|
مجاهدین خلق تلاش
می كند با كارت جنبش های مستقل ملی گرا بازی كند منبع: Mojahedin.ws مولف: آنتونی گسلر فصل 16/ شكست بزرگ سقوط صدام حسین شكست بزرگی برای
مجاهدین خلق ایران بود. نزول سازمان به جهنم آغاز شد. مسعود
رجوی رهبر این گروه با اشاره به دولت عراق گفته بود: "اگر این دولت سقوط كند ما غرق فراموشی
خواهیم شد. حیات ما به حمایت ما از رژیم صدام
حسین بستگی دارد." (142) در روز چهارشنبه، 16 آوریل 2003، ژان كلود شاپون،
خبرنگار ویژه خبرگزاری فرانسه كه حمله امریكا به عراق را پوشش
می داد، این خبر درباره سقوط مجاهدین خلق را ارسال كرد: در
فلوجه، اردوگاه بزرگ مجاهدین خلق، اپوزیسیون مسلح
ایرانی تحت حمایت صدام حسین، تحت تسلط غارتگران و سگ
های ولگرد درآمد چرا كه مبارزانش در اولین روز جنگ از آن فرار كرده
بودند. مقصد آن ها مشخص نیست. چهارشنبه، بیست و هشتمین روز از
حمله امریكا – بریتانیا، گروهی از غارتگرها، كه معمولا
به سلاح كلاشینكف یا هفت تیرهایی كه در لباسشان
مخفی كرده اند، مجهز هستند، هنوز جلوی مجتمع بزرگ در 40
كیلومتری بغداد (كه احتمالا منبع خوبی برای اشغالگرانش
بوده) نگهبانی می دادند. یك ویلا ساخته شده، كه
دیوارهای بلند و طولانی و سیم خاردارهای
روی آن محصورش كرده اند. خانه ها، انبارها، گاراژها، و دفاتر در اطراف كمپ
قرار دارند، و سرسبزی لطیفی در اردوگاه مشاهده می شود، كه
در برابر دورنمای این منطقه بیابانی تعجب برانگیز
است. در اطراف كمپ زمین های كشتكاری شده قرار دارند، كه
بی شك برای تغذیه پرسنل كمپ طراحی شده اند. رنگ قهوه
ای تیره خاك نشان می دهد كه یك سیستم
آبیاری هنوز وجود دارد. در ورودی مجتمع، در كنار
بزرگراهی كه به اردون منتهی می شود، دو مرد درحال
پایین آوردن یك تیربرق هستند تا سیم هایش
را جدا كنند. آن ها از مزاحمت خبرنگارها عصبی و ناراحت می شوند. آن
ها ساكنان همان حوالی هستند و بالاخره راضی می شوند كه آنچه
درباره این كمپ می دانند بگویند. به گفته آن ها، صدها مبارز
جنبش اغلب با خانواده هایشان در اینجا زندگی می كردند. به
گفته این دو مرد كه اسم هایشان را فاش نكردند، این
ایرانی ها اغلب در كمپ بودند و بیرون نمی آمدند. فقط كامیون های عراقی، كلا
كامیون های نظامی، كه گاهی هم غیرقابل
شناسایی بودند، به كمپ رفت و آمد داشتند. مدخل كمپ سنگربندی
شده و مستحكم بود. به گفته آن ها، در اولین روز از جنگ، همه این
سربازها بیرون آمدند. كجا رفتند؟ این دو مرد مطمئن نیستند
ولی حدس می زنند كه آن ها به منطقه دیاله در
نزدیكی مرز ایران رفته باشند...نیروهای ائتلاف
چندین بار پایگاه های آنان را بمباران كردند، چرا كه
نیروهایشان بخشی از ارتش عراق محسوب می شدند. به گفته
یك دیپلمات بریتانیایی، "آن ها
مانعی بر سر راه عملیات های ما بودند." در واقع،
چندین ساختمان، بخصوص در مركز اردوگاه فلوجه بواسطه بمباران امریكا
تخریب شدند. اما، مردم این حوالی نمی توانند
تاریخ دقیقی از بمباران ها ارائه كنند." (143) گزارشگر
ویژه لیبراسیون در می 2003 درباره اردوگاه اشرف،
پایگاه اصلی مجاهدین، گزارش داد. او مسیر آن ها را تایید
كرد: پایگاه اصلی مجاهدین در حدود 100
كیلومتری شمالشرق بغداد در جاده كركوك قرار دارد. این
