فاجعه توئی!

بهزاد علیشاهی، وبلاگ حسن زبل، اول سپتامبر 2008
http://hasanzebel.blogfa.com/

.

مجاهدین بعد از تحویل حفاظت اشرف به عراقیها ،برای جذب افکار عمومی و بعنوان آخرین تلاش مدام تکرار میکنند که فاجعه انسانی در اشرف در راه است و به این منظور همه آدمهای پیدا و پنهانشان را هم به میدان آورده اند ؛ حتی بطور مسخره ای حزب دست ساز مجاهدین با نام جعلی حزب سبزهای ایران که علی القاعده باید نگران حفاظت محیط زیست باشد نیز بعد از سالها اطلاعیه داده و نگرانی خودش را از بروز فاجعه در اشرف بیان کرده است .

فریب دادن و بردن آدمهای بیگناه به عراق و اسیر کردنشان در اشرف مگر فاجعه ای نبود که توسط مسعود رجوی انجام شده است ؟بردن این آدمهای اسیر به کام مرگ تحت فرمان صدام مگر فاجعه نبوده؟ ؛ مگر عملیات فروغ فاجعه نبود که آنهمه را به کام مرگ فرستادند؟ ؛ مگر در عملیات تروریستی برای داخل شهرها که افراد را از عراق اعزام میکردند ؛کم مجاهدین کشته شدند؟ مگر آنموقع شعار رهبری مجاهدین این نبود که همه باید شهید بشوند ؛ مگر مسعود رجوی نگفت که ما پذیرفته بودیم که نود درصد ارتش آزادی کشته شود ؟؛ مگر در جنگ آمریکا با عراق* یادمان رفته که مسعود و مریم پنهان شدند و فرار کردند و باقی ماندند که قربانی شوند . اینها همه فاجعه نبود ؟ از کدام فاجعه انسانی صحبت میکنید ؟؛ حضور اشرف و حضور شما خود بدترین فاجعه است .

*میگویند کودکی در تاریکی شب در خیابانی راه میرفت و به شدت می ترسید ، مردی بد هیبت و گنده که پشت سر او راه میرفت به کودک گفت نترس من پشت سرت هستم ، کودک جواب داد فقط از همین میترسم .

فاجعه ای که میگوئید ممکن است!! اما من میترسم شما آن را بوجود بیاورید ؛ این حرف سازمان مجاهدین که به ظاهر جمله سمبولیکی است ترس مرا دو چندان میکند ، اینکه گفته اند که اشرف در مقابل فشارها به زمین نمیخورد بلکه به آسمان میرود آیا حکایت از فکر یک پایان تلخ مثل باقی فرقه های تاریخ نیست که در ذهن رهبری سازمان لانه کرده است .
نظامیان عراقی باید در حفاظت از ساکنان اسیر اشرف مراقب این فاجعه باشند .

*مجاهدین از اصطلاح "جنگ خلیج"برای این مقطع استفاده میکردند