مجاهدین وتناقضات حذف نام آنها از «لیست تروریستی» اروپا وآمریکاوپیش بینی شکست استراتژیک

حسن عادل، انجمن نجات، تهران، بیست و دوم دسامبر 2007

http://www.nejatngo.org/index.php?news_id=3852&centre

آنچه که در حکم ودفاعیات مجاهدین در دادگاه انگلیس آمده است این است که مجاهدین «از سال دوهزار ویک دیگر هیچگونه عملیات » تروریستی در ایران نداشته اند. وعملا مجاهدین به نفی جنگ مسلحانه میرسد. همان نفی جنگ مسلحانه ای که شاه کار استراتژیک سازمان طی سالیان گذشته واز روز بنیادگزاریش بوده است. یکی از شروط عضویت در شورای وابسته به مجاهدین موسوم به «شورای ملی مقاومت» که نود درصد اعضای آن را نیز اعضای مجاهدین تشکیل میدهند وبقیه نیز یا هوادار ویا خود را سمپات این جریان میدانند این شرط یعنی پذیرش جنگ مسلحانه به عنوان یک محور عضو شدن در این شورای بوده است.

سازمان دوسیاست متفاوت را دراین رابطه برگزیده است . او کوشش میکند که در نزد از ما بهتران که در اروپا با لبخند ژکوندی مریم رجوی خود را مبرا از ادامه جنگ مسلحانه معرفی کند وبه گونه ای که مریم رجوی بیان کرده است عملیات نظامی آنها مربوط به «هزاره قبل» است واز طرف دیگر رو به هواداران و باختگان در قلعه اشرف آنها را هنوز امیدوار به «استراتژیک بودن وبازوی مسلح خلق» بودن امیدوار نگه دارد وبا نقل قولهایی از رژیم از آنها یک ببر کاغذی بسازد که البته اسیر در دست قدرتمداران امپریالیستی باید در انتظار سرنوشت خویش میباشند تا چه قدرتمداران برای آنها تصمیم بگیرند ودر تلاش میباشند که جنگی را ه بیاندازند تا برای آنها مفری ایجاد کند که بتوانند نقش «بازوی مسلح خلق» را بازی کنند وبرای واماندگان در قلعه اشرف نیز با سرمایه گذاری انسانی که هریک کرده اند بسیار مشگل میباشد که خود را از این گذشته جدا کنند وراه جدیدی برگزینند علاوه بر اینکه در قلعه تحت فشار روانی مجاهدین نیز قرار دارند.

رهبری مجاهدین در واقع سعی میکند که با دواستراتژی حرکت کند یکی اینکه خود را در غرب مقبول در نزد جریاناتی در اروپا وآمریکا بنماید واز خود یک چهره «دمکرات ، غیر جنگ طلب» نشان دهد که در جهت خشونت نیست واز طرف دیگر در جهت ایجاد جنگی ودرگیری بین ایران وآمریکا میباشد وبه آن چشم دوخته است تا دوباره بتواند سلاحهای خود را پس بگیرد ودر کنار نیروهای آمریکایی به نقش کمکی خود به امید نقش داشتن در معادلات بقول مامور سیا به عنوان یک «تروریست خوب » برای آمریکاییان باشد. البته این تناقض را مجاهدین در نزد نیروهای خود «دیپلماسی ظریف» مینامند وبرای همین نیز مجاهدین بطور رسمی در مقابل نیروهای خود ی نفی مبارزه مسلحانه را نمیکنند بلکه آنرا با یک رویگرد وبا دوتاکتیک پیش میبرند وآنرا برای نیروهای خودی مانند هواداران و نیروهای مستقر در قلعه اشرف قابل هضم میکنند.

