روز"خونینی" که فراموش شد!

 

 

خبرگزاري انتخاب؛  رضا سلیمانی، اول اکتبر 2007

http://www.tiknews.net/display/?ID=45511&page=1

 

... کمیته انقلاب و سپاه پاسداران که حتی فکر نمی کردند قرار است مورد تهاجم با اسلحه سرد قرار گیرند، ناگهان در میان سخنرانی بنی صدر مورد حمله قرار گرفتند. ابتدائاً درگیری میان حامیان سازمان،کمیته، سپاه و مردم عادی با شعارهای بر له یا علیه بنی صدر و حاکمیت آغاز شد. حامیان سازمان شعار می دادند:«بنی صدر افشا کن؛ بهشتی،بهشتی طالقانی رو تو کشتی» از آن سوی عده ای از مردم،دانشجویان،سپاه و کمیته ای ها شعار می دادند:« ابوالحسن پینوشه اینجا شیلی نمی شه؛بنی صدر ننگت باد و...»، سپس درگیری میان کمیته و گارد ریاست جمهوری آغاز شد، ملیشیای مجاهدین به طرفداری از گارد وارد شد و روز خونینی رقم زده شد...

 

 

خبرگزاري انتخاب : ۸ مهر ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۱۹ , ۰۴

 

پنجم مهرماه آمد و رفت، اما قلمی،خاطرات این روز را یادآوری نکرد.روزنامه نگاران ما 200سال پیش را به یاد دارند! روزشمار حوادث دوره شاه اسلام پناه[ناصرالدین شاه] و تشت های رسوایی که در زمان رضاشاه از این بام و آن بام می افتاد،اما تاریخ 26سال پیش از یادها رفته است. شاید یادآوری رویداد 5مهرماه 1360بلادلیل بود،اگر گربه رقصانی های تازه گروهک مجاهدین خلق نبود.

 

قرار بود در این روز[5/مهر/1360] پس از شلیک یک گلوله مردم دور معترضین جمع شده،سپس همگی پس از به کنترل درآوردن مجلس،رادیو و تلویزیون و آزادسازی زندانیان اوین به سراغ جماران بروند!مسئولان ارشد مجاهدین خلق به اعضا،سمپات ها و رابط ها تأکید کرده بودند:امروز[5مهرماه] مثل 22 بهمن است؛مردم از شما با شکلات و شیرینی استقبال می کنند، مراقب باشید زیاد به ایشان نپردازید ولی تشکر فراموش نشود! پرونده برخی متهمین تظاهرات مسلحانه-مسعود انتظاری،محمد ملک؛موجود در مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

 

 

حواشی و سیر حوادث آن روزها ارزشی بیشتر از اصل مطلب دارد،پس کمی به عقب بازگردیم. بعد از غائله 14/اسفند/1359 در دانشگاه تهران که موجب کشته شدن چند تن و زخمی شدن ده ها نفر شد.گروهک مجاهدین خلق به نحوی روزافزون به رویارویی با حاکمیت پرداخت.نمی توان با قطعیت گفت ولی به باور من روند شبهه نظامی گری مجاهدین خلق از 14/12/1359 آغاز شد.

 

در این روز رییس جمهور وقت در دانشگاه تهران سخنرانی داشت، ملیشیا مجاهدین با آغاز درگیری اینروز را تبدیل به روزی خونین کردند، کمیته انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران که حتی فکر نمی کردند قرار است مورد تهاجم با اسلحه سرد قرار گیرند، ناگهان در میان سخنرانی بنی صدر مورد حمله قرار گرفت. ابتدائاً درگیری میان حامیان سازمان،کمیته، سپاه پاسداران و مردم عادی با شعارهای بر له یا علیه بنی صدر و حاکمیت آغاز شد. حامیان سازمان شعار می دادند:«بنی صدر افشا کن؛ بهشتی،بهشتی طالقانی رو تو کشتی» از آن سوی عده ای از مردم،دانشجویان،سپاه و کمیته ای ها شعار می دادند:« ابوالحسن پینوشه اینجا شیلی نمی شه؛بنی صدر ننگت باد و...»، سپس درگیری میان کمیته انقلاب و گارد ریاست جمهوری آغاز شد،ملیشیای مجاهدین به طرفداری از گارد ریاست جمهوری وارد کارزار شد و بدین ترتیب روز خونینی در تاریخ کشور رقم زده شد.با اندکی تصرف،روزنامه جمهوری اسلامی-16/12/59

