|
مصاحبه
انجمن نجات دفتر بوشهر با آقاي حسين نصوري
انجمن نجات، بوشهر، دوازدهم می
2008
http://www.nejatngo.org/index.php?news_id=4365¢re
مطلع شديم كه آقاي نصوري به
تازگي به بوشهر امده اند بر آن شديم كه با ايشان ملاقات كرده و ضمن خوشامد گويي
مصاحبه اي نيز با ايشان داشته باشيم.
ما ابتدا ضمن خوشامد گويي نسبت به دوست قديمي و عزيز و همشهري كه سالها با يكديگر
در سازمان بوديم و مشتركا توانستيم اين درد و رنجها را به اميد اينكه روزي از دست
سازمان رهايي پيدا كنيم متحمل شديم .
پس از اينكه ايشان در انجمن حضور يافتند ضمن اينكه يكديگر را در اغوش كشيديم
ابتدا حال دوستان را جويا شدم و از آنها پرسيدم .سپس مقدمات مصاحبه را آماده كردم
و پس از صرف چاي به اتفاق مصاحبه را شروع كرديم.

لازم به ذكر است كه اقاي نصوري
در سال 67 به تركيه رفته و سپس به سرپل سازمان در انجا وصل ميشود و پس از مدتي به
عراق اعزام ميگردد.
س-شما از چه زماني هوادار شديد؟
ج-من از سال 58 هوادار سازمان بودم و در بوشهر فعاليت ميكردم و در شهر نشريه
سازمان را ميفروختم.
س-تا كي؟
ج-تا بهمن 84 كه به تيف كمپ آمريكاییها رفتم.
س- طي اين سالها چه مسئوليتهايي را در سازمان داشتيد؟
ج-مسئول مخابرات بودم و در پذيرش فرمانده دسته و فرمانده حفاظت بودم. فرمانده
تانك، راننده تانك، مربي برجك تانك بوده و در زمانهايي هم در شنود عضو تيم شنود
بيسيمي در مرز بودم.
س- راستي شما پس از اينهمه سال چرا از سازمان جدا شديد؟
ج-من به اميد رسيدن به جامعه بي طبقه توحيدي به سازمان پيوستم از زاويه كمك به
خلق و اينكه زندگي بهتري را براي مردم به ارمغان بياورم اما سازمان زير همه گفته
ها و قولهايش زد. ما كه نيروهايش بوديم را سركوب ميكرد بعد سلاحهايش را تحويل داد
و با امريكا همكاري كرد شعاري را كه سالها عليه آمريكا ميداد و ما را با القاب
بورژوازي به آن نسبت داده و ما را سركوب ميكرد تسليمش شده و كوتاه آمدن سازمان از
اصولي كه ما را با آن جمع كرده بود 180 درجه در جهت عكس شرروع به حركت نمود.
البته براي ما ، در اين نقطه مشهود شد. زيرا انحراف از سالها پيش شروع شده بود و
ما نمي دانستيم اما در اين جريان افشا شد.
س-شما چند سال در عراق در قرارگاه اشرف بوديد؟
ج- من 18 سال در سازمان بودم زندگي در محيط بسته اي كه انسان را از زندگي نااميد
ميكند. انسان دوست دارد كه هميشه چيزهاي جديد را ببيند .اما اينها را از ما دريغ
كردند.
س- چطور به تييف امديد؟
ج-در بهمن ماه 84 درخواست كردم كه ميخواهم جدا شوم آنها حدود 20 تا 30 روز با من
بحث ميكردند كه بمان از زهرا نوري تا فرشته شجاع و پروين صفايي و عباس داوري انها
هر چه كردند قبول نكردم به خروجي رفتم و پس از 11 روز مرا تحويل تيف دادند در طي
اين مدت بتول رجايي هم آمد و در انجا با من صحبت كرد.
س- چه مدت در تيف بوديد؟
ج- من به مدت دو سال در تيف بودم .
س-خب در طي اين مدت در تيف به دليل اينكه ديگر سانسور خبري وجود نداشت و شما با
دنياي خارج رابطه داشتيد چه حقايقي براي شما روشن شد؟
ج-من در سازمان كه بودم مجبور بودم هر چه ميگويند را مثل ماشين انجام دهم . انها
در سازمان فيلم بازي ميكردند تا حقايق را وارونه نشان دهند .به طور مثال مسئله سه
يا پنج ميليون امضائ حمايت عراقي ها از سازمان بود. در سازمان من مسئول اسكن كردن
آن امضاها بودم 20 صفحه امضاها را به من داده بودند تا اسكن كنم اين 20 صفحه
تماما با يك خودكار و يك خط نوشته شده بود و تمام امضا ها مشابه يكديگر بودند.
ما بكوب در گرماي هوا كار ميكرديم تا در زمين فوتبال كه نام انرا امجديه گذاشته
بودند محلي را براي گرد همايي عراقي ها اماده كنيم اما عملا با نفرات سازمان كه
در انجا بودند تعداد به 5 هزار نفر رسيد اما اعلام شد كه 60 هزار نفر آمده اند.
