نامه مهندس صابر به برادر حسن زبل (طنز(

 

 

نامه رسیده، دوازدهم ژوئیه 2007

 

برادر حسن زبل! نامه مسئولانه و انقلابیت را خواندم و چند نکته به نظرم رسید که از کنج لانه غازهای پادگان اشرف به آن اضافه کردم.

 

ضوابط یتیم داری در اشرف

 

وبلاگ حسن زبل، ششم ژوئیه  2007

 

http://hasanzebel.blogfa.com/post-508.aspx

 

در روز سی ژوئن اجتماع بزرگی از ایرانیان در پاریس برگزار شد که بیش از پنج ملیون نفر در آن شرکت کردند،( لطفا ایراد نگیرید که سالن گنجایش نه هزار نفر داشته که پر هم نشده ، خودم خبر دارم اینکه گفتم پنج ملیون خودش یک نوع مبارزه تبلیغاتی است ) در این اجتماع بزرگ شش ملیونی خانم مریم رجوی رئیس جمهور منتخب خودمان درحضور هفت ملیون ایرانی طی یک اقدام انسانی تبلیغی سیاسی ، از سر ناچاری برای اینکه نشان بدهد ما تروریست نیستیم فرمودند که حاضرند از هزار کودک عراقی در اشرف نگهداری کنند، که این اقدام با تشویق همه هشت ملیون نفر حاضر در سالن مواجه شد.البته این اروپایی ها باید همان وقتی که خانم رجوی کبوتر به دست گرفت و پرواز داد به او اعتماد میکردند و قبول میکردند که ما تروریست نیستیم اما از آنجا که دوباره ما را در لیست گذاشتند خانم رجوی مجبور شد که یک ژست دیگر هم بگیرد ، هر روز که نمیشه کبوتر آزاد کرد . اینبار خانم رجوی در این اجتماع بزرگ نه ملیون نفری پیشنهاد داد که از هزار کودک عراقی یتیم در اشرف نگهداری کنیم ، که البته هر ده ملیون نفر مستقر درسالن با این اقدام موافق بودند اما اینجا در اشرف نظرات مختلفی وجود دارد بعضی که تنشان به تن بریده مزدورها خورده از این کار خواهر مریم ناراحت هستند و میگویند بچه داری چه ربطی به مبارزه با رژیم دارد و میگویند که اگر قرار بود بچه داری کنیم چرا بچه های خودمان را فرستادید خارج و گفتید با مبارزه تضاد دارد ، اونهایی هم که بچه نداشتند میگویند مگر خودمان چیزمان بود که بچه دار بشیم و از بچه خودمان نگهداری کنیم ، بعضی ها هم مخالف هستند و میگویند که چرا مریم رجوی همیشه از ما اشرف نشینان مایه میگذارد ؛ وقتی قرار است بمباران بشویم ما را ول میکند میرود ، وقتی قرار است بنوازیم و برقصیم باز ما باید دست به کار بشویم ، شده ایم مرغ عزا و عروسی ، اصلا چرا این بچه ها را نمیبرد اورسورواز خودش نگه داری کند ،

اما من میگویم هر چه خواهر مریم میگوید ما اشرف نشینان باید چشم و گوش بسته عمل کنیم ، اصلا برای ما چه فرق میکند انگار تاحالا مبارزه میکردیم که الان میگویند بچه جلوی مبارزه را میگیرد ؛ قبلا ما تانک ها را نگهداری میکردیم بدون اینکه از اونا استفاده کنیم اونم تانکهای عراقی ها را ، الان بچه های عراقی را ؛کار همون کاره .

اما از آنجا که یک عده سود جو هم هستند که به اسم انقلاب خواهر مریم از آمدن بچه ها به اشرف استقبال میکنند پیشنهاد میکنم که درست مثل ضوابط برادران که خود برادر مسعود به همه ابلاغ کرد تا برادارن را در مقابل خطر برادارن مصون نگه دارد،ضوابطی هم برای نگه داری کودکان ابلاغ شود ، مثلا اینکه

- نگهداری از یک بچه باید حتما دونفره باشد و کسی حق ندارد به بچه ای یک نفره غذا بدهد یا ابراز محبت کند.

- شیر دادن به کودکان خردسال فقط با شیشه شیر انجام شود و خواهران حق شیردادن به کودکان را ندارند .

- برای اینکه کماکان همه عاطفه ها برای رهبری بماند ، به سینه کودکان عکس برادر مسعود و خواهر مریم چسبانده شود وموقع قربان صدقه رفتن بچه ها همه موظفند به این عکس ها نگاه کنند و جملات را خطاب به این عکسها ایراد کنند.

- بچه ها نباید بجز خواهر مریم به شخص دیگری علاقه پیدا کنند ؛ افرادی که از بچه ها نگه داری میکنند اگر مورد علاقه واقع شوند باید در نشست عملیات جاری پاسخگو باشند.

