|
ده پرسش و ده پاسخ در بارۀ مجاهدین
خلق (۶)
احمد باران- پاریس، پانزدهم دسامبر 2007
ABaaraan@yahoo.fr
لینک به قسمت های قبلی:
ده پرسش و ده پاسخ در بارۀ مجاهدین خلق
(۵)
ده پرسش و ده پاسخ در بارۀ مجاهدین خلق
(۴)
ده پرسش و ده پاسخ در بارۀ مجاهدین
خلق(۳)
ده پرسش و ده پاسخ در بارۀ مجاهدین
خلق(۲)
ده پرسش و ده پاسخ در بارۀ مجاهدین
خلق(۱)
سئوال ۶: در مقالات گذشته، شما مجاهدین و شورا را
یکی فرض کردید. چرا؟ آیا شورای ملّی مقاومت
که دربرگیرندۀ افراد لائیک هم هست میتواند با
مجاهدین که به گفتۀ شما عقایدِ بنیادینش مثل
خمینیست یکی باشد؟
پاسخ: از آنجائی که من با شورا و افراد آن، و همچنین با ساختار
تشکیلاتی و مسئولین آن آشنا هستم، امیدوارم بتوانم پاسخ
شما را با وضوح بیشتری توضیح بدم. حقیقت این است
شورا میتوانست نقش مثبتی در تحولات ایران بازی کند،
یا حداقل در سالهای اوّلیهٔٓ کارش میتوانست
نقش محوری برای افراد و جریانهای مختلف داشته باشد.
امّا به دلایلی که اشاره خواهم کرد، شورا به چرخ لنگ مجاهدین
تبدیل شد، و توان تاثیر گذاری مثبت بر تحولات را از دست داد.
دست آخر به صورت جسدی روی دست مجاهدین باقی ماند. حالا
اون دلایل که شورا را به این روز انداخت چی بود؟
یکی اینکه بسیاری از اعضای اصلی به
دلیل مخالفت با هژمونیطلبی مجاهدین از آن جدا شدند. در
طرف مقابل، مجاهدین افراد و جریانات جدا شده را عوامل رژیم
قلمداد کردند و گفتند که اینها به خاطر طولانی شدن مبارزه به سمت
رژیم رفتهاند. خوب این که مجاهدین به مخالفین خودشان
برچسب رژیمی بودن میزنن که حرف تازهای نیست. اگر
خاطرتان باشد، خمینی هم هر که را که میخواست بزند او را به
مجاهدین و امریکا نسبت میداد. از این منظر،
خمینی و مجاهدین کاملاً یکسان عمل کرده و میکنند.
دلیل دیگر اینکه، مجاهدین ترجیح میدادند و
مىدهند که از شورا فقط اسم و شکلش حفظ شود ولی از محتوا تهی باشد.
برای این کار هم دلایل خاص خودشان را دارند. آنها نمىخواهند
شورا هویت مستقل از مجاهدین داشته باشد چرا که وجود یک
شورای مستقل برای آنها تهدید جدّی محسوب میشود.
