شرم ، شادی یا شیون

 

حسن زبل، هفتم ژوئن 2007

http://hasanzebel.blogfa.com/post-493.aspx

البته بر همه ما اشرف نشینان واضح و مبرهن است که هفدهم ژوئن روز بزرگی در تاریخ ایران است و بلکه روز مهمی در تاریخ تمام جهان است ، درست مثل روز والنتاین یا هالوئین و خلاصه روزهای اینجوری ، در واقع این روز بزرگ خاصیت هالوئین و والنتاین را با هم دارد چون ما اینقدر به خواهر مریم عشق میورزیدیم که قرار بود همه عاشقانه خودسوزی کنیم و حتی کسانی هم که جرئت این کار را نداشتند قرار بود عاشقانه خود سوزانده شوند و اینقدر هم از عاقبت کار ترسیده بودیم که هیچ کس اینقدر از سوار بی سر در روز هالوئین هم تا حالا نترسیده ؛ برای همین میگم که روز بزرگی است و خاصیت هر دو روز هالوئین و والنتاین را دارد. اما یک مشکلی هست ، البته شاید من که هنوز یک ذره از انقلاب خواهر مریم را نگرفته ام این مشکل را دارم ولی به هر حال مشکل این است که من نمیدانم که در این روز بزرگ باید چه کار کرد؟

 

آیا باید جشن گرفت ؟ دستگیری خوهر مریم و باز شدن پرونده در فرانسه و گرفتن آنهمه پول که جشن ندارد. تازه همین دستگیری خواهر مریم باعث شد که کار سازمان خراب شود و همه بچه ها در اشرف بفهمند که خواهر مریم اشرف و عراق را ول کرده و رفته به فرانسه وگرنه تا چند روز قبلش که به ما میگفتند خواهر مریم خواست بیاد شما را ببیند و به شما سر بزند که نشد و سلام رساند. خب تورو خدا این جشن گرفتن داره ؟

 

آیا باید عزا گرفت ؟ اگر عزا بگیریم که دیگر این روز ، روز بزرگی نخواهد بود و بضرر خودمان میشود و بعد دشمنان ما جشن میگیرند .

آیا باید شرم کرد؟ بالاخر ه این روز باعث شد که یک بند به بندهای انقلاب اضافه شود و خود خواهرصدیقه و خواهر مژگان گفتند که بلاهایی در زندان فرانسه به سر خواهر مریم آوردند که همه ماها که خودسوزی نکردیم بایداز زنده بودن خودمان شرم کنیم که چطور ما زنده بودیم و با خواهر مریم اینکارها را کردند ،؛ البته به نظر من باید پلیس فرانسه شرم کند که چطور دلش آمد با خواهر مریم آنهم در این سن و سال اینکار ها را بکند ،آنهم جلوی چشم بقیه که بعدا خبر بدهند و بشود یک بند انقلاب، من نمی دانم این پلیس فرانسه خودش خواهر مادر ندارد؟ ولی در هر صورت شرم کردن خوب است اما برای تبلیغات و در سیمای آزادی نشان دادنش کار سختی است و ما نمیتوانیم در مراسم این روز بزرگ شرم کنیم یعنی معلوم نیست جلوی دوربین ما باید چه کار کنیم که همه بفهمند در حال شرم کردن هستیم

 

آیا باید همدیگررا مثل هالوئین بیاد آن روز بترسانیم ؟ این هم کار سختی است چون ما خودمان دائم این روزها در حال ترسیدن هستیم ، از صحبت های مقامات عراقی ، از گزارش وزارت خارجه آمریکا ، از دادگاهی شدن ، از افشاگری بریده مزدوران و خلاصه از سایه خودمان هم میترسیم حالا از این روز هم بترسیم دیگر کارمان زار است .

 

آیا باید خودمان را به یاد آن روزها بسوزانیم ؟ البته این کار یک خوبیهایی دارد منجمله اینکه بعد از سوزاندن خیالمان از همه چیز راحت میشودولی بدی هایی هم دارد منجمله اینکه معلوم میشود که دیگر کسی حاضر نیست بخاطر خواهر مریم خودسوزی کند ، درثانی فعلا که قسمتی از بدن مسئولان سازمان بخاطر نقش بر آب شدن نقشه ها ی سازمان در حال سوختن است اگر این مساله التیام پیدا کرد بعدا میشود در باره خودسوزی هم صحبت کرد.

 

همانطور که مشاهده کردید در روز هفده ژوئن هیچ کاری نمیشود کرد که ایرادی نداشته باشد، البته انداختن مراسم به سی ژوئن یک مقدار کار را راحت تر کرد چون بالاخره خواهر مریم آزاد شده ولی آنهم خالی از ایراد نیست منجمله اینکه بالاخره با آن بلایی که در زندان به سر خواهر مریم آوردند و با باز بودن پرونده کماکان جشن و شادی با شرم و بقیه قضایا تضاد دارد؛ اما من یک راه حلی دارم که مشکل را ساده میکند .

 

به نظر من بهتر است که روز سی ژوئن همه اینکارهایی را که گفتنم نمیشود کرد با هم بکنیم یعنی اولش بریم در انظار عمومی جشن بگیریم بعد از جشن بنشینیم گزارش بنویسیم و از دستگیری خواهر مریم عذر تقصیر بخواهیم و خودمان را مقصر بدانیم و عزادار باشیم، بعد از گزارش به نشست برویم و آنجا به همدیگر فحش بدهیم تا همه ما حسابی شرم کنیم و یکی دونفر را هم در نشست کتک بزنیم که مثل هالوئین همه بترسند و ماست ها را کیسه کنند بعد هم به یکی دونفر که مواضعشان به اضداد و بریده مزدورها نزدیک است کمک کنیم که خودشان را بسوزانند تا مراسم این روز بزرگ به خیر و خوشی اجرا شود .

 

حسن زبل شهر اشرف 2007-06-07