 

این تظاهرات شورشی-مسلحانه و پی آمدهای آن سرانجام سبب شد تا آیة ا...قدوسی دادستان وقت کل کشور طی اطلاعیه ای ده ماده ای[19/1/60] از کلیه احزاب و گروه ها خواستار فعالیت های سیاسی در چارچوب این ده ماده [و البته قانون اساسی] شود. وی همچنین از گروه های مسلح درخواست کرد تا ادوات نظامی-تسلیحاتی خود را به مسئولان نظامی هر بخش از کشور که در آن به فعالیت سیاسی می پردازند،تحویل دهند.ضمن آنکه در این اطلاعیه قید گردیده بود که با خاطیان به شدت برخورد خواهد شد.منتشر شده به تاریخ 18/3/60-روزنامه کیهان

 

اما گروهک مجاهدین حاضر به خلع سلاح نیروهای خود نشد،اندرزهای مرحوم خمینی و پیر مبارز مهندس بازرگان تاثیری در کاهش حرکات تشنج آمیز این گروه نداشت. موسی خیابانی و مسعود رجوی از رییس جمهور وقت درخواست کردند که تعهد دهد در صورت خلع سلاح گروه مجاهدین وی آزادی فعالیت سیاسی ایشان و اجرای قانون اساسی را تضمین کند، بنی صدر در مصاحبه مطبوعاتی کشور را در بن بست فرض کرده و خواستار مراجعه به آراء عمومی در این باره شد. وی از اجرای قانون اساسی و تضمین به مجاهدین خلق ابراز ناتوانی می کند و عملا دست این گروه را در اقدام نظامی بر علیه حاکمیت مرکزی کشور باز می گذارد.با اندکی تصرف30.31/2/60جمهور اسلامی-3/3/60کیهان

 

بنی صدر و حامیان اش که توهم حمایت مردم از خود را داشتند، در شرایط جنگی آنقدر به اعمال تشنج آمیز خود ادامه دادند، که مرحوم خمینی پی آمد درخواست بنی صدر از مردم برای مقاومت و ایستادگی از خود[بنی صدر] و نیز ایستادگی در مقابل «کودتای مرتجعین»، طی نامه ای خطاب به رییس ستاد مشترک ارتش،بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کرد20/3/60.بنی صدر در حالی مردم را به شورش و تظاهرات فرا می خواند که قسمت های جنوبی و غربی کشور تحت تجاوز رژیم بعث به تصرف عراق در آمده و عملا نیروهای نظامی ایران هم باید امنیت کل کشور که به مدد بنی صدر و مجاهدین کاملا مغشوش گشته بود را حفظ می کردند و هم با نیروهای عراقی در جبهه های جنگ به مبارزه می پرداختند. خلاصه ای از مطالب روزنامه کیهان19و20و21/خرداد/1360

 

درخواست های مسئولین نظام از جمله رهبری وقت از بنی صدر، مبتنی بر بازگشت وی به جبهه حامیان رهبری و محل کار خود برای خدمت به کشور، تبختر و غرور بنی صدر را افزون تر کرد. تا آن حد که پیاپی در مخفی گاه خود بیانیه صادر می کرد، با این تصور که حاکمیت مجبور است یا او را بپذیرد یا مردم در حمایت از او نظام را واژگون خواهند کرد. سرانجام طرح عدم صلاحیت و کفایت رییس جمهور با قید دو فوریت، توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 27/خرداد/60 به تصویب رسید.بنی صدر که نتوانسته بود مردم را برای حمایت از خود در تظاهرات 25خرداد گردهم آورد، عملا مخفی شد، وی ابتدا در خانه دکتر ناصر تکمیل همایون از اعضای حزب مرکزی ملت و سپس در خانه های مخفی سازمان تا زمان فرار از ایران مخفی شد.در شرایطی سخت از نظر حملات رژیم بعث به خاک ایران،تظاهرات مجاهدین در حمایت از بنی صدر نیز در روز 30خرداد به در گیری خونینی تبدیل شد، این تظاهرات 30کشته و 200زخمی برجای گذاشت.1/4/60کیهان