ازطرفی، با داشتن یک شورای دست آموز و وابسته به خودشان
میتوانند با آن پز دموکراسی بدهند. از این رو تا توانستند
افراد عضو شورا را به خودشان وابسته کردند. در یکی از همین
اباطیلی که اخیراً علیه یکی از افراد جدا
شده نوشتهاند ذکر کردهاند که علاوه بر حقوق ماهیانه، پول آب و برق، و
سایر الزامات زندگی را برایش فراهم کرده بودند. خوب
آدمی که تا خرخره به مجاهدین وابسته مىشود تا آنجا که نون شبش را
هم محتاج آنهاست که نمیتواند در مقابل آنها بایستد، مگر
اینکه در یک نقطه از آن امکانات دل بکند. در غیر
اینصورت مجبور است به طریقی عرض ارادت کند، و به قول
یکی از دوستانی که هنوز هم عضو شوراست، این حقوق
ماهیانه و سایر ریخت و پاشها همه در حقیقت حقالسکوتیست
که مجاهدین به آنها میپردازند. من هم به این دوست گفتم نوش
جانتان، اگر توانستید بیشتر هم بخورید، ولی
یادتان باشد روزی باید حساب پس بدهید که چرا در مقابل
پایمال شدن حقوق اولیّه و انسانی افرادِ جدا شده از مجاهدین
سکوت کردید؟ آخر چگونه است که شما مثلاً از پاریس نگران مردم
ایران هستید، ولی در مقابلِ افرادی که در همین
پاریس از مجاهدین جدا شدهاند و حقوق انسانی آنها
پایمال شده سکوت مىکنید؟ چرا وقتی مجاهدین به تجمع
دگراندیشان حمله می کنند این کار را محکوم نمیکنید؟
پس لااقل انصاف داشته باشید و از اینکه شورا را اسم مستعار
مجاهدین بنامند ترش نکنید. آخه این که نمیشه که هم پز
دموکراسی بدین و هم از چماقداران مجاهد دفاع کنید یا در
مقابلش سکوت کنید. مگر این به قول خودت حقالسکوت ماهیانه
چقدر است که تو باید در حضیض چاه بی شرافتی، خودت را به
خاطر آن گرفتار کنی. به هر حال شورا قرار بود نماد هبستگی و اتحاد
آزادیخواهان باشد ولی نهایتاً کارش به اینجا رسید
که خوب برای همه روشن است و من قصد ندارم آنها را تکرار کنم. با اوج گرفتن
فشار روی مجاهدین برای گسترش شورا، مجاهدین با وارد
کردن فلهای (گروهی) بسیاری از اعضای فرقۀ
خودشان یک شبه آن را "گسترش" دادند، و از طرفی با حذف حق
وتوی سازمانهای عضو، شورا به طور کامل در اختیار
مجاهدین قرار گرفت تا با آن هر کاری که خواستند بکنند. چرا که حالا
اکثریت اعضا را مجاهدین دارند، مسئول آن هم که ضمناً رهبر
عقیدتی مجاهدین است، رئیس جمهورش هم که علناً گفت صرفاً
به خاطر "مسعود" است که آنجاست، امور مالی و
تشکیلاتی آن هم که دست مجاهدین است، دبیرخانه و
آبدارچی آن هم که از مجاهدین است، حالا شما به من بگوئید که
اگر این با مجاهدین یکی نیست پس چیست؟ بیخود
نیست که دادگاه عالی امریکا در حکم خودش صریحاً و علناً
اعلام کرد که پس از تحقیقات بسیار به این نتیجه
رسیدند که شورا در حقیقت اسم مستعار مجاهدین است. در
این باره در مقالات گذشته به تفصیل توضیح دادم. خوب این
که دیگه حرف من یا امثال من نیست، حرف قضات دادگاه عالی
و کارشناسان امریکاست.
امّا اینکه در سئوالتان اشاره کردید که شورا اعضای
لائیک دارد پس نمیتواند با مجاهدینِ مذهبی
یکی باشد. این از سفسطههای مجاهدین است که
برای فریب دیگران از آن استفاده می کنند. درست است که
بعضی مدعیاند که لائیک یا غیر مذهبی
هستند، ولی آنچه نقطۀ اشتراک آنها با مجاهدین است طینت
ارتجاعی و شراکت آنها در اعمال مجاهدین است که برای آن از
مجاهدین "حقالسکوت ماهیانه" دریافت می کنند.
