جناب آقای سارکوزی؛ پیام رجوی یک اعلام جنگ واقعی است

مجاهدین دبلیو اس، بیست و پنجم ژوئیه 2007


http://www.mojahedin.ws/article/show.php?id=2338

جناب آقای رئیس جمهور، آقای نیکولا سارکوزی

در نامه قبلی به جنابعالی (10 ژوئیه 2007 با عنوان در باب ضرورت مونیتورینگ رسانه ای مجاهدین)، دلایلی متقن بر ضرورت مونیتورینگ رسانه ای سازمان مجاهدین خلق به مثابه ضروری ترین اقدام برای شناخت ماهیت دوگانه این تشکیلات و به عنوان یک تهدید بالقوه برای امنیت و سلامت روانی و روحی شهروندان تان و همچنین دولت و در نهایت یک مانع اساسی بر سر راه نهادها و سیستم های کنترل کننده اقدامات تروریستی و هرج و مرج طلبانه در اروپا مورد تاکید قرار دادیم. همچنین اصرار داشتیم، ماهیت این سازمان را بیش از آنکه در شعارها و ادعاهایشان شناسه کنید، الزاما در ماهیت عملکردهای ایدئولوژیک و فرقه ای آنان دنبال کنید.

درک این میزان از پیچیدگی بی تردید نیازمند مطالعه عمیق در فلسفه وجودی و شکل گیری این سازمان در چهار دهه پیش است. مانیفست این گروه که به ضرورت نگاه هستی شناسانه از اعتقاد ذاتی و ماهوی به اصل تضاد و درگیری در تئوری و پراتیک منتج شده، در تلفیق با اخلاقیات ماکیاولیستی و مناسبات تمام فرقه ای، به ضرورت و درک منافع مقطعی و دراز مدت خود قادر است از تمام اهرم ها، امکانات و قابلیت های موجود در غرب و مشخصا فرانسه شما کمال سوء استفاده را بکند. به شما تاکید کردیم برای پی بردن به این ماهیت چند لایه و پیچیده، مونیتورینگ رسانه ای مجاهدین می تواند تنها یکی از ابزارهای موجود و قانونی تنها گوشه ای از این دنیای پیچیده، چندگانه، متظاهر و پارادوکسیکال را برای شما آشکار کند. خوشبختانه یا متاسفانه کمتر از یک ماه از ارسال این پیام برای شما و سایر نهادهای اروپایی، مسعود رجوی رهبری در خفای سازمان مجاهدین در پیام 3 ژوئیه خود به تمامی بر ادعاهای ما صحه گذاشت. این پیام در ذات و ماهیت خود تمامی غرب و نهادهای مدنی و قانونی و در عین حال منتقدین و مخالفین و تمامی پناهندگان سیاسی غیر مجاهدین را به یک رویارویی خشونت آمیز آشکار تحریک و تهدید می کند. در ژوئن سال 2003 و در جریان دستگیری مریم رجوی و شماری از اعضای سازمان مجاهدین خلق شما در مقام وزیر کشور دولت شیراک در خصوص ماهیت این سازمان و ابعاد و اشکال تروریستی آن تاکید کرده بودید:

"این گروه یكی از افراطی‌ترین و زشت‌ترین اشكال تروریسم را نمایندگی می‌كند."

یقین بدانید از آن زمان تا اکنون این اظهارات در حافظه سازمان مجاهدین و تا زمان پاسخ تلافی جویانه به شما در حافظه مجاهدین باقی مانده است. ساده ترین اقدام کینه توزانه آنها حمایت از رقیب انتخاباتی شما و انتشار بیانیه رسمی از قرارگاه ایدئولوژیک موسوم به اشرف در دعوت شهروندان فرانسوی به انتخاب خانم سوگلن رویال بود. این اقدام اگر چه بظاهر نوعی کنش مدنی و قانونمند محسوب می شود، اما یقین بدانید که اقدامات قانونی 17 ژوئن و موضع گیری شما در این رابطه مکانیزم و محرک اصلی آن بوده است. به همین میزان چالش موجود مجاهدین با شما پس از انتخابات اخیر که مشخصا با ایجاد و ترویج ابهام و سوء ظن در میان شهروندان فرانسوی بروز کرده، پیش از هر چیز بر موضع خصمانه و تصفیه حساب های فرقه ای مجاهدین تاکید دارد. درک این مهم بسته به میزان اهتمام شما برای شناخت ماهیت فرقه ای، تروریستی و کینه توزانه آنها دارد. و مشروط به شناخت مناسبات فرقه ای و نوع رابطه ای است که بدون اشاره مشخص به هدف های تلافی جویانه و بغض آلود، از طریق القاء و انتقال کدها و علائم آشنای فرقه ای برای ایجاد بحران های اجتماعی و سیاسی به اعضا و هواداران القاء و منتقل می شود. این شیوه که مشخصا در پیام رجوی متبلور و محسوس می نماید، بواقع شباهت های قریبی را با نمونه های فرقه ای معاصر تداعی می کند. گو اینکه در پاره ای از موارد رجوی آشکارا برخورد فیزیکی و خشونت آمیز با مخالفان و منتقدین خود را سوای در نظر گرفتن هر گونه رده و مسئولیت تشکیلاتی به مثابه یک امر قدسی و استراتژیک مورد تاکید قرار می دهد. رجوی در بخشی از پیامش خطاب به همه اعضای سازمان مجاهدین از هر رده و مسئولیت تشکیلاتی در جهت مقابله و برخورد فیزیکی و حذفی و خشونت آمیز با به اصطلاح غیر خودی ها، تاکید دارد:

"اینجا، یعنی برسر سرخرگ و شریان حیاتی مقاومت، جایی نیست كه بین یك هموطن یا یك هوادار یا عضو یا مسئول اول مجاهدین و مسئول شورا كمترین تفاوتی باشد."

اصرار داریم محتوای این عبارات، مفاهیم و واژها را در ادبیات مجاهدین برایتان تبیین کنند. رجوی در پیام خود صراحتا از حمله به اجتماعات اعضای جداشده از جمله نشست فیاف در ژوئن گذشته نه تنها حمایت که آن را به مثابه یک ضرورت و وظیفه تلقی و بر ادامه و استمرار آن تاکید می کند. آقای رئیس جمهور، رجوی در پیام 3 ژوئیه خود تاکید دارد:

"طرد كامل رژیم ولایت فقیه، مرز متمایز و خط قرمز پیكار آزادی به شمار می رود. عبور از این خط قرمز كه حصار حیاتی و مرزبندی ملی ایرانیان در برابر حاكمیت آخوندی است، هر فرد یا جریان سیاسی را، هر چند سابقه یا داعیه مخالفت با رژیم داشته باشد، از جرگه مخالفان رژیم خارج و به ورطه خیانت می كشاند."

درک واژ هایی از جمله خط سرخ، خیانت، حصار حیاتی و ... در ادبیات سیاسی مجاهدین خلق معادل صدور فرمان آتش بر علیه کسانی است که در هر مقام و موقعیت اجتماعی و سیاسی در هر کجا و به هر دلیل تئوریک و سیاسی و حتی اختلاف سلیقه در مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی با مجاهدین خلق مرزبندی و اختلاف نظر دارند. بر همه کسانی که اندک اطلاعی از ماهیت و موجودیت مجاهدین دارند واضع و آشکار است که ملاک مرزبندی رجوی یعنی ایستادن در کنار و یا روبروی رژیم جمهوری اسلامی، چیزی جز در راستای مقابله تمام و کمال و تصفیه حساب های فرقه ای با همه منتقدین و مخالفین شیوه های تروریستی و ضددمکراتیک و سکت و افشای آن نیست. چنانچه رجوی در راستای همین مرزبندی کذایی و دروغین، دولت شما - دولت شیراک - دستگاه قضایی فرانسه - وزرای خارجه کشورهای اروپایی و از جمله فرانسه و کمی آنسوتر دولت قانونی و برآمده از انتخابات آزاد در عراق، وزارت امور خارجه آمریکا، نهادهای حقوق بشری از جمله دیده بان حقوق بشر، اتحادیه اروپا و ... را همطراز با اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق همسو و متحد با جمهوری اسلامی معرفی و بر برخوردهای فرقه ای با آنها از سوی هوادارانش تاکید دارد. کمی تعمق در پیام رجوی و درک لحن و ادبیات آن با توجه به سبقه و عملکرد مجاهدین در مواجهه با غیر خودی ها شما را نسبت به خطر بالقوه ای که نسبت به آن هشدار دادیم متقاعد خواهد کرد. رجوی صرفنظر از شمار جداشدگان سازمانش بالاترین مقامات اروپایی و سیاسی را با هتاکانه ترین واژه ها و ادبیات که حکایت از بی اعتنایی و به سخره گرفتن حداقل پرنسیب های موجود است مورد تهدید قرار داده و می نویسد:

"اكنون بگذارید در رابطه با همین برچسب «بكلی مزخرف» به تجار بی پرنسیبِ بازار سیاست دراتحادیه اروپا، بویژه به ”سرتاجر محترم“ آقای سولانا، كه تاكنون آبی ازماراتُنِ دیدارهای حلقوی - زنجیره ای او با آخوند حسن روحانی و پاسدار علی لاریجانی گرم نشده بگوییم...."