 

غرور بنی صدر و توهم سازمان از نفوذ او در میان مردم، سرانجامی غیر از جنگ مسلحانه نداشت. از این زمان به بعد سازمان مجاهدین خلق بصورتی کامل مخفی شده و عملا وارد فاز نظامی بر علیه حاکمیت و ارکان اش می شود. مسعود رجوی خود در این باره می گوید:«آقای بنی صدر به خوبی به یاد دارند که در آن اوایل...رفسنجانی را در شمار «خمسه خبیثه» واجب القتل دانسته و به تأکید خواستار آن بودند که در ردیف بهشتی- ملعون[منقول] که هر دو نفر به اضافه سه نفر دیگر[خامنه ای،رجایی و باهنر] مهدورالدم و شایسته مجازات بودند،نیز کشته شوند. رجوی در جای دیگری می گوید: آنچه بنی صدر از مبارزه مسلحانه مجاهدین انتظار داشت،اساسا چیزی جز دفع شر تعدادی از مهره های بالای رژیم نبود.اندکی تصرف،نشریه مجاهد شماره 223 و 224

 

حملا ت از تیر و با بمبگذاری آغاز می شوند. اولین بمب در تاریخ دوم تیر در مرکز شهر، در ششم تیر حجة السلام والمسلمین خامنه ای در مسجد اباذر بوسیله ضبط صوت بمبگذاری شده مورد هدف قرار گرفت. عامل حادثه ترور نافرجام ششم تیرماه، یکی از اعضای سازمان به نام «محمد جواد قدیری مدرس» بود که در سال 1364 نام اش در اعضای مرکزیت سازمان قرار گرفت.هفتم تیرماه دفتر حزب جمهوری اسلامی منفجر شد.در این حادثه ریاست دیوان عالی کل کشور به شهادت رسید. تایم نوشت: بهشتی امید اصلی برای تداوم انقلاب اسلامی ایران بود.تایم 30/6/1981 .عامل این انفجار یکی دیگر از اعضای نفوذی سازمان به نام «محمدرضا کلاهی صمدی» بود که بهانه خریدن بستنی دفتر حزب را قبل از انفجار ترک کرده بود.گزارش میرحسین موسوی به رفسنجانی-عبور از بحران8/4/1360 .سازمان مجاهدین به گونه ای تبلیغ کرد که پس از کشتار سران رژیم عملا حکومت بی آینده خواهد شد. گفتنی است در این انفجار 72 نفر از بلندپایگان جمهوری اسلامی به طرز شنیعی به شهادت رسیدند.این اولین ترور گروهی سازمان محسوب می شود.نشریه مجاهد شماره 158

 

شوک درون اجتماع،درگیری های پراکنده مانند تجمعات اردیبهشت،خرداد،تیر و مرداد، همچنین دستگیری تعداد زیادی از اعضای گروه مجاهدین سبب شد تا وحشت بنی صدر و مسعود رجوی به حدی برسد که کشور را بصورتی غیرمجاز ترک کنند. آنها با هواپیمای بوئینگ سوخت رسانی 707 بصورت یک رشته عملیات فرار،با خلبانی سرهنگ معزی[خلبان شاه] در ساعت 22:45 ششم/مرداد/1360از کشور گریخته و پس از پروازی طولانی ساعت 4:30 دقیقه بامداد هفتم مرداد در فرودگاه نظامی اورو در پاریس نشستند، گفتنی است در همان ساعات اول پناهندگی سیاسی بنی صدر و رجوی از سوی دولت فرانسه پذیرفته شد.مسئول فرار مهدی افتخاری معروف به فرمانده فتح ا...یکی از بلندپایگان اطلاعاتی و امنیتی سازمان بود. مطبوعات کیهان،اطلاعات،جمهوری اسلامی و آسوشیتدپرس 8/4/1360

 

