|
خاطرات روزانه یک مجاهـد خلق داود – تهران 18/7/1386 طبق برنامه پادگان اشرف ، در اورسورواز راس ساعت 30/6 صبح از خواب
بیدار می شوم ؛
ولی اینکه بدانم صبح دل انگیزی است یا نه ؛ اساسا
جزو دستورکار من نیست لذا به آن فکر نمی کنم و مستقیما به اتاق کار خودم برای
مبارزه با رژیم می روم . صبر می کنم تا خواهر ژیلا
هم برای مبارزه به سنگر من بیاید تا اجازه داشته باشم
سری به اینترنت بزنم او خلاف ضابطه و با تاخیر
می آید و زمانی را باید اختصاص دهم تا انتقاد از خودش
را بنویسد . از روی اینترنت سایتهای مزدوران وزارت اطلاعات رژیم
را مرور می کنیم تا برای مبارزه خوراک لازم را پیدا
کنیم ناگهان صفحه یاهو باز می شود و تصویر زنی را می بینم و مرا دچار لحظه
جنسی می کند ؛ نتیجتا مبارزه را تعطیل می کنم و
گزارش غسل خود را می
نویسم و مجددا و با اراده
یک مجاهد مسئولیت پذیر به میدان جنگ با رژیم
می روم ؛ احساس می کنم امروز رژیم ساقط می شود و اصلا
تعهد دو ساله ای که داده ام زود تر از موعد خودش شکوفا می شود چون
دیشب تمامی اخبار فرانسه مربوط به حمله امریکا به ایران
بود و این می تواند نوید بخش پیروزی
مجاهدین باشد ؛ اگر پنتاگون راضی می شد بجای سرباز به
نیروهای خود لقب مجاهد دهد و آنها را خواهر و یا برادر مجاهد بخواند
، بخشی از انرژی ما که صرف تطابق ایدئولوژیک می
گردید ، رها می شد . مبارزه تا ظهر ادامه پیدا می کند
و تمامی اراجیف مزدوران را جمعبندی کرده ایم تا دستور
برسد که چگونه به آنها تهاجم کنیم آیا از شیوه فیاپ جلو
برویم ویا از سلاح فحش بهره
برداری کنیم و یا از تاکتیک جدیدمان برای
درگیر کردن پاسیو شده ها با بریده ها استفاده نمائیم . بعدازظهر است و بی تابی من برای استراحت کوتاه در حد
فاصل مبارزه ظهر و عصر شروع شده اما بیاد بی قراران اشرف امروز
استراحت نمی کنم و برای سرنگونی رژیم به اتاق کارم
می روم . رمز پایداری مجاهدین به " شب " برمی
گردد ، آنوقتی که "عملیات" شروع می شود ؛
عملیاتی علیه خودت با افتخار و شرف آغاز می شود ؛ تقدس
آن به جاری بودنش است و گناهان را در حوض شستن و به دار خواهر
آویزان کردن ؛ سرمشقی بر تمامی مجاهدان حقیقی است
؛ پرونده ای برای غسل کردن ساخته ام تا در امر مبارزه کم
نیاورم ؛ وقتی در حوض می روم یقین دارم که
رژیم را متزلزل کرده ام و یاد آن سفر کرده همیشه بیدار می افتم که می گفت هرروز و
هرشب شورایعالی امنیت ملی رژیم برای
تعیین تکلیف مجاهدین جلسه می گذارد و این
اهمیت مبارزات شماها را می رساند که درجریان عملیات
جاری متبلور می شود . تا دیماه سال آینده باید صبر کنیم تا کار
چندین و چند ساله ای که
برایش زحمت کشیده ایم به بار بنشیند و حمله ای
صورت پذیرد تا مجاهدین به نقطه اوج تکامل تاریخی خود
برسند . گزارش نشست حوض :
ساعت ده شب شده وباید براساس تعهد ایدئولوژیکی
که دارم بی شکاف و با مسئولیت پذیری تمام ؛
گزارشی به مسئولم بدهم : 6 ساعت خواب + 12 ساعت مبارزه با مزدوران اطلاعات + 3 ساعت غسل + + 3 ساعت حوض + 3 ساعت عملیات جاری + 2 ساعت قربون صدقه
خواهر و برادر رفتن = 29 ساعت مبارزه با رژیم در 24 ساعت ( کور شود هرآنکس که نتواند دید
) |