- وضعیت بچه های جدید الورود در سلسله مراتب تشکیلاتی به شکل زیر خواهد بود :

1- بچه های کمتر از پنج سال ( TSطفل صغیر ) که باید تحت نظر شورای رهبری نگه داری شوند

2- بچه های پنج تا ده سال (TNطفل انقلاب) که دختر و پسر باید بصورت مجزا نگه داری شده و تحت آموزشهای خاص انقلاب ایدئولوژیک درونی قرار بگیرند و

3- بچه های بالاتر از ده سال ( TPطفل پیوسته ) که به یگانها منتقل شده و سازماندهی میشوند البته با رعایت نکات لازم.

- سعی شود از بچه های بلند قد برای نگه داری انتخاب شود که در مراسم ها بشود آنها را در بک گراند سالن بعنوان سیاهی لشکر بکار گرفت.

- از آنجا که ممکن است با دیدن بچه ها ی کوچک ، اعضا و کادرهای مستقر در اشرف احساساتی شده و یاد خانواده خود بیفتند باید با آمدن بچه ها هرشب نشست های مفصل گذاشته شود و کلیه اعضا هرشب نسبت به خانواده هایشان اظهار تنفر کنند ، و با دادن نامه به سایت نشان دهند که از خانواده خودشان بدشان میآید.

لطفا اگر مطالب دیگری هست که باید بعنوان ضابطه قید شود، به موارد بالا اضافه کنید تا کار شورای رهبری و خواهر مریم ساده تر شود.

.

برادر گرامی حسن زبل !

نامه انقلابی شما را با احساس مسئولییتتان در مورد نگهداری از بچه های یتیم خواندم و آه از نهادم خارج شد .

من مهندس صابر هستم شاید مرا به یاد بیاورید .مردی کوتاه قد و بیمو و چاق و قرقرو .

از مال دنیا فقط یک مدرک مهندسی مکانیک دارم که از آلمان گرفته ام . هیچ وقت نتوانستم انقلاب کنم .البته فشار زیادی به خودم آوردم ولی هیچگونه انقلابی از من بیرون نیامد. در حال حاضر هم انقلاب نکرده در کوچه باغ های اشرف غازچرانی می کنم . امیدوارم که روزی حال آن را داشته باشم که بتوانم از دیوار اشرف بالا رفته و خود را به کمپ آمریکائیها برسانم.

نوشته بودید که اگر نکته ای است به آن اضافه کنم . آنقدر نکته و مورد و شرح حال است که نمیدانم از کجا شروع کنم .

بنظرم خواهر مریم یک فکر انقلابی به سر دارد و آن اینست که بزودی برای در آمدن سازمان از لیست تروریستی در کمپ اشرف مراسم بزرگی انجام می گردد.

همه رزمندگان ارتش آزادیبخش در حالیکه یک کودک را در بغل گرفته اند از جلوی تمثال رهبر رژه می روند. این مسئله تاثیر عاطفی بسیاری برروی تهیه کنندگان لیست می گذارد . شاید دلشان برحم بیاید و ما را از لیست بیرون بکشند.

برادر مسئول حسن زبل!

این نکات را شما عمدا از روی خیرخواهی از قلم انداخته بودید که بنده ضمن گزارش به مسئولم به آن اضافه می کنم.

.

4- نوجوان بالای پانزده سال( TAS طفل آماده شهادت ) که برای حمله و خودسوزی و اعتراض به سیاست ضد تروریسم بین المللی به پاریس و دیگر مناطق ارسال می گردد.

* TAS می بایست قبل از گرفتن جشن پانزده سالگی و نوشتن وصیت نامه با پوسترهای رهبری، باردیگر رسما گواهی بدهد که فرزند مسعود و مریم است و از زیر بوته به عمل نیامده است.

*TASهای مونث در صورت در آوردن عشوه، همردیف مسئولین سازمانی شده و ارتقاء پیدا می نمایند و بلافاصله به ندیمه های خواهر مریم می پیوندند.

* TAS   ها در سن 18 سالگی باید وفاداریشان را به مادر مریم و پدر مسعود ثابت کرده و دارفانی را وداع گفته باشند و نامشان در لیست شهدا ثبت شده باشد.

* TAS هائی که از قضای روزگار بیش از موعد مقرر مانند یک کرم به زندگی عادی ادامه بدهند و شهید نشده باشند، مشکوک به وابستگی به وزارت اطلاعات رژیم بوده و می بایست جهت افشای آنان اقدام فوری نمود.

* TAS هائی که بجای نام مسعود و مریم از نامهای اعمه استفاده می کنند، ذاتا قابل اعتماد نیستند و سر بزنگار رهبری را تنها می گذارند و نمک نشناسی خویش را ثابت می نمایند.

* TAS هائی که بجای عشق به رهبری عاشق یکدیگر شوند، شیر مادر مریم بر آنان حرام گشته و می بایست تا سرنگونی رژیم آخوندی در بخش تدارکات به جای بغل کردن معشوقه خود، کیسه سیمانی حمل و نقل کنند و سنگر مصنوعی بسازند.

* TAS هائی که خواب سکسی ببینند باید در حضور جمع بالا آورده و آن را یک پدیده تحمیلی و تزریقی رزیم اخوندی دانسته و اظهار شرم نموده و لذت آن خواب را یک لذت آخوندی و بدور از خصلتهای انقلابی بدانند.

مهندس صابر  مسئول چرانیدن غازهای اشرف

----------------------