اظهارات شاهسوندی دریکصد وسی ونهمین قسمت گفتگوبا رادیو صدای ایران  

 

سایت مچاهدین: 20 /09/1386

 

تصمیم به عراق رفتن از مدت‌ها پیش در ذهن رجوی وجود‌ داشت

 

یکصدوسی و نهمین قسمت گفتگوی سعید شاهسوندی با رادیو صدای ایران در 30 نوامبر 2007 مصادف با 9 آذرماه 1386 انجام شد. در این بخش سعید شاهسوندی در ادامه بررسی تاریخچه سازمان مجاهدین خلق مقطع اخراج رجوی از فرانسه و رفتن او به عراق را مورد بازخوانی قرار داد. وی ضمن تاکید بر انتخاب عراق به عنوان محصول شکست های استراتژیکی مجاهدین ضمن مرور عملکرد سازمان از مقطع انقلاب سال 57 تا زمان اخراج او از فرانسه اقدام رجوی را اینگونه ارزیابی کرد:

 

"پرواز به عراق محصول یک شکست بود. زیرا خط مبارزه‌ مسلحانه از قبل محکوم به شکست بود. در مورد محکوم به شکست بودن این خط، هم من و هم دیگران از جریان‌های مختلف سیاسی بسیار گفته و نوشته‌ایم. فقدان شرایط عینی و ذهنی، تفاوت‌های ماهوی و طبقاتی حکومت شاه و جمهوری اسلامی، عدم توجه به نقش مذهب و به‌ویژه نقش آیت‌الله خمینی در میان مردم، عدم درک روشن از تعادل قوای موجود و فقدان پایگاه اجتماعی متناسب، ماجراجوئی، اراده‌گرائی (ولونتاریسم) تلاش برای جایگزینی نقش سازمان به‌جای توده‌های مردم. غافلگیرکردن تمامی گروه‌های سیاسی و موارد بسیار دیگر تنها سرخط‌های اشتباه استراتژیک رجوی در ورود به مبارزه‌ مسلحانه است."

 

شاهسوندی یکی از دلایل اثبات دیدگاه هایش درباره اشتباه بودن فاز مسلحانه را خروج غیرمنتظره رجوی از ایران تلقی و در ادامه به تحلیل ادامه اشتباهات رجوی از جمله ملاقات با طارق عزیز و رابطه با عراق و در نهایت زمینه های رفتن رجوی به عراق پرداخت و گفت :

 

"تصمیم به عراق رفتن  از مدت‌ها پیش در ذهن رجوی وجود‌ داشت. ملاقات با طارق عزیز و روابط قبل از آن، گواه این مدعا است. برای رفتن به عراق موانعی بر سر راه رجوی وجود داشت. مهم‌ترین آن مخالفت جدی شخص بنی‌صدر بود. با کنار رفتن بنی‌صدر و بعد هم جدائی از فیروزه (دختر بنی‌صدر و همسر دوم رجوی) که تهدید کرده‌ بود در صورت رفتن به عراق اطلاعیه خواهد داد و رجوی را خائن به مردم ایران خواهد خواند، راه برای رفتن به عراق هموار شد. با جدائی قاسملو که مدعی و رقیب بود و شماری از شورائی‌های مستقل نظیر خانبابا تهرانی؛ شورای ملی مقاومت شیر بی یال و کوپال و اشکمی ‌شد  در خدمت شخص رجوی."

 

شاهسوندی با مرور اتفاقات بعد از رفتن رجوی به عراق که بعضا باعث تلاشی و جدایی شماری از اعضای مطرح شورا شد، این ریزش را در راستای خواست و میل باطنی رجوی یک گام موثر برای اعمال هژمونی بیشتر رجوی بر شورا و سازمان ارزیابی کرد و در تاکید مهیا شدن شرایط دلخواه رجوی در عراق گفت:

 

"رجوی با یك محاسبه ساده‌ی دو دو تا چهارتائی با خود می‌گوید: با انقلاب ایدئولوژیک سازمان را یك‌دست و اختلافات داخلی را از بین بردیم. شورائی‌های مزاحم و دست و پا‌گیر هم که نیستند. حکومت صدام هم چندین حسن دارد. اول آن‌که دست و پاگیری‌های بوروکراتیک!! و لیبرالیستی!! دولت‌های بورژوائی اروپائی را ندارد. دوم آن‌که ضدامپریالیزم است که ما هم هستیم. سوم آن‌که ضدصهیونیزم است که ما هم هستیم. چهارم آن‌که در حال جنگ با رژیم است که ما هم هستیم. پنجم و از همه مهم‌تر آن‌که در چشم‌انداز، و به این زودی‌ها پایانی برای جنگ متصور نیست."