در مقالات گذشته به این افراد اشاره کرده بودم .برای نمونه، از
پرویز خزائی مثال میزنم. این بچهآخوند کراواتی
که حتی در بین اعضای شورا بعنوان چاپلوس و بادمجان دورقابچین
مجاهدین شناخته میشود، و سابقۀ طولانی در چاکر
منشی از خود نشان داده، به تبعیت از پیام ۱۲
تیر امسال رجوی، برای مخالفین و کسانی که پروژههای
خیانت و تروریزم مجاهدین را افشاء کردهاند خط و نشان
کشیده و ادعا میکند که مبارزه با مخالفین فرقه مجاهدین
"بزرگترين وظيفه تاريخي و انگيزه زيستن و لذت هستي است." اجازه
بدین به این ابله بگم که ای خاک بر سر تو و تفکر فرقهایت
که هتاکی به جان و نوامیس هموطنان پناهنده را برای خودت
وظیفه تاریخی و منشاء لذت میدانی. پدر بزرگ
عقیدتیات، خمینی جنایتکار، هم از کشتن انسانها و
زندانیان سیاسی لذت میبرد و حظ میکرد و اشعار
عرفانی مىسرود. امّا ای تف و لعنت تاریخ به روی تو و
جدّ ایدئولوژیکی تو. بگذارید از نمونۀ
دیگری برایتان مثال بزنم. کریم قصیم در بین
خود مجاهدین به "کریم حرف" مشهور است. کارش این است
که فقط حرف بزند و از مجاهدین و رهبری آنها تعریف کند. خوب شما
به این میگوئید مثلاً عضو لائیک یا
نمیدانم غیر مجاهد، یا چیزهائی از این
قبیل. این فرد جزء حرافترین آدمهاست که اصلاً از حرف زدن
خودش خیلی خوشش مىآید و کیف میکند. هر
کاری هم که می کند مدام در پی این است که ثابت کند چقدر
ارادتمند مجاهدین و رهبری آنهاست. خوب، به مهدی سامع و همسرش
زینت میرهاشمی نگاه کنید. مثلاً پیرو
برنامۀ هویت هستند. یک محفل چند نفره که وقتی با هم
آبگوشت میخورند اعلامیه صادر می کنند. در ژانویۀ
امسال (۲۰۰۷)، بعد از اعدام رئیس جمهور سابق عراق
اطلاعیه دادند و او را دیکتاتور خطاب کردند. مجاهدین از
انتشار این اطلاعیه بر روی سایتشان خودداری
کردند. اگر درست خاطرم مانده باشد، تیتر اطلاعیه این بود:
آغاز دموکراسی با اعدام. از این جماعت بی هویت
باید پرسید، اگر رئیس جمهور سابق عراق دیکتاتور بود، پس
چرا حالا که روابط پشت پردۀ مجاهدین با اون "دیکتاتور"
با فیلم و عکس منتشر شده حرفی نمىزنید و محکوم نمىکنید؟
چرا اون وقتی که سر سفرۀ اون "دیکتاتور"
بودین همه چیز را انکار میکردید، ولی حالا روز
بعد از اعدام او برایش لغز مىخوانید. خوب چرا حالا سکوت کردهس؟ چون
آخر ماه باید اجاره و پول آب و برق بپردازد. خلاصه کنم، در این
شورای مجاهدین هر چیزی وجود دارد الّا مدافع
راستین آزادی و دموکراسی و الّا آدم مستقل و با انصاف.
ببینید، امکان ندارد کسی ذرهای دغدغۀ
آزادی داشته باشد، ولی به این همه سرکوب و تحقیر
انسانها در روابط مجاهدین اعتراض نکند. غیر ممکن است حتی پول
و امکانات مادی هم بتواند چنین افرادی را برای مدّت
طولانی قانع کند. ذرهای شرافت انسانی کافیست تا آدم را
منقلب کند. از این رو، با اطمینان مىگویم که ذات سیاه
و طینت زشت این افراد در خشونت و سرکوب، نقطۀ اتصال آنها به
مجاهدین است که با حلقهای از پولِ آب و برق و امکانات روزمره
یا بقول خودشان "حقالسکوتِ" ماهیانه پیوند خورده
است.
ادامه دارد.
|