پایگاه درست قبل از روستای خالص قرار گرفته است. جنبش به صدام
وابسته است، و برای نگهداشتن حقوق اقامت كارهای كثیفی
را برای او انجام داده است... دفتر اصلی آن ها در مركز بغداد
یكی از اولین ساختمان هایی بود كه توسط مردم مورد
چپاول قرار گرفت. مردم از آن ها بیزارند. اكنون اشغالگرها ساختمان ان ها
را در دست دارند. اما به نظر می رسد در اردوگاه اشرف چیزی
تغییر نكرده است. دو نگهبان مراقب در ورودی هستند. جلوتر،
باید سئوال و جواب پس بدهی و بعد منتظر بازرسی بمانی. پرچم جنبش، سفید با شیر و
خورشید در كنار پرچم ایران قرار دارد... جنگ در دروازه اردوگاه اشرف
متوقف شده یا این طور به نظر می رسد. زندگی صلح
آمیز به نظر می رسد. اشرف شهر كوچكی است در وسط صحرا، كه مركز
برق كوچك و یك بیمارستان صحرایی دارد. "ما آماده
ایم كشور خودمان را اداره كنیم. مدیریت پایگاه
كوچكی مثل این بچه بازی است." در كل، اردوگاه 36
كیلومتر مربع را می پوشاند. سیم خاردار اردوگاه را از
بیابان وسیع اطراف جدا می كند. ایران 60 كیلومتر
در سمت شرق قرار دارد. این جنبش دیگر جوان نیست و با "پیروزی
بر رژیم ملاها" هنوز فاصله است. كریستف ایاد گزارش داد: در
تاریخ 8 آوریل، در حمله ای هوایی هفت عضو
مجاهدین كشته و 10 نفر دیگر زخمی شدند. بیابان اطراف
اردوگاه پر است از كامیون هایی كه توسط بمب افكن های
امریكایی از بین رفته اند. تسلیم آینده مبارزان مسعود رجوی اكنون به حسن
نیت امریكایی بستگی دارد. بعد از مباحثاتی
كه از جانب تهران مورد انتقاد قرار گرفتند، حدود 5000 عضو مجاهدین مجبور
شدند سلاح های خود را تحویل دهند. ارتش آزادیبخش ملی كه
دارای تانك، نفربرهای زرهی، خودروهای سبك،
كلاشینكف بود همه تجهیزاتش را تحویل داد؛ آسوشیتد پرس
می گوید: "مجاهدین خلق، گروه اپوزیسیون
ایرانی كه از داخل عراق فعالیت می كند، روز
یكشنبه در چهارچوب توافقی با نیروهای
امریكایی كه آن ها را محاصره كرده اند سلاح های خود را
بر زمین گذاشتند. بعد از حصول توافق در روز یكشنبه كه در بعقوبه
صورت گرفت، اعضای این اپوزیسیون ایرانی
می توانند یونیفرم های خود را حفظ كنند و هفت روز فرصت
دارند كه همه نیروهایشان را در محلی خاص گردآوری و سلاح
های آنان را جمع آوری كنند. ژنرال ری اودیرنو فرمانده
هنگ چهارم پیاده نظام ایالات متحده می گوید: "آن
ها تجهیزات خود را تحت كنترل ائتلاف قرار می دهند. آن ها
همكاری می كنند." مجاهدین خلق بخشی از شاخه
نظامی شورای ملی مقاومت ایران تحت فرمان مسعود
رجوی هستند. این شورا در حومه پاریس واقع شده... طی دهه
70، گروه چندین سرباز و غیرنظامی امریكایی
كه روی پروژه های نظامی كار می كردند را به قتل رساند. آن
ها از اشغال سفارت امریكا در تهران در سال 1979 نیز حمایت
كردند. بعدها، با دولت ایران دچار مشكل شده و از داخل عراق و با
حمایت صدام حسین حملاتی را علیه ایران انجام
دادند.مسئولان امریكایی افزودند كه آن ها اسیر
جنگی محسوب نخواهند شد، اما وضعیت شان هنوز مشخص نشده است." (145) از فاجعه تا فاجعه در سطح جدی نظامی، مجاهدین خلق و ارتش
آزادیبخش ملی در تلاش برای به دست آوردن كنترل بر ایران
فقط شكست های مفتضحانه ای را تجربه كرده اند. نظامیان