جناب آقای سارکوزی

چه کسی می تواند ادعای رجوی مبنی بر اتحاد یکپارچه این همه جریان متفاوت و بعضا متضاد را در راستای مقابله با مجاهدین خلق و حمایت از جمهوری اسلامی بپذیرد. آنگونه که رجوی مرزبندی می کند بی شک شما نیز خواسته یا ناخواسته در راستای دشمنان فرضی مجاهدین و متحدان جمهوری اسلامی ایران قرار می گیرید. در چنین فرضی هر گونه اقدام خشونت آمیز و دفعی در این راستا به مثابه یک تکلیف و وظیفه تشکیلاتی لاجرم، لازم الاجرا تلقی خواهد شد.

جناب آقای سارکوزی

 

رجوی از موضع رهبری یک سازمان تروریستی، فرقه ای که هنوز جوهر تازه ترین اتهامات تروریستی و فرقه ای آنها از سوی وزارت خارجه آمریکا، اتحادیه اروپا و ده ها کشور دیگر خشک نشده، به شما به عنوان نماینده ملت فرانسه و از موضع تحکم و تهدید می نویسد:

"دولت و دادستانی فرانسه باید بلادرنگ ختم پرونده شرم آور 17 ژوئن را با همه آثار و عوارض آن اعلام كند. این پرونده سیاه ترین لكه در مبارزه ضدتروریستی در اروپا و بالاترین مشوق برای دیكتاتوری تروریستی و مذهبی حاكم بر ایران بوده است."

این تازه موضع مجاهدین در قبال ملت و دولتی است که در آخرین نظرسنجی جهانی به عنوان دمکراتیک ترین کشور دنیا به افکار عمومی و جهان معرفی شده و مجاهدین بیش از دو دهه است از حقوق پناهندگی و آزادی های سیاسی آن نهایت بهره برداری را نموده اند.

جناب آقای سارکوزی

بی مناسبت نیست حکم نهایی رجوی در خصوص مرزبندی با شما و سایر نهادهای قانونی دولت و کشور شما و همچنین تمام کسانی که به نحوی بیرون از مناسبات فرقه ای مجاهدین ایستاده اند را یک بار دیگر از متن پیام رجوی مورد تاکید قرار بدهیم. رجوی به صراحت پس از تعیین حد و مرزها و خطوط قرمز که مجاهدین به خودی و غیر خودی اطلاق می کنند، می نویسد:

"هركس كه میخواهد باشد، در هر رده و مقام و مرتبت و مسئولیتی هم كه بوده، خائن و خیانت پیشه حقیری بیش نیست."

جناب آقای سارکوزی

رجوی در این پیام با ستایش از دو قربانی عملیات خودزنی و شبه تروریستی فرقه ای یعنی ندا حسنی و صدیقه مجاوری و تجلیل از دیگرانی که در ژوئن 2003 اقدام به خودسوزی کردند، آشکارا اعضا و هواداران خود را در اروپا و جهان به انجام اقدامات مشابه برای ناگزیر کردن اتحادیه اروپا، دادستانی فرانسه و .... ترغیب و تشویق و در واقع فرمان آتش صادر می کند. این عبارات آیا پیامی جز این معنا را به همه اعضاء و هواداران مجاهدین القا می کند:

"درود بر صدیقه و ندا، مشعلهای فروزان و فروغ های جاویدان آزادی، و 23 قهرمان شعله ور دیگر در 10 كشور ....."

جناب آقای سارکوزی

پیام 3 ژوئیه رجوی یک اعلام جنگ غافلگیرکننده و غیر قابل پیش بینی در گستره ای به وسعت تمام اروپا و غرب و با هدف مقابله با همه شخصیت های حقوقی و حقیقی است. کاش امکان تبیین و اثبات بیشتر این ادعا در این ظرف محدود میسر بود.

جناب آقای سارکوزی

کماکان درخواست و انتظار ما برای جلوگیری از هر گونه حادثه غیر قابل پیش بینی و بحران، و دفاع از حقوق پناهندگان به دولت و ملت فرانسه، اینبار اعمال کنترل و مونیتورینگ اعضاء و هوادارانی است که مشخصا دارای سوابق و پرونده تروریستی و اتهاماتی مشابه آنچه در پرونده 17 ژوئن قید شده می باشیم. این مکاتبات بدون تردید در بخشی از حافظه تاریخی شما و ملت فرانسه، به رفع همه شک و تردیدها درباره ماهیت این فرقه تروریستی کمک خواهد کرد.

برایتان آروی موفقیت می کنیم. 24 ژوئیه 2007

رونوشت ها

شورای وزیران اتحادیه اروپا

وزرای خارجه کشورهای اروپائی عضو اتحادیه اروپا

خانم میشل آلیوت ماری، وزیر کشور فرانسه

دادستانی فرانسه

وزارت امور خارجه آمریکا

سازمان دیدبان حقوق بشر

جناب آقای خاویر سولانا

جناب آقای امه سزه

اومانیته

مطلب مرتبط:

  سرگشاده به رئیس جمهور فرانسه به بهانه تظاهرات 30 ژوئن مجاهدین