با خروج مسعود رجوی از کشور، رهبری این گروه در درون کشور به موسی خیابانی سپرده شد. وی پس از تغییراتی در بخش های زیر مجموعه سازمان دوباره همان روند گذشته را ادامه داد و در روز 8شهریورماه 1360بوسیله یکی از اعضای سازمان، توانست رییس جمهور و نخست وزیر و رییس شهربانی کل کشور را در دفتر دولت به شهادت برساند. مسعود کشمیری که بعنوان عامل این جنایت شناخته شده دبیر شورای امنیت ملی و روز حادثه منشی جلسه در سازمان مرکزی نخست وزیری بود.سرهنگ کتیبه،بهزاد نبوی-هفته نامه سروش 6/8/61-ر.ک مجاهدین از آغاز تا فرجام ج2-ص629

 

دیگر نبردی مسلحانه بر علیه حاکمیت آغاز شده بود.پس از آن مجاهدین در چند رشته عملیات های گوناگون دست به کشتار سران وقت دولت-حکومت زد.ترور آیة ا...قدوسی در چهاردهم شهریورماه 1360 توسط عضو نفوذی سازمان «محمود فخار زاده کرمانی»،همچنین وحید دستجردی،ترور آیه ا...مدنی امام جمعه تبریز توسط فردی به نام «مجید نیکو» در 20 شهریورماه و ترور حجة السلام هاشمی نژاد دبیر جامعه روحانیت مبارز مشهد در هفتم مهرماه، از جمله اولین ترورهای فردی این سازمان بوده اند.

 

امام خمینی پی آمد این اقدامات، ضمن هشدار با مسئولان اطلاعاتی امنیتی در عدم برخورد غیر اسلامی با متهمین،خواهان برخورد با عوامل این حادثه می شوند.صحیفه نور،ج15،ص120. امام دوباره اعضای مجاهدین را به آغوش ملت فراخواند، اما...!

 

سازمان اقدامات خود را با ده رشته تظاهرات های پراکنده اعم از مسلحانه وشورشی در شهریور ماه همان سال ادامه داد ضمن کشتن آیة ا...مدنی و قدوسی خود را برای درگیری بزرگتر یا 22 بهمنی! دیگر آماده کرد.

 

قرار بر این بود که تظاهرات در روز یک مهرماه برگزار شود، اما شب قبل از تظاهرات با هوشیاری آیة ا... منتظری، دست سازمان مجاهدین بسته می شود. آیة ا...منتظری از دانش آموزان تقاضا می کند تا به مناسبت اول مهر و همچنین همبستگی با نظام در یک تظاهرات عمومی بر علیه استکبار شرکت کنند.[خاطرات افشین برادران قاسمی]. تظاهرات به پنجم مهرمان موکول می شود و روز حادثه چند ده واحد مسلح سازمان شروع به تظاهرات،دادن شعار و برهم زدن نظم عمومی می کنند، تا 22 بهمنی دیگر رقم بزنند!جالب آنکه محمدرضا یزدی خواه از مسولان سازمان دهی تظاهرات، در این خصوص می گوید: مردم با مشت خالی جلوی تیم های نظامی ما می ایستادند و شعار می دادند. حتی آنها که بی تفاوت بودند،ماشین ها و امکاناتی که در خیابان داشتند جمع می کردند تا ما پشت آنها سنگر نگیریم. سازمان به ما تأکید کرده بود هر که قصد داشت جلوی راه تان را سد کند بکشید. که البته منظور ایشان مردم هم بود! کارنامه سیاه-ص120

 

برآیند این آشوبگری نه تنها به 22بهمن و همیاری مردم نیانجامید، بلکه مردم از خود راه سازمان را سد کردند.در نتیجه تظاهرات پنجم مهر، 16 خرابکار کشته،31نفر از مردم عادی و نیروهای نظامی شهید و بیش از 150 تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق دستگیر شدند. رفسنجانی،عبور از بحران ص305. اشتباهات مهلک سازمان نه تنها نفعی برای مملکت و مردم نداشت، بلکه بالعکس منافع و مصالح ملی را مورد هجوم قرار داد.تظاهراتی با آن همه جار و جنجال نتیجه مطلوب سازمان را افاده نکرد و سران مجاهدین خلق در تلاش برای پوشاندن و زدودن خاطره این شکست،آسمان و ریسمان بهم بافتند.رویداد 5 مهر با آن همه تبلیغات آنچنان تمام شد که اهمیت اش از خاطرات 200سال قبل در چنین روزی پایین تر آمد و امروز کسی حتی حاضر به یادآوری آن نیست. سازمان خود از این تاریخ فرار می کند!آنچه بدست سازمان آمد شاید اندکی کمتر از هیچ بود.