مجاهدین فقط در خاك عراق كارآمد بودند، آن هم وقتی كه لشگرهای
صدام حسین از آن ها حمایت می كردند. اما آن ها سربازهای
حلبی نیستند. آن ها می دانند چطور از سلاح هایشان
استفاده كرده و آدم بكشند. در مواجهه با كشاورزان غیرمسلح، آن ها
بسیار سبعانه عمل كرده اند. اما در سال 1984، مسعود رجوی گفت:
"اسلامی كه ما ترویج می كنیم اجازه
خونریزی نمی دهد. ما هرگز به دنبال
رویارویی و خشونت نبوده و نیستیم." (146) این
جملات توخالی هستند. هیچ یك از این ها، نه در سال
های گذشته و نه بعد از آن، حقیقت نداشته اند. همان طور كه
دیده ایم، ایدئولوژی مجاهدین خلق بر آثار مائو
تسته تونگ مبتنی هستند. او یك تئوریسین و عمل كننده
مبارزه انقلابی بود. مجاهدین خلق، كه در صحنه سیاسی
ایران یك جنبش دست دومی محسوب می شود، همیشه در
به دست آوردن قدرت از طریق ابزار دموكراتیك (آرا، رقابتهای
انتخاباتی، ...) ناكارآمد نشان داده است. در منطق سیاسی شان،
جز انقلاب هیچ راهی برای رسیدن به هدفشان وجود ندارد،
درست همان چیزی كه مائو پیش بینی می كرد. وظیفه
اصلی و فرم برتر انقلاب بدست آوردن قدرت از طریق مبارزه مسلحانه است.
یعنی رفع مسائل از طریق جنگ. این اصل انقلابی
ماركسیستی- لنینیستی در همه جا، چین و
دیگر كشورها، صدق می كند." (147) این اصلی بود كه مجاهدین مو به مو از
آن پیروی كردند. اما، آن ها كه درباره تاثیر
نهایی فعالیت هایشان بر تصویرشان در غرب نگران
بودند، به دنبال پرده دود (برای استتار كردن تصویر واقعی شان)
بودند. آن ها تلاش كردند خود را میهن پرست معرفی كنند. آخر، در
افكار عمومی غرب، دیگر دوران دهه 60 و 70 گذشته است: ستایش از
جنگ چریكی. از آن هنگام، كشورها یادگرفته اند كه از
تروریسم بترسند، از هر جا كه باشد و هر توجیهی كه داشته باشد.
مجاهدین خلق تلاش می كند با كارت جنبش های مستقل ملی
گرا بازی كند، انگار ایران در معرض اشغال خارجی قرار گرفته
است. مجاهدین می گوید: "ذكر مسائلی كه در كنفرانس
دیپلماتیك ژنو بر سر آن ها توافق حاصل شده جالب است: "گاهی
در جنگ داخلی احتمال دارد كسانی كه شورشی در نظر گرفته
می شوند در حقیقت میهن پرستانی باشند كه برای
آزادی، استقلال و احترام كشورشان می جنگند. در شرایطی
كه شورشیان اصول حقوق بشری را قبول دارند نمی توان از "تروریسم"
"آشوب " و بی نظمی سخن گفت." (148) در حقیقت، از هنگام نقطه تحول در سازمان كه بواسطه
شكست عملیات جاویدان در سال 1988 علامتگذاری شده،
مجاهدین خلق به حملات متفرق در ایران تنزل یافته: تروریسم
تمام و عیار. منابع 142.
Report by Haqqe Moni, former militant of the MKO interviewed by Ilail Zayer,
in Al Hayat, in Courrier
International, 21-27 october 1999. 143. “Iraq Les Moudjahidin du people ont deserte
leur camp de Falluja”- by Jean-Claude Chapon- AFP, 17 April 2003 144. Ayad, op.cit. 145. “Les Moudjahidin du people commencement a
deposer leurs armes” – Associated Press, 11 May 2003 146. “Democracy Betrayed”, op. cit. 147. “Problems of War and Strategy”, 148. “Presentation des activites
des Moudjahidin du people
d’Iran”- Http://voiceofiran.com/abouthtml
controlled by Massoud Rajavi |