نفرات زيادي را سازمان با كلك از دوبي و تركيه به سازمان آورده بود با وعده اينكه
ما شما را به اروپا ميبريم اما انها از اشرف سر در آورده بودند و با تهديد و
اجبار كه شما را به عراق ميدهيم نگه داشته بودند كه بعد از اتمام جنگ صداي اينها
در آمد كه اينها ما را به دروغ و با زور به اينجا آورده اند.
س-سازمان را چكونه مبينيد؟
ج- هر آنچه كه سازمان طي سالها اذعان داشت كه صادق هستم عملا دروغ بود.
س- با توجه به اينكه مدت زيادي در پذيرش بوديد چه ديديد؟
ج- عملا هر كس ميامد نمي خواست بماند و مي گفت كه مي خواهد برود و انها
نميگذاشتند، اين يك جنايت بود.
مي گفتند اگر انقلاب نكني و نماني ما تو را تحويل حكومت صدام ميدهيم كه تو را به
جرم ورود غير قانوني به 8 سال زندان محكوم كنند.
س- به نظر شما استراتزي سازمان چيست؟
ج- اين است كه ايران توسط يك دولت خارجي سرنگون گردد و سپس آنها به عنوان نيرويي
به ايران رفته و حكومت را بدست بيگيرند يا جزيي از حكومت بشوند .
البته اين هم بعيد است كه امريكا بگذارد و رويايي بيش نيست.
س- آينده سازمان را در عراق چگونه ميبينيد؟
ج-هر دولتي كه در عراق بيايد اكثريت شيعه است و با ايران دوست است و براي آنها
محدوديت زيادي قائل خواهد شد و سازمان را از آنجا جمع ميكند. از طرفي سازمان هم
ميخواهد اين ظرف تشكيلات خود را حفظ كند و ميخواهد با كمك امريكا اين كار را
انجام دهد اما با پيشرفت زمان و خروج نيروهاي امريكايي اين هم ميسر نيست و بايد
بهاي سنگيني را بدهد.
س- به نظر شما توانايي سازمان در چه حدي است؟
ج- سازمان از لحاظ نظامي داراي سلاح نيست و قدرت نظامي خود را از دست داده است به
لحاظ سياسي نيز چون جزو گروههاي تروريست است براي انها اهميتي قائل نميشوند ممكن
است از انها به عنوان موضوع تبليغاتي استفاده كنند.
س- نظر شما به عنوان يك ايراني به افشاگريهاي انرژی اتمي ايران چيست؟
ج-آنها ميگويند كه هدف وسيله را توجيه ميكند و چون مخالف دولت ايران هستند مي
خواهند به لحاظ سياسي خود را مطرح كنند كه نهايتا اين كار به تحريم ايران راه
ببرد و براي غرب و اسرائیلي ها خوش رقصي كنند و خودشان را به آنها نزديك كرده تا
بتوانند حياتي خفيف و خائنانه داشته باشند البته به نظرم در اين افشاگريها اصل
موضوع را اسرائیلي ها به انها داده اند چون دشمن ايران هستند از گروههاي مخالف
ايراني براي ابراز ان استفاده كرده اند.
س- آيا افشاگريهايي راجع به سازمان داريد كه در اينده افشا كنيد و لطفا يك نمونه
را شرح دهيد؟
ج-روي نفرات مخالف ماندن در سازمان، به طرق مختلف فشار وارد مي ساختند زماني كه
من در پذيرش بودم يكي به نام مهدي خودش را به آتش كشيد و سازمان وي را بي نام و
نشان در گورستان بعقوبه دفن كرد سال 77 ويا 78 بود وي عرب و اهل خوزستان بود كه
درشهر خالص به تور سازمان خورده بود.
من به شكنجه هاي افراد سازمان در ساهاي 73 نيز واقف بودم كه بعدها در تيف به ان
بيشتر پي بردم.
س- ...و اينده چگونه است؟
ج- افراد سازمان اكثرا چون سنشان زياد است براي شروع زندگي مشكل دارند و چون فكر
ميكنند اگر بيرون بيايند بايد از صفر شروع كنند پاسيو شده اند سازمان ميگويد كه
در بيرون چيزي براي زندگي وجود ندارد و انها را ميترساند آنها بيشتر به فكر خارجه
هستند كه لا اقل در انجا با حقوق پنا هندگي بتوانند زندگي كنند.
ما واقعا سپاسگذاريم كه وقتتان را به ما داديد و به اينجا امدید و انشا الله
بتوانيم در آينده مصاحبه هاي بيشتري را با شما داشته باشيم و اميدوارم كه در
زندگي خود موفق باشيد و ناكاميهاي گذشته را فراموش كنيد.
آقاي نصوري- من هم متشكرم انشالله كه شما هم در كارتان پيروز باشيد
اصغر فرزين - انجمن نجات دفتر بوشهر

|