 

 

سیر تاریخی این سازمان چه قبل و چه بعد دارای حواشی و موارد بسیاری برای بررسی و مداقه است. پس از این گروهک مجاهدین خلق سعی در جلب حمایت سازمان ها و کشورهای خارجی می کند، تا اقدامات خود بر علیه ملت ایران را گسترش دهد. مستند گرگ ها که بر اساس اسناد تصویری نشست های سران سازمان با بلندپایگان رژیم بعث عراق به نمایش درآمد تنها گوشه ای از خیانت های آشکار و پنهان این گروهک است. اسنادی که رجوی با تمیسار حبوش رییس دایره اطلاعات عراق نشست هایی برای بررسی وضع سازمان و ضربات مهلک به ایران برگزار شده و همچنین تصاویری که نشان می دهد، گروهک مجاهدین تمامی ترورهای سران جمهوری اسلامی ایران را به فعلیت رسانده از آن جمله اند. ر.ک مجاهدین از آغاز تا فرجام،کارنامه سیاه،خاطرات اعضای جدا شده سازمان من جمله حسین احمدی روحانی

 

 

اما چه شد که کتاب تاریخ آن روزها را رقم زد. اشتباهات مجاهدین پس از سال ها هنوز ادامه دارد.مثل تمامی اوقات سازمان بر کشور و ملت ارجح است.لازم به ذکر است این گروهک در شرایط خطیری که کشور هم اینک از لحاظ بین المللی در آن قرار دارد، برای آنکه بتواند جایی برای خود در دل آمریکا و متحدین اش باز کند،تا دوباره مجوز پرتاب سنگ به شیشه های این خانه را بگیرد، هر روز با یک خوش خدمتی تازه و البته کذب، مخاطراتی را برای سرزمین مان و تشنج بیشتر فیمابین ائتلاف در عراق و ایران خلق کرده است. آخرین اقدام ایشان، انتشار خبری کذب مبنی بر احداث مرکز مخفی هسته ای در کنار تاسیسات نطنز اصفهان بوده است.

 

 

و اما...آغوش ملت ایران همیشه به روی اعضای این سازمان که به جبر تحت رهبری فردی قرار گرفته اند که تمامی اقدامات اش از آغاز تا کنون بر خلاف مصالح ملی ایران است، باز بوده و باز خواهد ماند.[بی تردید غیر ازآنانی که در ریختن خون ملت به انحاء مختلف دست داشته اند.] بیاندیشید که حد فاصل حنیف نژاد،بدیع زادگان و سعید محسن مؤسسان فکور و شهید اولیه سازمان تا چه حد با پلشتی های مسعود رجوی دلالی که بر روی وطن خود معامله می کند، فاصله دارد؟!

 

 

و ما...در شرایطی که آمریکا،اسراییل و متحدین شان هر روز دنبال بهانه ای برای تبلیغ بر علیه کشور و نهایتاً راهی برای ایجاد و آغاز فشارهای نظامی می گردند، همبستگی و وحدت تمامی ایرانیان با هر فکر و اندیشه برای دفع شر از تمامیت ارضی و استقلال سرزمین مان لازم به نظر می رسد. فرصت برای واکندن سنگ های اختلاف بسیار است.امروز باید فریاد کنیم که در عین صلح دوستی و رعایت حسن همجواری،خوش آمد به هیچ متجاوزی نخواهیم گفت.

 

*** رضا سلیمانی

 

------------------ 

 

نظرات کاربران تا زمان کپی برداری از سایت "انتخاب"

برای ملاحظه نظرات بعدی به سایت "انتخاب" مراجعه فرمایید:

http://www.tiknews.net/display/?ID=45511&page=1

 

نظرات كاربران :

 

همه این چیزها درست ولی ببینم آیا در فردای ایران همینقدر نیز نکته بینانه تاریخ رو نگارش میکنی؟كمي منصف باشيد.مگر نه اتخاد چرا دوباره بنی صدر؟ کسی یادش نبود او خودش هم پشیمان است نباید میگفتید

اسلام

 

 

در خيانت سازمان نكات فراواني را مي توان نام برد. حتي قدرت گيري اسلام سنتي در برابر اسلام منهاي روحانيت در بعد از انقلاب را بسياري حاصل تغيير ايدئولوژيك سازمان در سال54 مي دانند. اما زماني كه مي خواهيم وقايع سالهاي اول انقلاب را بررسي نماييم اجازه نداريم بسياري از حقايق زا ناديده بگيريم : 1- بني صدر در هيچ زماني در خيانت هاي وطن فروشانه سازمان و همكاري با رژيم صدام همكاري نداشت.