ولی در عمق این دوتاکتیک محور استراتزیک آنها را نشانه رفته است چرا که آنها از یک طرف در اروپا بر نفی جنگ مسلحانه عمل میکنند واز طرف دیگر با تکیه عمده برروی تضادها وتناقضهای جمهوری اسلامی و آمریکا حساب میکنند . ولی رهبری مجاهدین به مرحله سنگ مفت گنجشگ مفت رسیده است. برای رهبری مجاهدین بطوری که آقای سامع در یک مصاحبه تلویزیونی در اوایل اشغال عراق لو داد نیروهای مستقر در قلعه اشرف نیروهای مفت بدست آمده است چرا که سامع در این مصاحبه که از تلویزیون مجاهدین در برنامه ارتباط مستقیم پخش شده است میگوید که با «حسابهای دقیقا پیش بینی » شده بود که «نود درصد افراد مستقر در اشرف» پس ازا شغال عراق «از بین بروند وده درصد بقیه هم بدست رژیم ایران بیافتند» .حال رهبری مجاهدین که چنین حسابی را کرده بود ورجوی نیز خود را به آمریکاییها تسلیم کرده و مریم وباندش هم که به فرانسه فرار کرده بودند ، چنین نیرویی را مفت دوباره بدست آورده بودند ودوباره بر همین اساس حرکت میکنند یعنی تا آنجا که ممکن باشد برروی قلعه اشرف مانور خواهند داد وسعی در حفظ آن برای استراتزی جنگ که در جهت آتش زدن آن بین رژیم ایران وآمریکا میباشند واگر این استراتژی شکست خورد هنوز دراروپا هسته رهبری خود را حفظ کرده اند .چون نیروهای مستقر در اشرف یکبار برای آنها حد اقل به قول مهدی سامع سوخته شده بوده است واگر این بار هم دوباره در بازی بین شکافها به شکست بیانجامد باز به همان نقطه ای رسیده اسند که قبلا با «حسابهای دقیق» به آن رسیده بودند. در واقع رهبری مجاهدین با یک تیر در حال زدن دو نشان است از یک طرف در تلاش است که از نظر سیاسی خود را در اروپا جا بیاندازد و بتواند از لیست خارج شود تا بتواند با دست باز تری به کار سیاسی /مالی ادامه دهد واز طرف دیگر در عراق با نیروهای مفت قلعه اشرف به فشار وهمچنین تا مرحله جنگ ایران وآمریکا ادامه دهد . البته این بدین معنی نیست که رهبری مجاهدین به این راحتی نیز سنگر قلعه اشرف را رها کندبلکه سعی میکند تا سوختگی کامل این برگ با آن بازی کند و همزمان به یک بازسازی وسازماندهی جدید آنها به شکل دیگر بپردازد این بسته به معادلاتی دارد که بازی بین شکافهای بین ایران ، آمریکا وعراق برایشان فراهم آورد . این بازی پیچیده رهبری مجاهین البته چون دقیقا بر محور بازی در شکافهاست میتواند به برضد خود تبدیل شود چون با نفی امکان جنگ بین ایران وآمریکا در واقع این بخش از بازی مجاهدین در عراق رو به سوختگی گذاشته است واین را رهبری مجاهدین نیز میداند ولی بایستی که از این کارت حد اکثر استفاده را بکند بهر حال گنجشگ مفت وسنگ هم مفت بوده است . برای رهبری مجاهدین میماندمساله اروپا ولیست که این هم به همان سبک بازی عراق است وبستگی به توافقها وتضادها وتناقضهای اروپا و رژیم دارد . مسعود رجوی مانند تضاد جنگ ایران وعراق که میگفت صلح «طناب دار» این رژیم است و«بفرمایید صلح »کنید اکنون نیز به رژیم وغرب میگوید که «بفرمایید» ولی باز همانگونه که در مورد بهره برداری از جنگ ایران وعراق حسابهایش غلط از آب در آمد مطمئنا در این حیطه نیز حسابهایش اشتباه از کار درخواهند آمد چرا که پارامترهای بسیار زیادی را که میتواند همیشه در این نوع زندگی در شکافهای قدرت وجود دارد را در نظر نمیگیرد که مثلا همین اروپا مطمئنا حاضر به یک جنگ علیه ایران نیست ، همین اروپا از او ودار ودسته اش تنها به عنوان یک اهرم فشار استفاده میکنند و تناضهای داخل سیاستهای اروپا که بسیار گسترده است واز طرف دیگر از همکاری مشترک ایران وآمریکا در مساله افغانستان وعراق که هردو دشمن مشترک داشتند وتوافقات آنها ، وهمچنین مسائل پیچیده اشغال عراق برای آمریکا وضعیف بودن دولت بوش و..... این پارامترها همیشه بشترین تاثیرات را در روندها دارند وبرای همین زندگی در شکافهای رهبری مجاهدین را با ترس وشک وتردید روبرو میکند ویادمان نرودکه رژیم وآمریکا در جهت مذاکره دوباره درباره عراق هستند وبطوری که رژیم گفته است این بار مساله مجاهدین هم روی میز آنهاست مطمئنا توافق آمریکا ورژیم ایران بدون یک توافق گسترده امکان پذیر نیست . بهر شکل میتوان گفت که رژیم وآمریکا هردو در درون خود یک ا ستراتزی متناقض با یکدیگر را دارند که نتوانند توافقات استراتزِیک بنمایند ولی توافقات تاکتیکی برای منافع دو طرف همیشه وجود داشته است . بهرروی آنچه که رهبری مجاهدین در اروپا وعراق دنبال میکنند با ریسک های بسیار زیادی برایشان همراه است که در واقع شکست آنها را میتوان از هم اکنون پیش بینی کرد همانگونه که در زمان رفتن به عراق شکست این استراتزی قابل پیش بینی برای بسیاری بود ولی رهبری مجاهدین چنان در خود فریفته است که در مقام «رهبر نوین انقلاب » و«رهبر ایدئولژیک » هیچ جای بازبینی این سیاستهای شکست خورده را برای خود نمیگذارد ودرماهیت این نیروی اقتدار گرا نیز هیچ بازبینی واقعی دمکراتیک وجودندارد چرا که رهبری مجاهدین مانند رزیم بنایش را بر استراتزی قرار داده است که هر تکانی در ستون این ساختار آن را در هم خواهد ریخت یکی ولایت فقیه ودیگری رهبری ایدئولزیک ! این دو علی رغم تضادهایشان درواقع شبیه به یکدیگرند وساختار کاریشان را بر یک مبنی ساخته اند ویک ستون دارند وامکان رفرم وبازنگری ندارند چرا که بافتی اقتدار گرا دارا میباشند که نهایتا هر دگرگونی کوچک آنها را نابود میکند وبرای همین نیز امکان اینکه رژیم ستون نظام خودرا «ولایت فقیه » را تکان بدهد ندارد ورهبری مجاهدین نیز «رهبری ایدئولزیک »خود را وبه همین شکل نیز رژیم امکان تغییر در شعارهای استراتزیک خود مانند دشمنی با اسرائیل وعدم حمایت از تررویسم را ندارد به همین شکل نیز امکان عقب نشینی از استراتزِی خود مبنی بر «جنگ مسلحانه » را ندارد چرا که عقب نشینی از آن ستونهای استراتژی آنها را فرو میریزد وبرای همین نیز در این مورد دست به عصا راه میرود وبا سیاستهای متناقض حرکت میکند چون دقیقا مفهوم شکست در این استراتژی را میفهمد وسعی در پنهان کردن آن دارد.

-------------

 هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)

رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)

سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)

وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)

استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)

گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)

انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)

اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007

مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)