|
محمد
حياتي از كانديداتوري در قوه قانونگذاري تا مجري قوانين تشكيلاتي با پنجه بوكس و
چماق! يك دوست از ايران 22.06.2007 وقتي خبر سردمداري چماقداران در روز 17 ژوئن به
فرماندهي محمد حياتي درحمله به انجمن حمایت از
مهاجرین و ایرانیان مقیم فرانسه در پاريس را خواندم با آن همه جرياناتي كه توسط
رها شدگان شنيده بودم باز هم تعجب كردم ! يك مدعي
قانونگذاري در مجلس پس از گذشت نزديك به 28 سال سر از كجا در آورده است .؟ خاطرتان هست ايشان كانديداي اولين دوره نمايندگي مجلس بودند.؟ اگر راه به مجلس مي بردند چه قوانيني را برشته تحرير
مي كشيدند .؟ و اينك مجري همان قوانين نانوشته
شده اند آنهم در سرزمين آزاد
انديشان.!! پنداري اين آقايان در اين مدت در ناكجا آباد اطراق
كرده و آموزش ديده اند و اينك درسهايشان را در پايخت مهد آزادي و آزاد انديشي پس
ميدهند. آفرين آقاي محمد حياتي !!! امروز ده نمكي همان كسي كه بر روي ما چماق مي
كشيد به فيلمسازي مشغول شده و فيلم اخراجيها را ميسازد و تو جانشين خلف
او در صحنه سياست شده اي تا اولين روزهاي شيرين انقلاب يادمان نرود ! آفرين آقاي محمد حياتي !!! با آن موهاي سفيد چه ابهتي
در چماق داري كسب نموده اي!! وچه وظيفه بزرگي را بگردن گرفته اي !! يادآوري
اولين روزهاي چماقداري انقلاب !!آفرين برتو. پيام
رئيس جمهور برگزيده مسعود رجوي به جواد فيروزمند !! 22.06.2007 اندر افاضات مريم رجوي در روز 17 ژوئن در حمله ايادي
خوش دستش به يكي از فعالين انجمن حمایت
از مهاجرین و ایرانیان مقیم فرانسه (جواد فيروزمند ) : کاش همان
سال 1380 که تو را دستگیر کردیم اعدام میکردیم تا
خیال همه راحت میشد!" بلي مريم
..... افسوس بخور زيرا ما هم
در حال افسوس خوردنيم تو افسوس
ميخوري چرا جواد فيروزمند را اعدام نكردي تا امروز تو افشا نمي شدي !!! و ما
افسوس ميخوريم كه چه سالهايي عمرخود را
تباه كرد ه ايم و چه بيهوده فكر
ميكرديم تو و آن ك ث ي ف تر از خودت در راه
آزادي وطن مبارزه ميكنيد و بهمين
دليل برايتان كف زديم و هورا كشيديم ما
نيز چون تو امروز در حال افسوس خوردن هستيم
. اما اين افسوس كجا و آن افسوس كجا ؟ ما افسوس ميخوريم
كه عمرمان را چه بيهوده تباه كرديم و تو
افسوس ميخوري كه چرا كم آدم كشته اي !!!2 گرمن
آنم که باید آن باشم در کنارسنگ
شیشه را نگهدارم
در روز 17 ژوئن انجمن حمايت از مهاجرين و ايرانيان مقيم فرانسه (آریا) در اولین
نشست خود در افشاء ماهیت رهبریت غاصب و خائن به آرمانهای
بنیانگذاران سازمان مجاهدین گامی بزرگ برداشت. و حقانیت
منتقدین وجداشدگان ازاین تشکیلات ( بدلیل خشونت
طلبی رهبریت غاصب سازمان ) را به اثبات رساند. به بهانه مصونیت پناهندگی افراد تشکیلاتی در
کشور فرانسه و اتخاذ شیوه فراخوانی افراد از دیگر
کشورهای اروپایی را ميتوان
دلیلی بر تروریست بین المللی بودن
این فرقه دانست. بن بستهای سیاسی توان اندیشیدن را از
رهبریت این گروه سلب نموده
و نشان از ته چاه بودن آنها در این مقطع زمانی دارد آنان برای
بیرون کشیدن خود از چاه .....
به هر ریسمان پوسیده ای چنگ میزنند. بعنوان یک ایرانی وطن پرست اعلام میدارم که
اعمال این گونه حرکات فقط باعث شرمساری ایرانیان در
طیف مبارزاتی بر علیه ظلم و بیدادگری خواهد بود. دراین برهه از زمان رهبریت مجاهدین در زیر پوشش
انواع اسمهاي تشكيلاتي وسياسي و ... دیگر توانی برای مبارزه
با نظام ایران را در خود نمی بیند بنابراین به بهانه
ماندگاری در صحنه و برای سرگرم نمودن زیر مجموعه های
خود - جدا شدگان را هدف مبارزاتی خود قرارداده اند. چه هدف
بزرگی !!! باید به این گروه در انتخاب هدف
تبریک گفت !!! اینک وظیفه دولتهای اروپایی است که
بدلیل امنیت شهروندان خود یکپارچه با این پدیده
عاصی و خشونت طلب مقابله نمایند. بایسته است دولتهاي اروپایی بررسی لغو
پناهندگی افرادی را که در آشوب روز 17 ژوئن در فرانسه شرکت داشتند را در کشوری که پناهنده
می باشند دردستور کار قرار دهند
زیرا فردا به همین بهانه عده ا ی پناهنده
از کشورهای دیگر امنیت شهروندان آنها را به مخاطره خواهند
انداخت. رهبریت مجاهدین باید بدانند که اگر مبارزات آنها برحق
بود و تشکیلاتی اصولی و سیاسی را رهبری
می نمودند حتی یک نفر
خواهان جدایی از آن تشکیلات نبود. گرمن آنم
که باید آن باشم در
کنارسنگ شیشه را نگهدارم ! شما حتی کوه را هم نمی
توانید در کنار تان نگهدارید چه رسد به شیشه . با تاسف فراوان! س – نوروزی 30/03/1386 |