2- اصولا بني صدر خود از اولين وجدي ترين منتقدان سازمان بود و تا اوايل سال 60درگيري شديدي بين اين 2 گروه بود.

3- فراموش نكنيم كه در اتفاقات آن سالها جنايت بعضي از موتلفه ای ها و بقولی راست های افراطی فضا را تا چه اندازه مغشوش ساخت.

4- امروز ما ايرانيها بايدتكليف خود را با خشونت معلوم كنيم.اگر جنگ بد است كه بد است پس بايد موضع خود را چه در داخل و چه در خارج نسبت به جريان جنگ طلب و خشونت ورز آشكار سازيم و با محكوميت همه خائنین و جنگ طلبان اعم از داخلی و خارجی به حمايت از صلح و آزادي برخيزيم.

کیوان

 

 

با سلام حضور کاربران گرامی انتخاب و خوانندگان این مقاله؛ ابتدائا از اظهار نظرهای شما چه در قالب نظرات و چه ایمیل تشکر کرده و بعد نکاتی را برای تنویر افکار شما ذکر خواهم کرد.

 

ایراداتی که بر مقاله وارد کردید، حتما بررسی خواهم کرد اما فراموش نکنید که ما نمی توانیم بدون اساس مطلبی را مورد استناد قرار دهیم. سعی شد در این مقاله از اسناد معمول و مورد تایید یا خبرهایی که مورد تایید دو منبع خبری موثق بودند، بهره گرفته شود.

 

اینکه بگوییم،یک میلیون نفر در فلان تاریخ گردهم آمدند یا هر رقمی بدون منبع و به شهادت از چشم استناد کنیم،اساسا درست به نظر نمی رسد. هیچ یک از منابع مستقل خبری خارجی اعم از اسوشیتدپرس و رادیو امریکا رقم تظاهرات های مذکور را [غیر از غائله 14اسفند] بیش از 10 هزار نفر ذکر نکرده که انهم با اغماض گفته شده است.بطور مثال فرض کنیم که در فاصله ای 12 کیلومتری چنانچه هر فرد نیم متر جا اشغال کند [با دیده اغماض] مگر بیش از 24000نفر جمعیت گردهم خواهد آمد؟

 

اینکه نوشتار روزنامه انقلاب اسلامی را باید استفاده می کردیم، روزنامه انقلاب اسلامی ارگان آقای بنی صدر محسوب می شد، این روزنامه از اواسط خرداد شصت تعطیل شد و صاحب امتیاز آن حسین نواب صفوی به تصدیق همراهان همچنین خانم سودابه سدیفی منشی اقای بنی صدر از مرتبطین با سازمان بود. نکته جالب آنکه وی بود که بنی صدر را از دکتر تکمیل تحویل گرفت و سپس به نیروهای سازمان سپرد. همو بود که ارتباط فیمابین بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق را برقرار کرد. حال چگونه می شود از چنین منبعی نقل خبر کرد؟نامه های سران مجاهدین را نواب در اختیار بنی صدر قرار می داد.

 

ثالثا آن روزها ترم های امروزینی که برای روزنامه کیهان وجود دارد،منظور نبود. آن زمان کیهان روزنامه ای تقریبا آزاد بود که ابتدائا زیر نظر دکتر یزدی و سپس حجت الاسلام سید محمد خاتمی انتشار می یافت.و کاملا مستند. مثل امروز نبود که کاری غیر از شعار و توهین و تخریب نداشته باشد. فرهیختگان کشور همه به قلم زدن در آن مفتخر بودند. جالب آنکه نیروهای متمایل به چپ تعدادشان بیشتر از دیگر روزنامه ها در کیهان مجتمع بود. و به همین دلیل بود که روزنامه اطلاعات یا حتی میزان و...مورد مداقه قرار نگرفت. تنها مورد مورد بررسی قرار گرفته روزنامه جمهوری اسلامی ارگان همین حزب مطلب غائله 14اسفند بود، که مطلبش شباهت بسیاری با روزنامه انقلاب اسلامی و کیهان همان تاریخ داشت.و مطلب مذکور مخلوطی از خبر سه منبع بود. بقیه موارد چنانچه جمهوری اسلامی منبع بود حتما منبع دیگری نیز ذکر شده است.

