی عمید چنین میخوانیم :

مجاز- کلمه ای که در غیر معنی حقیقی خود استعمال شود و آن معنی از جهتی مناسبت با معنی اصلی داشته باشد ، ضد حقیقت ، مجازی ، غیر حقیقی .

از مکاتب تا جریانات و احزاب مختلف و گوناگون و رنگارنگ از گذشته دور گرفته تا به امروز هیچکدام نتوانسته نیاز همه جانبه و جایگاه حقیقی انسان را درک کند و خود غل و زنجیری شده اند بر دست و پا ، و بدتر از آن بر اندیشه بشر امروزی !

آنچه ویژگی مشترک همه جریانات تاریخی و اجتماعی بوده و هست عدم باور و شناخت انسان برای آزادی و رهائی است و در بستر همین فلسفه و اعتقاد است که انسان در هر زمان ، مرحله ، ... ، ساعت ، دقیقه و ثانیه خود را بگونه ای تعریف میکند و حقوق خود را میطلبد و حق هر انسان است که بدینگونه باشد این آن آزادی و رهائی است نمی خواهد و نمیتواند و نباید اجازه دهد هیچ ظرف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و ایدئولوژیکی او را محاط کند و هم ساختار با خودش گرداند و متوقفش کند و از حرکت باز دارد و راه تعالی و تکاملش را سد کند و این انسان پویا است که همه ظرفها را مظروف خود میگرداند مدام در تغیر و تحول خود و جامعه اش و جهانش !

انسان امروز در تلاش است بگونه دگر باشد و میخواهد تمام این جهان را به معنا و نظم بیاورد و تمام قوانین را کشف کند خود و جهانش را قانونمند و نهادینه کند و میخواهد در مرکز این جهان قرار گیرد و دنبال باور به خود و شناخت خود است و دنبال هویت فردی و جمعی خود است !

ما در دوران گذار هستیم گذار شتابان به سوی جهانی شدن هستیم !؟ اصل سخن همینجاست عدم باور و شناخت و اعتقاد و ایمان به این قانونمندی ما را دچار بحران کرده و رابطه فلسفی ما را که مفهوم و جهت زندگی تک تک ما هست را بهم ریخته و جهان را برای ما بغرنج و پیچیده و رنج آور کرده است باورمند بودن وداشتن پایگاه فلسفی بدون حرکت بمعنی رمانتیسم انقلابی و سکتاریسم و دکماتیسم مذهبی نمیتواند باشد که بسیاری را به انفعال و انزوا و یا به رادیکالیسم کور و بی معنی و یا لمپنیسم و اپورتونیسم کشانده است که هیچ کدام سازگاری با جهان امروز ندارند وهر کدام به نحوی در خراب کردن و تخریب جهان عزیزمان نقش مخرب دارند !

منظور من از جهانی شدن وحت جهان است که ما را از آن گریزی نیست نه نظم نوین جهانی مدعیان که با جنگ و کشتار و بمباران و انباشت سرمایه و طبقاتی کردن و ملیتاریزه کردن و تک قطبی کردن جهان با کثیف ترین شیوه ها به آن مشغولند و جهان عزیزمان را برای ما به معنای واقعی کلمه به جهنمی سوزان بدل کرده اند و در دژهایشان ( کاخهایشان ) اسلحه بدست به قدرت کثیف چسبیده اند برای چپاول بیشتر و برای یک حیات ننگین و بهایش را ما باید بپردازیم دنیا را برای خود میخواهند و ما را به جایی حواله میدهند که وجود ندارد و در جهل خود ما را ساده و نادان میپندارند و با دروغ و تزویر و عوامفریبی و مردم فریبی بر ما حکومت میکنند .... این آن دنیای مجازیست !

