|
چه دردی است دشمن نادان خدایا
بهزاد علیشاهی، نهم ژوئیه 2007 http://hasanzebel.blogfa.com/post-509.aspx راستش خوبه دشمن آدم هم آدم باشه ، سواد داشته باشه و
یه کم چیز حالیش بشه، اینجوری آدم سرش را بالا
میگیره که بیا و ببین فلانی با من دشمنه . ای
کاش ما جدا شده ها یه دشمنی داشتیم که بهمون فحش های
سیاسی و ادبی و هنری میداد که ما هم مجبور
میشدیم یه کم برای پاسخگویی معلومات کسب و
خرج کنیم، ای کاش یه دشمنی داشتیم که استدلال
میکرد و مناظره که ما هم مجبور میشدیم استدلال کنیم و
مناظره که البته بیشتر دوست داریم . اما از بد روزگار دشمن ما شده
سایت پاسارگاد و افشاگر و در پشت همه سازمان مجاهدین که همه اش فحش
میده و حرفهای صد من یه غاز ، البته جدیداً شعر هم
میگه اونم شعر طنز ؛ البته شعرباید قبل از هرچیز
تشکیلاتی باشه ،شعر تشکیلاتی هم مشخصات خودش را داره ؛
نه وزن میخواد نه قافیه نه فرم خاصی از شعر باید باشه
نه محتوای خاصی باید داشته باشه ؛ فقط باید شاعرش
ایدئولوژیک باشه ودر باره موضوع سفارش شده شعر بگه و فحش بده ؛
بهتره که شعر زیر را که در یکی از سایت های
مجاهدین با عکس بنده و دوستان بنده به چاپ رسیده بخوانید تا
بفهمید که چه دردی است دشمن نادان ، اینکه چه کسی نوشته
بماند، چون دستور تشکیلاتی است و کار سازمان و شاعر بیچاره هر
کسی میتواند باشد ، اما توصیه من به سازمان مجاهدین
اینه که برای بهتر مبارزه کردن با ما بریده مزدورها
یکدوره کلاس فارسی در حد ابتدایی در اورسواز و اشرف و بقیه
قرارگاهها برقرارکنند ؛ عجالتا هم از روی کلماتی که در شعر غلط
نوشته شده ده بار بنویسند که دستشون برای مبارزه راه بیفته
. نعوذبالله
- عفریته - نسبی – تقدیر چند
توصیه برای خوانندگان وبلاگ که میخواهند
شعرتشکیلاتی زیر را بخوانند : کلمات
غلط را قرمز کرده ام ، دنبال محتوا و معنی هم نگردید که ندارد ،
لطفا حوصله تان هم سر نرود تا بفهمید که داشتن دشمن احمق چه
مصیبتی است و یه کم دلتان برای ما بسوزد.
اين
نه يك جن كه نعوذ و به الله خداي
نكرده آدميزا د است! زن
الگوي نظام فقهي بند
ه ي منزل و مامور ارشاد است! اين
يكي نامش عنتري نژاد است زن
ستيزيش ژنتيكيست خوني
و نصبي و مادر زاد است عنتريست
دست آموز ولي فقيه از
تخم ظلم و از تركه ي بيداد است شهرتش
هزار تير و لقبش مهرورز! تير
خلاص زن ود ژخيم و جلاد است اين
سيه جن ما مور تعزير است جايز
ه اش يك لوح تغدير است پوشيده
كه خلايق نشناسندش يا
كه زيادي فناتيك است اين
چه معما و در اين چه رازست كاين
يكي نگهش پوشيده و
ان دگر ي دو چشمش بازاست! شك
نكن در دريدن و ويراني اين
يكي گرگ و آن دگر گراز است اين
افريته كه بيني اين چنين است جاسوسه
ي شهر شمر لعين است همان
شهري كه جن ارشادگرش است بود
حاكم در آن بس زنگي مست اين
همان جن كه پوشيده نقاب است اين
همان جن كه مامور عذاب است اين
كه خصلتش چون سگ نازي آباد است بهر
استخواني اين همه شاد است قلاد
ه اش دست ملا اژ ه ايست پايان
ننگ عبرت انگيزش گره
خورده با مرگ ارباب است اين
كه لب و لوچه اش آويزان است پيش
ارباب بي مروت دون به
دوني اين چنين له له زنان است شاكي
پروند ه ي قاضي بروگير شاهد
ايران ديدبان است افتاده
چرا به كنج زندان؟! چون
سردسته ي چاقو كشان است اين
آخوند بنده كه يك الدنگ است مظهر
فساد و خيانت و ننگ است جاسوس
اجنبي و مز دور ملا پرو
فسور دروغ و جفنگ است آسمان
را به ريسمان مي بافد از
هر دري جفنگي مي لافد تا
خون بخورد از رگ مردم با
هر خائني به خلق مي لاسد شاعر
فرامرز محمودی -------------------- از
همین نویسنده: یک پیشنهاد خطرناک از مریم رجوی -
جلوی سوءاستفاده جنسی از کودکان را بگیریم اوج مبارزه با جمهوری اسلامی (و میزان
شناخته شدگی مریم رجوی در ایران!!) اقرار مجاهدین به
چماقداری در پاریس |