 

دو روش تحقیق بیشتر وجود ندارد، و اساسا از میان دو روش یکی از آنها بیشتر کاربرد اصولی در این مورد بخصوص را نداشت. جالب آنکه در همین مطلب بارها نوشتار مجاهدین در ارگان همین گروهک مورد مطالعه قرار گرفته و به عنوان سند ذکر شده است.

 

حال اگر جمیع موارد نگارش شده،بطور مثال خاطرات راستگو،حسن سلامه،حسین روحانی،رییس طوسی،یزدی زاده،تقی شهرام،مشکین فام و... بر علیه سازمان چه در ایران و چه در غرب یا همین کشور پس از اعتراف به نگارش درامده ایا این تقصیر بر گرده من بوده است؟ ضمن اینکه تا انجا که توانستم از ذکر خاطراتی اینچنینی که مستند به نظر نمی رسیدند پرهیز کردم.

 

سازمان مجاهدین از آغاز یعنی پس از سال 1342 و دقیق تر 1344 تا به امروز فراز و نشیب های بسیاری را پیموده است که همگی قابل بررسی هستند. اما این سازمان بطور دقیق پس از شهادت مهدی و رضا رضایی و بدست گیری و تغییر ایدئولوژی گروه توسط تقی شهرام و بهرام آرام در دهه پنجاه،نکته چندان مثبتی در تاریخش یافت نمی شود. ر.ک:مقالات دکتر یزدی در دهه 50 بر علیه سازمان در آمریکا. چه در تاریخ قبل از انقلاب مانند یرواند ابراهامیان و چه پس از انقلاب. ماجرای ارتباط سازمان با سفارت شوروی قبل و بعد از انقلاب که نمونه ان سعادتی و ماجرایش بود، توسط ماموران روسی از جمله فیزنکو وابسته کا جی بی در ایران، پس از فروپاشی شوروی مورد تایید قرار گرفت، تا ارتباط این گروه با نیروهای صدام و اینک... به هرحال به مانند هر مقاله دیگری این مورد نیز قطع یقین خالی از نقص نیست.

 

ضمن آنکه در این مقاله فرازهایی از تاریخ معاصر یادآوری شد، نه تحلیلی آمد و نه قرار بر مقایسه و نقدی از پیش تعیین شده بوده است.

 

با تشکر از خوانندگان گرامی،چنانچه مدارک مستند تاریخی در این رابطه داشتید، به همان ایمیل نویسنده ارسال کنید.

 

رضا سلیمانی-نویسنده مقاله

 

 

man yek farde bi taraf hastem 1-dava sar lahafe ...

علی

 

انتخاب:کاربر گرامی مسائلی که ارائه دادید جالب است اما محتاج به اسناد معتبر و مستدل. در این خصوص اسناد سازمان معتبر نیستند. اسناد معتبر، فارغ از جهت گیری هستن. در خصوص تظاهرات 30خرداد، اطلاعات ارائه شده در ضمیمه مقاله نویسنده منقول از اسوشیتدپرس و رادیو آمریکابوده که قطعا برای نویسنده و هم مجموعه انتخاب مورد قبول بوده است.

 

 

آنان كه حقيقت را ميدانند ولي انكار ميكنند جنايتكارند.

داور

 

 

واقعا که بردیمون تو اون سالها"روزنامه انقلاب اسلامی طرفدار بنی صدر بود و روزنامه جمهوری اسلامی طرفدار حزب جمهوری"البته درست که حامیان سازمان خودشان را در بین طرفداران بنی صدر جا می زدند ولی این درست نیست که همه طرفداران بنی صدر را هواداران سازمان بخوانیم"من خودم آن روزها به دلیل فضایی که درست کرده بودند یکی از موافقان دو آتشه بنی صدر بودم اما در عین حال یکی از مخالفین منافقین"البته ما همان ملتی هستیم که صبح طرفدار مرحوم مصدق بودیم و عصر ضد مصدق!!!