این دنیا مال ماست جای ماست حق قانونی ماست این دنیا مال ما انسانهاست و هر کدام از ما یکبار آنرا تجربه میکنیم ما آنقدر عاقل و آگاه و آزاد و رهاشده هستیم که بخواهیم برای جهانمان تصمیم بگیریم و آنرا برای فردایمان ، برای فرزندانمان و برای نسلهای بعدیمان به ارمغان بگذاریم ما نیاز به طبقه اشراف و طبقه سیاستمدار که دست در دست همدیگر دنیا را به کام نابودی کشانده اند نداریم ما نیاز به رهبر و رئیس و وزیر نداریم ما نیازمند انسانیت هستیم و ما نیاز به باورهای انسانی هستیم !

دنیای حقیقی ما که به وحدت جهان ختم خواهد شد و در آن متبلور خواهد شد ساختارش و ساختمانش و ارکانش صلح ، عشق ، عدالت ، علم ؛ آگاهی ، آزادی ، رهائی ، آبادی ، سازگاری ، برابری ( بمعنی و مفهوم حقیقی اش در برادری و خواهری ) میباشد و ما مرزهای مجازی را از میان بر خواهیم داشت و ما با حقوق مساوی و برابر جهانوندی در کنار هم خوشبخت و یگانه زندگی خواهیم کرد ما تمام مرزهای مجازی اعم از مرزهای سیاسی ، جغرافیایی ، نژادی ، جنسی و مذهبی را از میان بر خواهیم داشت ما محتاج همزیستی و همدوستی هستیم ما دنیای پر از جنگ و کشتار و تنفر و انتقام و ترور را نمیخواهیم و دنیای نظم نوین جهانی مدعیان که همان نظم روانی ایئدولوژیکشان است معرف حضور همه هست که هر روز بصرت تکاندهنده و و حشتناک شاهد ش هستیم !

هر کدام از ما وظیفه داریم مختصات و ویژگیهای مجازیمان را شناسائی کنیم همان پوسته روانی که در هاله ای از تقدس و جهل جبرا به ما تحمیل شده است و همچون هزاران دایره تو در تو و پیچیده ما را محاط کرده است و ما را از مسئوایت امروزمان بازداشته است و شادی و آرامش را از ما سلب کرده است و ما نیازمند بازیابی مجدد خود هستیم ما محتاج رهائی از تمام گذشته و حال خود هستیم ما مسئولیتهایمان بیشمار است و چقدر زیباست و آنهم در عصری که علم و معرفت ما دروازه های آگاهی را گشوده است و عشق بر خرد و عقل ما استوار گشته است و ما سزاوارتر و شایسته تر از آن هستیم که میپنداریم هر کدام از ما بزرگتر از این دنیا هستیم و ما اقیانوس اندیشه هستیم و کافیست حرمت نفس و عزت نفس انسانی خود را باز یابیم و جهان مان را سرشار از آزادی و رهائی و رستگاری برای نسل بشر کنیم ...!

این وبلاگ اشاره کوتاه خواهد داشت به دنیای مجازی ، و سکون و سکوت جایز نیست و ما همه با هم و با همدیگر میبایست از دنیای مجازیمان گذر کنیم و من در حد امکانات و فهمم و وقتم به آن خواهم پرداخت نا گفته نماند که قصد داشتم فعالیتم را بگونه دیگری دنبال کنم اما در معرض تجاوز به حقوق انسانی ام از طرف یک فرقه تبهکار و بزهکار مذهبی – تروریستی مافیایی قرار گرفتم که هر کس بدلیل انسانی نباید از آن غافل شود و من هرگز نه ساکن شده بودم و نه ساکت شده بودم بلکه خط و مرز تاریخی با همین تبهکاران کشیدن اولویت کار شخصی من بوده که بدان افنخار میکنم ... ! و پیشاپیش از نظرات شما عزیزان متشکر و ممنونم !

بامید پایان یافتن دنیای مجازی

بامید برقراری وحدت جهان یعنی دنیای آرمانی مان

و با ایمان به سرشت پاک انسانی تان یعنی آزادی و رهائی

و بامید موفقیت تک تک تان

وبا تشکر فراوان از اینکه من و این وبلاگ را مورد لطف قرار میدهید

فرزاذ فرزین فر

12/9/2008

22/6/1387

استکهلم