مسعود رجوی « آنجا » است !

 

مگر کسی مایل است که بدانـد آقای مسعود رجوی کجا است ؟

چون بود و نبودش توفـیری بر بازماندگان این جنازه سیاسی ندارد .

او بمانند جسدی است که روی دست صاحبان عزا مانده است و جائی برای خاکسپاری آنهم ندارند .

وارثان نزدیک این جنازه در ملاقاتهای سیاسی خود ؛ پای او را به میان نمی کشند و یا حداکثر او را سمبل تاریخی مجاهدین معرفی می کنند و از کنارش می گذرند .

در چنین موقعیتی است که محدثین و جعفرزاده جرات می یابند تا کتاب به اسم خودشان منتشر کنند ( مرگ سیاسی رهبر فرقه این امکان را بوجود آورده است  ) .

اما اگر شما مایل هستید که بدانید آقای رجوی با سقوط و مرگ صدام ؛ کجا مخفی شده است بهتر است بدانید :

 

          هرکجا که بوی باروت و خون می آید ؛ رجوی آنجا است .

          هر کجا صدای شیپور و طبل جنگ به گوش می رسد ؛ رجوی آنجا است .

          از هرکجا فتنه و آشوب برمی خیزد ؛ رجوی آنجا است .

          در تاریکخانه تاریخ سـر بزنید ؛ رجوی آنجا است .

          هرکجا وطن فروشی و جاسوسی جایز است ؛ رجوی آنجا است .

          در هر متروکه ای که بساط عملیات جاری و غسل برپا است؛ رجوی آنجا است .

          پای هرقراردادی که مردم قربانی و قدرت تقسیم می شود؛ رجوی آنجا است . 

          هر جا صدام صفتی را یافتید  ؛ رجوی آنجا است .

 

با این توصیف است که متوجه می شوید ؛ آقای رجوی در همان نزدیکیها است ولی اینکه خودی نشان نمی دهد بدلیل این است که عجالتا چادری در دسترس او نیست تا خود را درآن مستتر نماید .

وقتی صدام از اریکه قدرت افتاد باعث گردید لـُنگ و چادر دیگرانی نیز بیافتد و ناچارا باید   در آنجا بماند تا صدامی دیگر بیابد تا در پوشش آن بیرون بزند ولاغیر .

 

   داوُد – تهران

  10 شهریور 86