حسین

 

اره درسته همینطوری بود من الان فرانسه ام 24ساله همینجوری که نویسنده گفته اشراقی نماینده بنی صدر بود ولی بنی صدر اینقدر قاطی شد با رجوی که دیگه نماینده خودشم قبولش نداشت ما هم که طرفدار دو اتشه پیکار هی تو خیابان هرکی بود ما هم بودیم و میریختم برادری هم بود ما کمیته ای ها رو میزدیم اونها هم ما رو ولی از سال 61 به بعد رفتار رژیم فرقی کرد اینقدر که...

بیژین-محفوظ

 

فقط 6 ماه در ايران آزادي بدهيد تا ملت متوجه شود چه كسي راست ميگويد.

مصطفی

 

مرگ بر...درود بر... شماها را... لعنت به...ما پیروزیم. شما همه تان...درود بر...خدمت شما و روزنامه نگارانتان هم...

 

م.ر

 

با سلام

در ذكر تاريخي وقايع آن روزها ترور نافرجام حضرت آيت ا... هاشمي رفسنجاني را قيد نكرديد ، حتما" از فراموشي نويسنده بوده و عمدي در كار نباشد .

 

خوددار

 

تا كي مي خواهيد تاريخ را وارونه بنويسيد؟

پویا

 

يك سال تاريخ را ديرتر گفته‌ايد 5 مهرماه 1359 نه 1360

 

انتخاب: کاربر محترم بر اساس اسناد تحویلی از سوی نویسنده، تمامی منابع خبری،تاریخی- زمان واقعه مذکور را پنجم مهرماه سال 1360 درج کرده اند.

 

اینهایی که میگوییداگر چه هم درست باشد اعدام ها تابستان 67 را در زندانها که همه انها بچه سال بودند را توجیه نمیکند. تازه روزنامه کیهان در هر رزیمی پناهگاه برای کذب و کار استتار را انجام میدهد شاید بیسوادان هر چه مینویسید کورکورانه بپذیرند نه همه

امین

 

انتخاب: کاربر گرامی ان روزها کیهان تحت مدیریت افرادی چون دکتر یزدی و سید محمد خاتمی بود. شاید اینک نتوان کیهان را بعنوان سند منظور کرد اما در سالهای آغازین انقلاب بی شک سند معتبری خواهد بود. ضمن آنکه کاربران محترم انتخاب سعی کنند در خصوص موضوع اظهار نظر و ابراز عقیده نمایند. تا گروه بازبینی هر چه سریعتر نظرات شما در اختیار دیگر مخاطبین قرار دهد.///بازبین مهری

 

 

ای ول این سلیمانی و شهیدثالث که مشخصه با دولت بدجوری مخالفن اما وقتی میخوان دفاع کنن یه جوری می نویسن ادم میمونه. احمدی نژاد باید از این مشاورا داشته باشه نه ج...و ح.الف. کسانی که سرزمی ایران براشون اول از همه اهمیت داره. ایول من با اجازه شما مقاله تون رو هرجاش رو خواستم بر میدارم بعدا توی نشریه دانشگاه تحویلش بدم.ای ول به انتخابااااااااااااااااااااا :))

علی رامش/زاهدان

 

مهم اينجاست العان بني صدر و منافقين كجا اند و نيرو هاي انقلاب كجا .

 

الحق همون كه منافقين با ناموس و اعتبارو اسم و رسمي كه بني ... راه انداخته بود . جواب در خور وجوده ننگينشون رو به همديگر دادند.اينان از دور خارج شده محسوبند . بيخودي زمان و انرژي و كاغذ قلم و خبر صرفشان نكنيد .اسراف و بيمورد است .

 

البته جاي تشكر و عرض ادب هست به آقاي رضا سلیمانی. كه با مقالاتشون زمينه رشد و آگاهي ايرانين عزيز را منظور ميدارند و همينطور از روزنامه وزين انتخاب و گردانندگان محترم آن.

 

مهدی قائم