 

شاهسوندی در ادامه ضمن بازخوانی فرار رجوی از ایران به عنوان یک اشتباه بزرگ که زمینه متوسل شدن به قدرت های خارجی را فراهم می کرد، رفتن به عراق را نیز در راستای چنین هدفی برشمرد و اضافه کرد:

 

"رفتن رجوی به عراق تكرار اشتباه چند سال پیش او، یعنی خروج و یا فرار از ایران و دست به دامان كشورهای خارجی شدن، بود. اشتباهی اما بسیار بزرگ‌تر و مهلک‌تر فرورفتن، آن‌هم با سر به عمق چاه ویل حکومت استبدادی صدام، بسا هولناک‌تر و بدنام‌تر بود. حکومتی که با مردم ایران در جنگ بود. موشک‌ها و بمب‌هایش خانه‌های مردم بی‌گناه و بی‌پناه را هدف قرار می‌داد و دشمنی شووینستی شخص صدام با ایران و ایرانی شهره‌ی آفاق بود."

 

شاهسوندی در این بخش از اظهارات خود ضمن اشاره به مکاتباتش با مسعود قسمت هایی از نوشته های خود خطاب به رجوی را بازخوانی کرد. شاهوسندی خطاب به رجوی می گوید:

 

"سازمان و در راس آن شخص تو از دامن‌زدن به امیدهای واهی در بیرون و حتی در درون سازمان چه هدفی را دنبال می‌کند؟ فردا وقتی که این امیدهای تو خالی در برخورد با واقعیت‌ها ترکید، مسئولش کیست؟ باید از هم‌اکنون دنبال علی زرکش دیگری باشید!"

 

وی همچنین در بخشی از اظهاراتش به کمک های نظامی صدام به رجوی اشاره کرد و ضمن تصریح این مطلب که صدام به چه دلایل و انگیزه هایی این کمک های را انجام داده گوشه هایی از این امکانات و همچنین سلسه مراتب و مناسبات درونی گفت:

 

"در دوره‌ صدام‌حسین توپ و تانک و زره‌پوش و تیپ و لشکر هم فراوان بود. زمانی حتی گردان! مردان قورباغه‌ای داشتند. البته شمارگان تیپ‌شان به اندازه‌ شمارگان یکی دو گروهان ارتش‌های معمولی بود. ولی فرمانده‌ آن به هرحال یک سرتیپ! بود. فرمانده‌ کل‌قوا هم که آقای رجوی بود.

 

شاهسوندی به توضیح بی پشتوانگی مجاهدین حتی در خارج از کشور پرداخت و ضمن بازخوانی خاطره ای در این خصوص تاکید کرد آمار و ارقام مربوط به تظاهرات به دستور شخص رجوی چند برابر و یا حداقل دوبرابر می شده است. وی در این رابطه اضافه کرد:

 

"خاطرم هست به پیامی از خودِ رجوی استناد کردم که گفته‌بود 2 میلیون ایرانی در خارج از کشور تحت فشار رژیم مجبور به ترک خانه و کاشانه شده‌اند. از وی پرسیدم که اگر ما تنها 10% این جمعیت را توانسته بودیم برای یک تظاهرات آرام در محل مسکونی خودشان به صحنه بیاوریم باید شاهد تظاهرات 150 تا 200 هزار نفری باشیم. حال آن‌که آماری که در رادیو و نشریه به دست من می‌رسید و به توصیه دفتر شما دو برابر می‌شد حداکثر 10 هزار نفر است. یعنی کمتر از 1%. این یعنی انزوای ما در میان مردم. آن هم مردم خارج از کشور، کسانی که به گفته‌ی خودت اکثراً مخالف حکومت بوده و تظاهرات یکی دو ساعته هم برایشان خطر و زحمتی نداشت. "

 

منبع / نگارنده : Mojahedin.ws